رله کنترل فاز چیست

رله کنترل فاز چیست

phase-control-relay

رله کنترل فاز

همه ما با اصطلاحاتی مانند برق دو فاز شده است و یا سیم نول قطع شده و یا تقارن فازها به هم خورده است آشنا هستیم و خطرات آن را نیز می دانیم در گذشته در مدارات حساس بصورت کنتاکتوری برخی عیوب مشخص می گردید و چراغ ها و زنگ های آلارم فعال می گردید و برق شبکه قطع ، ولی این مدار اولاً نمی توانست کلیه عیوب راتشخیص دهد از طرف دیگر قابل استفاده درکلیه اماکن وتابلوهای برق نبود .

با پیشرفت علم الکترونیک این عیوب مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت دستگاههای به نام رله کنترل فاز ساخته شد که متناسب با شرکت سازنده مجهز به امکانات کمتر یا بیشتر می باشد ولی در کل یک رله کنترل فاز باید عیوب زیر را تشخیص دهد : 

۱- قطع شدن فازها ( یک فاز ، دو فاز و یا هر سه فاز )  یا سیم نول

۲- تغییر توالی فازها

۳- افزایش یا کاهش بیش از حد مجاز ولتاژ

۴- عدم تقارن بیش از حد ولتاژ سه فاز

۵- شوک های ناشی از قطع و وصل برق 

رله های کنترل فاز دارای یک بوبین می باشند که در صورت صحت کلیه شرایط عمل نموده و تیغه باز خود را می بندد ، در نتیجه این تیغه باید در مسیر مدار فرمان قرار گیرد .

برای تشخیص رله از وضعیت برق شبکه باید هر سه فاز و سیم نول وارد رله کنترل فاز گردد ، در نتیجه به یک رله کنترل فاز حداقل ۵ سیم متصل است .

در این قسمت به تشریح رله کنترل فاز شرکت میکرو می پردازیم :

این رله دارای ۷ پیچ اتصال می باشد که به ترتیب عبارتند از :

۱- l1و l2 و l3 که به ترتیب به سه فاز متوالی شبکه متصل می شوند

 ۲-  mp ترمینال سیم نول می باشد که باید به سیم نول متصل گردد .

 ۳- ترمینال شماره ۱۵ ، ۱۶ و ۱۸ که پیچ کنتاکتها در مدار فرمان می باشند

این رله دارای ۵  LED  می باشد – دو LED سبز و سه LED قرمزکه به ترتیب عبارتند از :

۱- LED سبز با علامت U : در صورت اتصال سه فاز و سیم نول به رله این چراغ روشن می شود .

۲- LED سبز با علامت R :در صورت عملکرد صحیح رله این چراغ روشن می شود .

۳- LED قرمز با علامت P : در صورت قطع فاز یا فازها و قطع سیم نول یا جابجائی فازها و یا پائین بودن درجه حساسیت رله این چراغ خطر روشن می شود .

۴- LED قرمز با علامت U< : در صورت خطای کاهش ولتاژ شبکه این چراغ به عنوان چراغ خطا روشن می شود .

۵- LED قرمز با علامت U> : در صورت خطای افزایش ولتاژ شبکه این چراغ به عنوان چراغ خطا روشن می شود .

 این رله دارای ۳  رنج تنظیم می باشد که به ترتیب عبارتند از :

۱- زمان تاخیر در وصل : که از ۱ تا ۳۰ ثانیه قابل تنظیم است و بر روی هر زمانی که تنظیم شود ، در صورت صحت کلیه موارد بعد از زمان انتظار ( زمان تنظیم شده  )  رله عمل خواهد کرد و چراغ R روشن می شود .این متن برگرفته از سایت مهندسی برق قدرت و شبکه های انتقال و توزیع مهندس هادی حداد خوزانی می باشد

 

 ۲- زمان تاخیر در قطع : زمان عکس العمل رله (قطع رله) در موارد بروز عیب بر اساس زمان تنظیم شده توسط این رنج تنظیم ، مشخص می شود . این زمان در این مدل رله از ۱ تا ۱۵ ثانیه تنظیم می شود .

 

 

۳- حساسیت قطع فاز : با این درجه تنظیم می توان نامتقارنی و ولتاژ برگشت را جهت قطع خروجی انتخاب نمود . در این مدل رله ، حساسیت  از ۳ تا ۳۰  قابل تنظیم می باشد .

 

 در اکثریت موارد حساسیت بین ۱۵ تا ۲۰ درصد مناسب می باشد .

 در موتورهائی که ولتاژ برگشت زیادی دارند می توان از حساسیت ۵ % استفاده نمود و در صورتی که عدم تقارن ولتاژ موجود در شبکه مزاحم عمل عادی رله باشد می توان از حساسیت های ۲۵% تا ۳۰ % استفاده نمود .

 نحوه عملکرد رله و تست رله :

در صورت اتصال صحیح فازها و سیم نول ابتدا چراغ سبز U روشن می شود و در صورت  متقارن بودن ولتاژها ، صحیح بودن توالی فازها و تنظیم بودن حساسیت متناسب با موتور الکتریکی بعد از طی زمان تنظیمی On Delay چراغ سبز R روشن می شود که معرف عملکرد رلهمی باشد در همین زمان کنتاکت ۱۵ رله از ۱۶ قطع و به کنتاکت ۱۸ وصل شده و اجازه عمل به کنتاکتور اصلی را می دهد .

در نتیجه بعد از عملکرد رله ترمینال های ۱۵ و  ۱۸ کنتاکتهای بسته در مدار فرمان و ترمینال های ۱۵ و  ۱۶ کنتاکتهای باز در مدار فرمان خواهند بود .

منبع: http://hadi-haddad-khouzani-bargh.blogsky.com

انواع برقگیر در خطوط هوایی

انواع برقگیر در خطوط هوایی

Distribution-Polymer-Surge-Arrester-9KV-to-36KV

برقگیر و انواع آن

 

برقـگیـر (Lightning arrester)

برقگیر از وسایل ایمنی می‏باشد که برای هدایت موجهای ولتاژ ضربه‏ای به زمین و جلوگیری از ورود آنها به ایستگاههای انتقال و توزیع نیرو بکار می‏رود و معمولاً در انتهای خط انتقال و در ورودی ترانسها نصب می‏شود. ولتاژ شکست الکتریکی یک برقگیر بایستی کمتر از ولتاژ شکست الکتریکی ایزولاسیون لایه تجهیزات نصب شده در پست باشد.

انواع برقـگیـر

۱) برقگیر میـله‏ای
۲) برقگیر بـا فاصله هوایی
۳) برقگیر بـا مقاومت غیر خطی
۴) برقگیر بدون فاصله هوایی
۵) برقگیر خـازنـی
۶) برقگیر فیوزی

برقگیـر میـله ای

یکی از ساده‏ترین و ارزانترین برقگیرها که از اولین برقگیرها می‏باشند برقگیر میله‏ای هستند که با وجود قدیمی بودن امروزه نیز کاربردهای زیادی دارد . این برقگیر عبارت است از دو میله نوک‏تیز که یکی در قسمت برقدار نصب شده و دیگری در زیر ایزولاتور و یا بدنه نصب و به زمین اتصال می‏یابد فاصله دو نوک متناسب با ولتاژ و شرایط و زمان اعمال ولتاژ روی سیستم قابل تنظیم است . تنظیم این فاصله طوری که در مقابل ولتاژ حداکثر سیستم پایدار بوده و فقط در برابر ولتاژهای زیاد تخلیه الکتریکی صورت می‏گیرد . البته تنظیم برقگیر از حالت ایده‏آل دور بوده و می‏توان گفت در یک باند ولتاژ عمل می‏کند و مشخصه عملکرد دقیقی را برای آن نمی‏توان تصور کرد.

برقگیـر با فاصله هوایی

نوع دیگری از برقگیرها که کاربرد بسیاری در پستهای فشار قوی دارد ؛ برقگیر از نوع شاخکی می باشد . این نوع برقگیرها ساده ترین نوع برقگیر می باشند که به جرقه گیر (برقگیر با فاصله هوایی ) معروف هستند به مراتب از آنها در محلهای اتصال مقره به هادی یا اطراف بوشینگهای ترانسهای توزیع دیده می شود.
همانطوریکه که می دانیم برقگیرها باید در برابر ولتاژ نامی شبکه مانند یک کلید باز رفتار کنند و در برابر ولتاژهای بیشتر از ولتاژ نامی شبکه مانند یک کلید بسته رفتار کنند.
در این نوع برقگیرها (برقگیر با فاصله هوایی) اگر ولتاژ بالا رود؛ بین شاخکها قوس برقرار شده و انرژی صائقه را به زمین منتقل شده و این امر باعث می شود که تجهیز از بین نرود.

موارد استفاده برقگیـر با فاصله هوایی

امروزه از این نوع برقگیرها فقط در موارد خاصی استفاده می شود که عبارتنداز:
۱) برسر بوشینگهای ترانسها (جهت حفاظت سیم پیچهای ترانس)
۲) در خطوط انتقال فشار قوی که به شکل حلقه ای هستند که هم نقش برقگیر را بازی می کنند و هم نقش حلقه کرونا را بازی می کنند.

برقگیـر با مقاومت غیر خطی

این نوع برقگیر از یک یا چند خازن سری همراه با یک یا چند مقاومت غیر خطی تشکیل شده است، این خازنها که اصولا ً بصورت فواصل هوایی می‏باشد در حالت کار عادی سیستم از عبور جریان الکتریکی به داخل برقگیر جلوگیری می‏کنند. چنانچه ولتاژ سیستم به عللی بالا رود، فواصل هوایی بین خازنها هادی شده و جریان الکتریکی عبور می‏کند عبور جریان از مقاومت غیر خطی میزان افت و ولتاژ دو سر برقگیر را مشخص می‏کند .
فواصل هوایی موجود در برقگیر باید طوری باشد که در مقابل حداکثر ولتاژ کار سیستم مقاوم بوده ولی اگر به عللی اضافه ولتاژ اعمال شده اتصال کوتاه شود پس از برقراری شرایط عادی بتواند جریان را قطع کند که این کار توسط مقاومت های غیر خطی انجام می‏گیرد . مجموعه قسمت خازن‏ها و مقاومت غیر خطی در داخل یک ایزولاتور ساخته شده از مواد عایقی قرار می‏گیرند . انتخاب چند خازن در برقگیر بجای یک خازن به این دلیل صورت می‏گیرد که استقامت برقگیر در مقابل ولتاژهای برگشتی زیاد گردد برای اینکه تقسیم ولتاژهای روی خازن‏ها بطور مساوی انجام گیرد. یک سری خازن و مقاومت موازی در دو سر فاصله‏های هوایی قرار می‏دهند و این کار را درجه‏بندی ولتاژ می‏گوئیم، یعنی یکنواخت نمودن توزیع ولتاژ در روی خازنهای متوالی .

همانطور که در شکل دیده می شود برقگیرها در قسمت فوقانی خود مجهز به یک وسیله حلقه ای شکل هستند که این وسیله به حلقه کرونا یا کروناگیر معروف می باشد .
همانطور که می دانیم پدیده کرونا تخلیه الکتریکی ناقص در یک میدان غیر یکنواخت می باشد . در پستهای فشار قوی این پدیده بالاخص در محل های اتصال هادیها به تجهیزات دیده می شود .
لذا برای برطرف کردن این عیب باید میدان را در این نواحی یکنواخت کنند تا اثرات مخرب کرونا کمتر گردد . برقگیرهایی که امروز در پستها بکار می روند از نوع ZNO می باشند که در داخل آنها قرص هایی از جنس اکسید رویZNO می باشد که بسته به سطح ولتاژ شبکه تعداد آنها متغیر است .

برقگیـر با مقاومت غیر خطی

همانطور که می دانیم این برقگیرها باید همانند یک مقاومت غیر خطی عمل کنند یعنی در برابر ولتاژ نامی شبکه امپدانس بالایی را از خود نشان دهند و در برابر ولتاژهای بالاتر از ولتاژ نامی شبکه امپدانس کمی را از خود نشان دهند تا تخلیه صورت گیرد . لذا قرص های اکسید روی بکار رفته در برقگیرهای امروزی در واقع نقش مقاومت غیر خطی را بازی می کنند که دارای جریان نشتی بسیار کمی می باشند (در حالتNormal شبکه) لذا به روی این قرص ها ولتاژ تقسیم می گردد.
حال اگر میدان غیر یکنواخت باشد قاعدتاً تقسیم ولتاژ بر روی قرص ها یکسان نخواهد بود؛ در این صورت یک قرص و به خصوص قرص های بالایی ولتاژ بالاتری را از سایر قرص ها متحمل می شوند و زودتر آسیب می بینند و این امر سبب عملکرد نادرست برقگیر می شود لذا اگر بتوانند به طریقی میدان را یکنواخت کنند ( به حالت یکنواخت نزدیک کنند ) تقسیم ولتاژ بین قرصها شکل متعادل تری را به خود می گیرد و قاعدتاً عمر قرصها افزایش می یابد و عملکرد برقگیرها بهتر میگردد.
برای این کار از وسیله ای به نام کروناگیر یا حلقه کرونا استفاده می کنند؛ که در حقیقت هم میدان را به سمت یکنواختی سوق می دهد و هم تقسیم ولتاژ را به روی قرص ها به حالت متعادلی نزدیک می نماید.

برقگیـر بدون فاصله هوایی

یک نوع برقگیر بدون فاصله هوایی امروزه بکار می‏رود که خازنهای سری آن از قطعات اکسید روی می‏باشد که این قطعات بصورت قرصهایی با اندازه‏های مختلف ساخته شده و روی هم قرار می‏گیرند. این برقگیرها از نظر ساخت ساده‏تر بوده و دارای حجم کمتری نیز می‏باشد. این برقگیرها می‏توانند در ولتاژهای پائین‏تر عمل کنند بنابراین سطح ولتاژ حفاظت تجهیزات را نیز می‏توان پائین‏تر آورد و در نتیجه در هزینه‏ها صرفه‏جویی نمود و جریان نشتی در این نوع برقگیرها کمتر است یا تقریباً صفر است.

برقگیـر خـازنی

این نوع برقگیر برای ولتاژهای فشار ضعیف استفاده می‏شود که انرژی اعمال شده حاصل از موج ولتاژ در خازن ذخیره می‏شود.

برقگیـر فیـوزی

این نوع برقگیر نیز طوری ساخته می‏شود که در مقابل اضافه‏ ولتاژ که سبب عبور جریان زیادی از برقگیر بشود می‏سوزد و جرقه داخل آن توسط گاز یا مواد نسوز درون آن خاموش می‏شود و اکثراً بعنوان حفاظت ثانویه بکار می‏رود.

محل نصب برقگیـر

برقگیر باید در ورودی پستهای ترانس قبل از کلیه تجهیزات و تا حد ممکن نزدیک به آنها نصب گردد. علاوه بر برقگیری که در ورودی پستهای ترانس نصب می‏شود قبل از تجهیزات مهم مانند ترانسفورماتورهای قدرت نیز جداگانه برقگیر نصب می‏شود. معمولاً در مسیر برقگیر به زمین یک شماره انداز قرار می‏دهند که می‏تواند تعداد دفعات تخلیه موجهای ولتاژ ضربه‏ای بر روی برقگیر را ثبت نماید.

تفاوت بی متال و کلید حرارتی

تفاوت بی متال و کلید حرارتی

۲۰۰۸۱۱۳۷۴۴۳۷

تفاوت کلید حرارتی و بی متال:

کلید های حرارتی علاوه بر حفاظت اضافه بار ، وظیفه کلید ( قطع و وصل نمودن تجهیزات برقی ) را به عهده دارد در صورتیکه بی متال به عنوان یک تجهیز جانبی و تنها به منظور حفاظت در برابر اضافه بار به کنتاکتور متصل می شود.

تعریف اورلود:

اورلود وسیله ی حفاظت کننده ی موتور در برابر جریان اضافی است و در دو نوع مغناطیسی و حرارتی وجود دارد.
اورلود حرارتی:

نوع حرارتی اورلود، در انواع مختلفی ساخته می شود که متداول ترین نوع آن «بی*متالی» است. این نوع از رله ی اضافه جریان همراه با کنتاکتور در مدار، سری با موتور نصب می گردد. از اورلود بی متالی در کلید اتوماتیک نیز جهت حفاظت در برابر جریان زیاد استفاده می شود.

اورلود مغناطیسی:

نوع مغناطیسی آن بوبینی است که در اثر عبور جریان زیاد (بیشتر از حد تنظیم شده) شدت میدان مغناطیسی آن به حد لازم برای انجام عمل مکانیکی قطع مدار رسیده و ومدار را قطع می کند. از این نوع اورلود در کلیدهای اتوماتیک نیز جهت حفاظت در برابر خطای اتصال کوتاه استفاده می شود.
می دانیم که یک اتصال کوتاه باید سریع قطع شود بنابراین در چنین موقعیتی نمی توان از رله اضافه باری(حرارتی) استفاده نمود چون گرم شدن بیمتال رله به یک زمان نسبتا طولانی نیاز دارد.

این رله از یک هسته مغناطیسی که اطراف آن چند دور سیم پیچیده شده، تشکیل گردیده است.عبور جریان اتصال کوتاه باعث مغناطیس شدن و جذب اهرم قطع می شود.این رله را به طور مجرا به ندرت مورد استفاده قرار می دهند و در کلیدهای اتوماتیک از آنها بهمراه رله های حرارتی بهره می گیرند. به این ترتیب قطع مغناطیسی در صورت بروز اتصال کوتاه، مدار را فورا قطع نموده و مانع از سوختن قطعه ی بیمتال می شود.

بی متال:

برای حفاظت از موتورهای الکتریکی در مقابل اضافه بار از رله های حرارتی استفاده می شود.اساس کار این رله ها بر پایه اختلاف ضریب انبساط طولی دو فلز به کار رفته است.
بر اثر عبور جریان از بی متال ،دو فلز گرم می شوند و طول آنها افزایش می یا بد. از آن جایی که ضریب انبساط طولی یکی از فلزات بیشتر از دیگری است . دو فلز با هم به سمت فلزی که ضریب انبسا ط طولی کمتری دارد خم می شود .در نتیجه مسیر عبور جریان کنتاکتها باز و مدار قطع می شود.

کلید حرارتی:

در رله های حرارتی ، سه تیغه تعبیه شده که سیم حا مل جریان چند حلقه به دور آن پیچیده می شود. در اثر عبور جریان اضا فه بار، هادی ها گرم ، حرارات به بی متال منتقل می شود و با عث خم شدن تیغه می شود. حرکت هر یک از بی متالها به اهرمی فشا ر می آورد و با جا به جا شدن اهرم ، یک میکرو سوئچ که دارای کنتاکت تبدیل باز و بسته است تغییر وضعیت می دهد و مدار فرمان را قطع می کند.

تیغه های مدار قدرت با شماره های یک رقمی از ۱ تا ۶ و ترمینال های تیغه های فرمان که به صورت دوبل (باز و بسته ) می باشند را با شماره های ۹۵ تا۹۸ مشخص می کنند.

 

سیستم های اویونیک یا الکترونیک هوانوردی

سیستم های اویونیک یا الکترونیک هوانوردی

۲۱۰۲۱_۱۷۸

آشنایی با اویونیک

اویونیک در کنار سازه و موتور یکی از سه جزء اصلی هواپیما و بالگرد است. تقریباً اکثر کارکردهای پرنده به تجهیزات اویونیک آن وابسته است و ایمنی کارایی پرواز را فناوری‌های به کار رفته در اویونیک تعیین می‌کنند. همچنین اویونیک در قیمت تمام شده پرنده نقش تعیین‌کننده‌ای دارد به طوری که در هواپیماهای غیرنظامی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد هزینه تمام شده مربوط به تجهیزات اویونیک است. در هواپیماهای نظامی ارزش تجهیزات اویونیک می‌تواند تا ۷۰ درصد کل هزینه پرنده باشد. بسیاری از فناوری‌های توسعه داده شده در اویونیک علاوه بر هواپیما و بالگرد، در تانک، زیردریایی و پهپاد نیز کاربرد دارند. البته این فناوری‌ها می‌توانند در کاربردهای غیرنظامی نیز به کار گرفته شوند.

با اینکه معنای لفظی اویونیک «الکترونیک هوانوردی» است، به جز الکترونیک، فناوری‌های دیگر مربوط به مخابرات، قدرت، کنترل، سخت‌افزار و نرم‌افزار نیز به صورت گسترده‌ای در تجهیزات اویونیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. اویونیک هواپیما شامل سیستم‌های مختلفی است که از طریق گذرگاه‌های داده با یکدیگر در ارتباط هستند. بر اساس نوع کارکرد می‌توان تجهیزات اویونیک را به سیستم‌های مخابراتی، سیستم‌های ناوبری، سیستم کنترل پرواز، سیستم‌های الکتریکی، سیستم‌های ذخیره داده، نمایشگرها و سیستم‌های حفاظتی تقسیم‌بندی نمود. ترکیب سیستم‌های مختلف، برقراری ارتباطات و کنترل زیرسیستم‌های مختلف به‌طوری‌که مجموعه سیستم وظایف محوله خود را انجام دهند به عنوان تلفیق سیستم‌های اویونیک یاد می‌شود. در تلفیق و یکپارچه‌سازی سیستم‌ها وزن، حجم و توان مصرفی تجهیزات همیشه به عنوان چالش‌های اصلی مطرح بوده است.

تاریخچه اویونیک

در تاریخچه اویونیک، استفاده از سیستم‌های الکترونیکی در حمل و نقل هوایی مطرح می‌شود. توسعه این سیستم‌ها مطابق با نیازمندی‌های هوانوردی نظامی و غیرنظامی صورت می‌گیرد. از جمله نیازهای اولیه‌ای که در ساختار اویونیک هواپیما احساس شد، نیاز به سیستم‌های مخابراتی بود که در جنگ جهانی اول آشکار و ارتباطات صوتی بین زمین و هواپیما و نیز هواپیماها با یکدیگر برقرار گردید.

در دهه ۱۹۲۰، افزایش قابلیت اطمینان هواپیماها و کاربرد آنها در اهداف غیرنظامی منجر به فزونی تجهیزات اویونیک گردید و نیاز به پرواز کور (پرواز بدون رؤیت زمین) را به جریان انداخت. در این دهه، از جمله مسائلی که در زمینه ناوبری مسیر مطرح گردید، جهت یابی بیکن رادیویی بود. در اواخر این دهه، ناوبری ابزاری همراه با مخابره رادیویی اولیه جهت ایجاد اولین فرود کور امن در یک هواپیما به کار گرفته شد.[۱]

در دهه ۱۹۳۰، اولین فرود کور کنترل شده تمام رادیویی انجام شد. در همان زمان، ناوبری رادیویی با استفاده از بیکن‌های زمینی توسعه یافت و صدور گواهینامه ناوبری ابزاری برای خلبانان خطوط هوایی آغاز گردید. به دلیل مشکل‌ساز بودن امواج رادیویی با فرکانس پایین و متوسط در شب و در معرض هوا، در اواخر این دهه استفاده از امواج رادیویی فرکانس بالا مورد بررسی قرار گرفت و منجر به ظهور رادار فرکانس بالا گردید.[۱]

در دهه ۱۹۴۰، پس از دو دهه توسعه و تحول ایجاد شده بر اساس نیازمندی‌های خطوط هوایی مسافربری، جنگ جهانی دوم ضرورت توسعه ناوبری و مخابرات رادیویی هواپیما را ایجاد نمود. وجود سیستم‌های رادیویی مخابراتی در داخل هواپیما، علیرغم اندازه بزرگشان، ضروری بود. همچنین، فرکانس‌های بسیار بالا به منظور اهداف ناوبری و مخابراتی مطرح شدند. نصب اولین سیستم‌های فرود ابزاری برای فرودهای کور در اواسط این دهه آغاز و در اواخر آن، شبکه ناوبری با برد همه جهته VHF برقرار گردید. به علاوه، در دهه ۱۹۴۰ با مطرح شدن اولین ترانزیستور، راه برای الکترونیک حالت-جامد مدرن هموار شد.[۱]

با گذشت زمان، حمل و نقل هوایی غیرنظامی در دهه‌های بعد توسعه یافت. به علاوه، تجهیزات ناوبری و مخابراتی اصلاح شدند و توسعه ساختار رادیویی حالت-جامد، به ویژه در دهه ۱۹۶۰، سبب تولید رنج وسیعی از تجهیزات ناوبری و رادیویی قوی کوچک برای هواپیماها شد. در این زمان، برنامه‌های فضایی آغاز، سطح بالاتری از ضرورت ناوبری و مخابراتی مطرح و ماهواره‌های مخابراتی راه اندازی شدند. به علاوه، ساختار نظامی جنگ سرد سبب پیشرفت‌هایی در هدایت و ناوبری شد و مفهوم استفاده از ماهواره‌ها برای مکان یابی مطرح گردید.

در دهه ۱۹۷۰، مفهوم اعتبارسنجی ناوبری ماهواره‌ای در کاربرد نظامی مطرح و ماهواره‌های GPS BLOCK I تا دهه ۱۹۸۰ به بازار عرضه گردید. به علاوه، سیستم ناوبری با برد طولانی (LORAN) ساخته شد. در اواسط دهه ۸۰، ماهواره‌های Block II GPS راه اندازی شدند و در سال ۱۹۹۰، سیستم GPS عملی گردید به گونه‌ای که در سال ۱۹۹۴ با سیستم ۲۴-ماهواره‌ای کامل قابل استفاده بود.

در هزاره جدید، اداره کل هوانوردی فدرال (FAA)، سیستم ملی حریم هوایی (NAS) و پیش بینی‌های ترافیک را برای آینده ارزیابی نموده و وضعیت ترافیک شبکه تا سال ۲۰۲۲ پیش بینی می‌گردد؛ بنابراین، بازدیدی کامل از سیستم NAS، به ویژه سیستم‌های مخابراتی و ناوبری، تدوین و انجام شده است. این برنامه، نسل آینده نامیده می‌شود و از جدیدترین تکنولوژی‌ها جهت ارائه یک سیستم مدیریت ترافیک هوایی کارآمدتر استفاده می‌کند. برنامه نسل آینده با تکیه بر موقعیت یابی ماهواره‌ای جهانی هواپیمای در حال پرواز و بر روی زمین، ترکیبی از فناوری GPS و ADS-B را برای کنترل ترافیک به کار می‌برد. نتیجه برنامه‌ریزی شده، افزایش شدید ظرفیت سیستم هوایی خواهد بود. به علاوه بازدید از امکانات زمینی، ارتقاء فناوری‌های لازم الاجرا برای هواپیما را نشان می‌دهد. هم‌اکنون، پیاده‌سازی برنامه نسل آینده آغاز شده است و در حال حاضر از سال ۲۰۲۵ برنامه‌ریزی می‌شود.[۱]

در طول چند دهه گذشته، پیشرفت اویونیک در مقایسه با پیشرفت سیستم نیروی محرکه و بدنه هواپیما با سرعت بیشتری افزایش یافته است که احتمالاً این امر در آینده نزدیک نیز ادامه دارد. پیشرفت به سمت ساختار الکترونیک حالت-جامد به شکل فناوری‌های میکرو و نانو، گرایش به سمت دستگاه‌های سبکتر و کوچکتر با توانایی و قابلیت اطمینان چشمگیر را فراهم نموده است. از این رو، یکپارچه سازی رنج وسیعی از وسایل کمک ناوبری و مخابراتی از جمله مسائل قابل توجه در ساختار اویونیک هواپیما به شمار می‌رود.

سیستم‌های مخابراتی

سیستم‌های مخابراتی در هواپیما به منظور تبادل اطلاعات، صوت و داده با ایستگاه‌های زمینی، دیگر هواپیماها و خدمه هواپیما مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای ارتباطات گفتاری در هواپیما از سیستم‌های HF, VHF و پنل مدیریت رادیویی و برای ارتباطات داده از سیستم‌های SATCOM و ACARS استفاده می‌شود. سامانه HFبرای ارتباطات داده و صدایی برای مسافت‌های طولانی بین هواپیماهای مختلف و همچنین بین هواپیما و یک یا چند ایستگاه زمینی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سامانه VHF برای مکالمات بین خلبان و ایستگاه‌های زمینی و بین هواپیماهای مختلف برای بردهای کوتاه بکار می‌رود چراکه امواج VHF از اتمسفر عبور کرده و بصورت دید مستقیم است. سامانهSATCOMدر واقع یک سامانه مخابراتی سیار جهانی بوده که سرویس‌های ارتباطی داده و صوت را برای هواپیماها فراهم می‌آورد. قابل اطمینان‌ترین ارتباط مخابراتی برای یک هواپیما توسط SATCOM و با استفاده از ماهواره‌های سازمان بین‌المللی ماهواره‌ای/دریایی (INMARSAT) فراهم می‌گردد. سامانه گزارش‌دهی و آدرس‌دهی ارتباطات هواپیما (ACARS) یک سیستم دیجیتال است که امکان ارسال پیام‌ها و گزارش‌ها را بین هواپیما و ایستگاه‌های زمینی فراهم می‌کند و برای مدیریت داده‌های نقشهٔ پرواز و نگهداری داده بین هواپیما و خطوط هوایی به کار می‌رود. برای برقراری ارتباطات داخلی هواپیما مانند تماس خلبان با خدمه پرواز، از تجهیزات تلفنی در نقاط مختلف هواپیما استفاده می‌شود که به‌طور نمونه در هواپیمای ایرباس ۳۲۰ هشت محل برای آن در نظر گرفته شده است. این نوع ارتباط از طریق خطوط صوتی که در هواپیما نصب شده‌اند برقرار می‌شود.[۲]

سیستم‌های ناوبری

برای تعیین موقعیت و مسیریابی وسیله نقلیه مانند هواپیما، کشتی و فضاپیما از ناوبری استفاده می‌شود. ناوبری اینرسیایی و ناوبری با هدایت رادیویی دو روش اصلی برای ناوبری است. در سال‌های ابتدایی صنعت هوانوردی، قطب‌نما، نقشه و ناوبری کور (Dead reckoning) از جمله روش‌های مورد استفاده برای ناوبری بوده است. امروزه از سیستم‌های نوین نظیر INS ,GPS ,DME و VOR و برای ناوبری هوایی استفاده می‌شود. ناوبری هواپیما فقط در مسیریابی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه باید هواپیما را از برخورد به عوارض زمینی و هواپیماهای دیگر حفظ نمود. سیستم اجتناب از برخورد هوایی (TCAS) و سیستم هشدار نزدیکی زمین به ترتیب برای جلوگیری از برخورد هوایی و زمینی هواپیما مورد استفاده قرار می‌گیرد. سامانه INS یک روش ناوبری کاملاً مستقل برای هدایت هواپیما است که با استفاده از دیگر سامانه‌های جدید و تلفیق آن‌ها دقت آن به حد قابل قبولی افزایش یافته است. سامانه GPS یک سامانه موقعیت‌یاب جهانی بر پایه ماهواره است که موقعیت را بر اساس طول و عرض جغرافیایی ارائه می‌دهد. سامانه DME یک دستیار رادیویی برای ناوبری برد متوسط است که فاصله برد مستقیم هواپیما تا ایستگاه تجهیزات DME را اندازه می‌گیرد و با توجه به موقعیت جغرافیایی تجهیزات آن عملیا ناوبری انجام می‌شود. سامانه VOR یک سیستم کمک ناوبری است که جهت نشان دادن سمت پرواز به سوی یک ایستگاه زمینی و ناوبری بین مسیرها استفاده می‌شود. سامانه اجتناب از برخورد هوایی یکی از مهم‌ترین سامانه‌های موجود در هر هواپیمای مسافربری برای نظارت بر اطراف خود است. در این سامانه با شناسایی هواپیماها و مشخصات پروازی آن‌ها نظیر سرعت، ارتفاع و جهت، پروازی ایمن را برای هواپیما فراهم می‌کند. این سامانه درجهای از هشدار و یا اعلام فرمان و مانور لازم را برای جلوگیری از برخورد تأمین می‌کنند. سامانه EGPWS برای جلوگیری از برخورد هواپیما با عوارض زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سامانه در هنگام خطر اخطارهایی را بصورت دیداری و شنیداری برای خلبان ارسال می‌کند.[۳]

سیستم Instrument Landing System یا ILS

سیستم ILS یک سیستم رادیویی VHF/UHF در ناوبری در هنگام نشستن هواپیما است. برد این سیستم تا فاصله ۴۰ مایلی از انتهای باند می‌باشد که شامل دو نوع فرستنده‌است که در باند فرود تعبیه می‌شوند، یکی از آنها موقغیت هواپیما را نسبت به خط وسط فرضی میان باند Localizer (LOC) و دیگری اطلاعات شیب فرود را فراهم می‌نماید که Glide Slop (G/S) نامیده می‌شود. این نکته بایستی ذکر شود که فرکانس‌های G/S و LOC به صورت جفت شده (Pair) می‌باشند و برای هر فرکانس LOC فرکانس G/S تعریف شده‌ای وجود است. نشانگر CDI (Course Deviation Indicator) در یک هواپیما انحراف از مسیر پرواز را نشان می‌دهد. هنگامی که سوزن‌های G/S و LOC در وسط نشاندهنده واقع شوند زمانی است که هواپیما در وضعیت ایده‌آل قرار دارد.

سیستم مارکر بیکنز Marker Beacons

اطلاعات مربوط به میزان فاصله افقی هواپیما نسبت به ابتدای باند برای یک هواپیما که در حال نشستن می‌باشد از طریق آنتن‌های مارکر بیکنز که برد آنها تا فاصله ۶ مایلی از انتهای باند می‌باشد، به هواپیما ارسلل می‌گردد علاوه بر مارکر بیکنز ذکر شده که به آن مارکر بیرونی (Outer Marker = OM) گویند یک فرستنده مارکر بیکنز میانی (Middle Marker = MM) با برد ۳۵۰۰ فوت نیز دارد. فرکانس امواج ساطع شده از مارکر بیکنز بیرونی برابر ۴۰۰ هرتز و به صورت یک سری علایم مورس با کد خط، خط (—) می‌باشد که از طریق گوشی خلبان قابل شنیدن و به صورت مشاهده‌ای به صورت لامپ‌های چشمک زن آبی و کهربایی در کابین قابل رویت است. فرکانس امواج ساطع شده مارکر بیکنز میانی ۱۳۰۰ هرتز بوده و به صورت یک سری علایم مورس با کد خط، نقطه (-. -.) می‌باشد و در کابین هواپیما به صورت لامپ چشمک زن کهربایی مشخص می‌شود.

سیستم Microwave Landing System یا MLS

MLS یک سیستم کمک ناوبری است که موقعیت خلبان را جهت نشستن در شرایط دید کم تعیین می‌نماید. سیستم MLS دارای دقت و انعطاف‌پذیری بیشتری از ILS بوده و حتی تقرب در مسیر منحنی را نیز انجام می‌دهد. تقرب در مسیر منحنی این امکان را فراهم می‌نماید که از تقرب مستقیم در نواحی مسکونی شهر جلوگیری به عمل آمده و نتیجتاً باعث کاهش زمان تأخیر، سر و صدا و افزایش استانداردهای ایمنی فرودگاه گردد و همچنین هزینه نصب و نگهداری MLS به مراتب کمتر از ILS بوده و مزیت دیگر آن قابلیت نصب در هر فرودگاه با هر موقعیت جغرافیایی می‌باشد.

سیستم VHF Omni-Directional Range یا VOR

VOR یک سیستم کمک ناوبری است که جهت نشان دادن سمت پرواز به سوی یک ایستگاه زمینی و ناوبری بین مسیرها استفاده می‌شود. سیگنال‌ها با فرکانس کم و متوسط تحت تأثیر بارهای استاتیک جو و تخلیه‌های الکتریکی و اثرات شب قرار می‌گیرند ولی از خواص ناوبری با امواج رادیویی VHF، ایمن بودن این امواج در مقابل اثرات جوی می‌باشد هدف از سیستم VOR به قرار زیر است:

الف- فراهم نمودن وسیله‌ای جهت تعیین موقعیت هواپیما نسبت به ایستگاه‌های زمینی VOR ب- فراهم نمودن مسیر اصلی پرواز به سمت ایستگاه VOR دیگر.

موقعیت هواپیما بر اساس واقع شدن هواپیما بر روی شعاعی از شعاع‌های امواج همه‌جانبه قابل درجه‌بندی که از ایستگاه زمینی VOR ساطع می‌شوند، مشخص می‌شود. ایستگاه‌های VOR روی نمودارهای هوانوردی و راهنماهای فرودگاه‌ها مشخص می‌باشند. جهت تعیین درجه شعاعی که هواپیما بر روی آن واقع می‌گردد، از اختلاف فاز بین سیگنال‌هایی که از ایستگاه زمینی تولید می‌شود، استفاده می‌نمایند. هواپیمایی که بر روی شعاع با درجه ۸۰ قرار گیرد بدین معنی است که راستای هواپیما نسبت به راستای شمال مغناطیسی تحت این زاویه‌است. اگر هواپیما بر روی شعاع ۲۱۰ واقع شود بدین معنی است که هواپیما تحت زاویه ۳۰ از ایستگاه زمینی VOR دور می‌شود و واقع شدن بر روی شعاع ۳۰ به معنی نزدیک شدن تحت همین زاویه به ایستگاه مربوطه‌است. شعاع گریز از مرکز به Radial و جانب به مرکز Bearing نامیده می‌شوند در واقع راستای R(210) با B(30) یکی می‌باشد ولی R(210) به معنای دور شدن در همان راستا از مرکز و B(30) بمعنای نزدیک شدن به مرکز می‌باشد. هنگامی که هواپیما بطور مستقیم در حال پرواز بالای یک ایستگاه VOR می‌باشد پرچم نشاندهنده (>) از حالت TO(>*) به حالت FROM (<*) تغییر وضعیت می‌دهد وسیله انحراف از وضعیت تعادل به نوسان می‌افتد یا به اصطلاح حالت عصبی پیدا می‌نماید و این علایم مبین این موضوع است که هواپیما نزدیک و در حال عبور از ایستگاه می‌باشد.

سیستم Distance Measuring Equipment یا DME

DME وسیله‌ای است که فاصله هواپیما را از یک ایستگاه زمینی اندازه‌گیری می‌نماید. جهت دقت و اطمینان بیشتر در DME بر خلاف سیستم رادار که از مکانیزم ارسال امواج و انعکاس آنها بعد از برخورد به مانع استفاده می‌شود، عمل انتقال امواج دو طرفه بوده بدین معنی که هم هواپیما و هم ایستگاه زمینی مبادرت به ارسال امواج می‌نمایند. مدت زمان کل دریافت امواج رادیویی از هواپیما به ایستگاه زمینی و بالعکس اندازه‌گیری می‌شود از زمان کل، زمان تأخیر کم شده و نتیجه بر عدد ۲ تقسیم می‌شود. از روی زمان بدست آمده می‌توان فاصله هوایی بین هواپیما و ایستگاه را محاسبه نمود و با فاصله به دست آمده و ارتفاع هواپیما، فاصله زمینی قابل محاسبه می‌باشد.

سیستم Traffic Collision Avoidance System یا TCAS

سیستم TCAS یک سیستم الکترونیکی جهت کمک به مهندسی فاکتورهای انسانی می‌باشد. در گذشته جهت دید بهتر خلبان، اتاقک خلبان دارای پنجره‌هایی با سطوح بزرگ‌تر بودند تا خلبان میدان دید بیشتری داشته باشند و از برخورد هوایی احتمالی جلوگیری گردد. TCAS ابتدا در سال ۱۹۷۰ معرفی شد اما سازمان FAA نصب اجباری آن را در هواپیماها تا سال ۱۹۹۴ به تأخیر انداخت.TCAS سیستمی است که اطلاعات پروازی را راجع به ترافیک هوایی فراهم می‌نماید و مکانیزمی مشابه سیستم‌های راداری دارد. TCAS با استفاده از پرسشگر ATC-MODES، فاصله و Bearing هواپیمای مقابل را تشخیص و با هشدار Traffic Advisory(T/A) و یا فرمان مانور مناسب Resolution Advisory (R/A) به خلبان برای جلوگیری از برخورد با هواپیمای مقابل را می‌دهد.

سیستم‌های کنترل پرواز

کنترل پرواز امری است که از ابتدا مورد توجه سازندگان هواپیما بوده است و با پیشرفت فناوری‌های این عرصه تلاش بسیاری جهت بهبود روش‌های کنترلی انجام گرفته است. این پیشرفت سبب کمرنگ شدن نقش خلبان در کنترل شده و در طول یک پرواز تجهیزات خلبان خودکار بسیاری از امور مربوط به هدایت را انجام می‌دهند. بطور کلی سامانه‌های نظیر واحد کنترل پرواز، سیستم مدیریت و هدایت پرواز و سطوح کنترلی پرواز نقش اساسی در کنترل هواپیما ایفا می‌کنند. سیستم مدیریت و هدایت پرواز؛ زمان پرواز، مسافت طی شده، سرعت، مولفه‌های بهینهٔ و ارتفاع هواپیما را محاسبه می‌کند. این سیستم فعالیت‌های کابین را کاهش، بازدهی را افزایش و بسیاری از اعمالی که به صورت معمول باید توسط خلبان انجام گیرید را حذف می‌کند. واحد کنترل پرواز یکی از بخش‌های اساسی کنترل و هدایت پرواز در اغلب هواپیماهای تجاری و نظامی امروزی و یکی از اجزای سامانهٔ پرواز خودکار است. این سامانه به همراه واحد کنترل پرواز و سایر اجزای خود در راستای کاهش بار کاری خلبان و بهبود ایمنی و نظم پرواز عمل می‌کند. در هر هواپیما سطوح کنترل نقش هدایت و پایداری پرواز را به عهده دارند. در هر هواپیما سطوح کنترل نقش هدایت و پایداری پرواز را به عهده دارند. سطوح کنترلی شامل Rudder, Aileron, Flap, Slat, Spoiler, Elevator و THS که هر کدام به نحوی در رول، پیچ و انحراف چپ و راست هواپیما نقش دارند. در هر هواپیما سطوح کنترلی نقش هدایت و پایداری پرواز را حول سه محور غلت(Roll)، تاب (Pitch) و گردش (Yaw) بر عهده دارند که برای کنترل آن‌ها از کامپیوترهای کنترل پرواز استفاده می‌شود. سیستم‌های کنترلی جدید از فناوری پرواز باسیم(Fly-By-Wire) بهره می‌برند به‌طوری‌که تغییرات اعمالی توسط تجهیزات کنترلی به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل شده و منتقل می‌شوند.[۲]

سیستم‌های الکتریکی

تولید، انتقال، ذخیره‌سازی و تبدیل انرژی در هواپیما توسط سیستم‌های الکتریکی انجام می‌شود. سیستم‌های الکتریکی از نظر سرویس‌دهی به دو گروه اصلی و اضطراری و از نظر ولتاژ الکتریکی به دو گروه AC و DC دسته‌بندی می‌شوند. نقش تأمین انرژی و توان مورد نیاز هواپیما را بر عهده دارند. منابع تأمین انرژی به دسته اصلی و اضطراری تقسیم می‌شوند. ژنراتورهای اصلی هواپیما برق سه فاز ۱۱۵/۲۰۰ VAC را در فرکانس ۴۰۰ هرتز را تولید می‌کنند. در صورت قطع توان ژنراتورهای اصلی، ژنراتورهای اضطراری که شامل واحد توان کمکی و باتری‌ها هستند، وظیفه تأمین انرژی هواپیما را برعهده دارند. برق جریان متناوب هواپیما در مواقع اضطراری از طریق ژنراتور APU تأمین می‌گردد. این ژنراتور می‌تواند در حین پرواز جایگزین یک یا هردوی ژنراتورهای موتورگرد (اصلی) شود. همچنین این ژنراتور در روی زمین هم در صورت نبودن منبع ولتاژ خارجی، برق هواپیما را تأمین می‌کند. برق DC هواپیما توسط دو باتری تأمین می‌شود که هر کدام از آن‌ها توان نامی ۲۳ آمپر ساعت دارند. این منابع تغذیه اصولاً برای موارد راه‌اندازی APU در پرواز و در روی زمین و تغذیه شبکه DC/AC اضطراری استفاده می‌شوند.[۲]

منبع: ویکی پدیا

روش های کاهش مقاومت چاه های ارت احداث  شده

روش های کاهش مقاومت چاه های ارت احداث

شده

۰۳

روش های کاهش مقاومت خاک برای بهینه کردن سیستم اتصال به زمین

الف) استفاده کردن از چند الکترود به جای یک الکترود

استفاده از یک الکترود علاوه بر سادگی از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه است. اما در بعضی مواقع یک الکترود نمی تواند مقاومت مطلوب را تامین کند، بنابراین میتوانیم از چند الکترود استفاده نماییم. با توجه به شکل ها اگر الکترود ها را به صورت آرایش مربعی قرار دهیم بطوری که تمام الکترود ها را به وسیله کابلی به یکدیگر متصل نماییم. میتوان تا حدی به مقاومت مورد نظرمان برسیم. دلیل استفاده از آرایش مربعی این است که به الکترود ها فضای مساوی اختصاص می یابد.

 

ب) استفاده از مواد شیمیایی برای کم کردن مقاومت الکترود زمین

در مواردی که نوع خاک منطقه به نحوی است که الکترود احداث شده در آن دارای مقاومتی بیش از حد معمول شود با استفاده از مواد شیمیایی مجاز می توان از مقدار مقاومت زمین کاست. عمل آوردن خاک به این ترتیب، در مورد الکترودهای دفن شده به صورت افقی، قابل اجرا نمی باشد.

مواد شیمیایی مورد استفاده نباید دارای خاصیت خورندگی الکترود یا آلایندگی بیش از حد محیط زیست باشند.

از انواع موادی که در عمل بیش از همه مرورد مصرف می باشند، عبارت است از:

-نمک طعام (سنگ)

-سولفات منیزیم

-سولفات مس

-خاکه ذغال چوب یا کک مخلوط با نمک

 

از مواد ذکر شده در بالا خاصیت خورندگی سولفات منیزیم کمتر ازهمه و نمک طعام ارزان تر از همه است.

به نظر می رسد مناسب ترین روش کم کردن مقاومت، همان روش معمولی یعنی استفاده از مخلوط یا لایه بندی خاکه ذغال و نمک طعام سنگ باشد.

مواد دیگری که برای کاهش مقاومت زمین به کار می رود عبارتند از:

– پلیمرهای جاذب رطوبت

– بنتونیت

– مارکونیت

-GEM

 

پلیمرهای جاذب رطوبت

یکی از جدیدترین روش های کاهش مقاومت زمین استفاده از پلیمرهای جاذب رطوبت می باشد که نسبت به انواع دیگر مواد کاهش دهنده مقاومت خاک، وابستگی کمتری به شرایط جوی و محیطی دارند و همچنین از خوردگی الکترود نیز جلو گیری می نماید، انواع مختلفی از این پلیمر ها هم به صورت مصنوعی و هم به شکل طبیعی موجود می باشند، ولی برای سیستم های ارتینگ، پلیمری مناسب است که در برابر فعالیت های میکروارگانیسمی موجود در آب از خود مقاومت بیشتری نشان دهد و در مقابل شرایط آب و هوایی و درجه حرارت دارای بخاطر خاصیت جذب رطوبت همیشه اطراف الکترود را مرطوب نگه می دارند.

بنتونیت

ماده طبیعی و کمی اسیدی می باشد، رس قهوه ای کمرنگی است که به مقدار ۵ برابر وزن خود می تواند آب جذب نماید و پس از آن تا ۳۰ برابر حجم اولیه اش فضا اشغال می کند اسم شیمیایی آن سدیم مونتموربنتونیت می باشد وقتی که در محلی قرار بگیرد می تواند رطوبت را از خاک جذب نماید و این دلیل اصلی استفاده از آن در اتصال به زمین می باشد. پر واضع است که بتونیت به تثبیت مقاومت اتصال زمین در طی سال کمک شایانی می نماید. مقاومت مخصوص این ماده کم و در حدود ۵ اهم متر می باشد.

 

 بنتونیت

هر چند در شرایط آب و هوایی خشک ممکن است باعث ایجاد شکاف های در الکترود زمین بشود بنتونیت دارای خاصیت نیکسترویی نیز می باشد.

مارکونیت

مارکونیت ذاتا یک بتون رسانا است که در آن ترکیبات کربن دار جایگزین ترکیبات طبیعی استفاده شده در مخلوط بتن شده است. مارکونیت با فلزات معینی موجب خوردگی کمی می شود. توسعه فرایند آن از سال ۱۹۶۲ شروع شد وقتی که مهندسین مارکونی ماده ای را کشف کردن که جریان الکتریسیته را ازطریق الکترون های آزاد(به جای یون ها) و خیلی بهتر عبورمی داد این ماده کربن داربه شکل بلوری بوده و توسط موادی حاوی مقدار کمی سولفوروکلرید پوشانده شده است، در مدتی که مارکونیت به شکل ژله ای می باشد کمی باعث خوردگی فلزات آهن و مس می شود ولی هنگامی که بتون سفت می شود نه تنها خوردگی متوقف می گردد بلکه به عنوان یک لایه محافظ از الکترود زمین درمقابل مواد شیمیای دیگر محافظت می کند، وقتی که مارکونیت با بتون مخلوط می شود، مقاومت مخصوص آن به کمتر از ۰.۱ اهم متر می رسد. مارکونیت رطوبتش را حتی در شرایط آب و هوایی خشک حفظ می کند و در آب و هوای خشک می تواند جانشین خوبی برای بنتونیت باشد.

 

GEM

GEM

ماده ای است کربن دار که برای سیستم های اتصال به زمین استفاده می شود. مقاومت مخصوص این ماده ۰.۱۲ تا ۰.۱۸ اهم متر است (بیست برابر کمتر از بنتونیت) در مناطق خشک به خوبی می توان از آن استفاده کرد. این ماده قابلیت حل شدن بسیار پایینی دارد، تجزیه هم نمی شود. بر اثر مرور زمان فرسایش نمی یابد، به شارژ منظم و جایگزینی ممتد نیز نیازی ندارد، مشخصات شیمیایی و فیزیکی این ماده به شرح زیر است:

*قابلیت حل شدن آن در آب بسیار ناچیز است.

*چگالی این ماده ۰.۹ است.

*دارای نقطه ذوب ۳۵۰۰ درجه سانتیگراد است.

*پودر بی بوی خاکستری رنگی است.

این ماده حاوی سولفورو است. که بصورت Nuisance Dust در این ماده وجود دارد و باید هنگام استفاده از آن حتما از ماسک های مخصوصی استفاده کنیم، قبل از مصرف این ماده باید کاملا خشک باشد. این ماده هم از راه پوست نیز قابل جذب است، بنابراین پیشنهاد می شود در هنگام مصرف حتما مسائل ایمنی بطور کامل رعایت شود.

مواد دیگری هم وجود دارند که به علت بالا بودن نسبی بهای آنها نسبت به موادی مانند نمک، مورد توجه قرار داده نشده اند.

 

چگونگی کاهش مقاومت خاک توسط مواد کاهش‌دهنده مقاومت خاک

۱- مواد کاهش‌دهنده مقاومت زمین، دارای مقاومت ویژه بسیار کمی هستند همچنین این موارد دور الکترود پیچیده شده، باعث افزایش سطح آن شده و به علت مقاومت ویژه کم باعث کاهش مقاومت الکترود می شود.

۲- موارد کاهش‌دهنده مقاومت زمین با داشتن ذرات ریز در میان خلل و فرج خاک پر شده و به دلیل دارا بودن قابلیت جذب رطوبت و انبساط بالا، سطح تماس الکترود و زمین را افزایش می دهند.

۳- هنگامی که در اطراف الکترود از مواد کاهش‌دهنده مقاومت زمین استفاده می شود در اطراف الکترود مایع الکتریسیته‌دار شروع به حرکت می کند که این حرکت باعث ایجاد لایه‌ای در اطراف الکترود می شود که به آن لایه، لایه Permeation می گویند و یکی از مهمترین عوامل کاهش مقاومت خاک همین لایه Permeation است.

 

مهمترین موضوعی که باید در طراحی و انتخاب اتصال زمین مد نظر قرار گیرد شرایط آب و هوایی محیط می باشد. طراح اتصال به زمین باید با توجه به شرایط محیطی و اتصال زمین نصب شده، دوره ی زمانی اندازه گیری مقاومت زمین را برای بهره بردار مشخص کند موضوعی که در حال حاضر جایگاهی در طراحی شبکه های توزیع ندارد. امروزه پیشرفت تکنولوژی یک محدودیت عمده به نام توسعه پایدار بر سر راه خود دارد آسایشی که تکنولوژی به انسان امروزی تبدیل می کند در مقابل مشکلاتی که برای او به وجود می آورد قابل ملاحضه نیست.

بنتونیت به عنوان یک ماده طبیعی مشکلات مذکور را برای محیط زیست به همراه نخواهد داشت از طرف دیگر قدرت جذب رطوبت بالا آن را به یک ماده مناسب برای کاهش مقاومت اتصال زمین تبدیل کرده است ولی موضوعی که باید مد نظر باشد این است که بنتونیت می تواند در شرایط آب و هوایی خشک آسیب های جدی به الکترود زمین وارد سازد.

با توجه به تحقیقات انجام شده و شرایط آب و هوایی ایران استفاده از موادی مانند مارکونیت ultrafill , gem و پلیمر های جاذب رطوبت به علت کاهش مقاومت مناسب و پایداری در برابر شرایط جوی و عدم خوردگی الکترود، به جای سیستم های اتصال زمین فعلی توصیه می شود.

منبع:ekahroba.com

شبکه زمین در پستهای فشار قوی

شبکه زمین در پستهای فشار قوی

۱۸

بروز اتصال کوتاه در سیستمهای قدرت به علت وجود اضافه ولتاژهای موقت و گذرا و همچنین آسیب‌ دیدن برخی تجهیزات پیشامدی عادی است. بهنگام وقوع خطای فاز به زمین، ولتاژ فازهای سالم نسبت به زمین و بدنه تجهیزات به مقدار قابل توجهی افزایش می‌یابد. زمین کردن موثر نقاط نوترال در سیستم قدرت باعث کاهش این اضافه ولتاژها می‌شود.
در اثر بروز خطای اتصال کوتاه فاز و یا فازها به زمین، جریان زیادی به زمین داخل می‌شود و باعث به وجود آمدن گرادیان پتانسیل سطحی بزرگی در محوطه پست می‌شودو ممکن است کارکنان را در معرض شوک ناشی از ولتاژ گام یا تماس قرار دهد.
وجود شبکه زمین با فاصله مناسب بین هادیهای آن باعث کاهش گرادیان پتانسیل سطحی خواهد شد. از مهمترین پارامترهایی که در طراحی شبکه‌های زمین‌ مدنظر است می توان به ولتاژ حلقه (مش)، ولتاژ گام، ولتاژ تماس و مقاومت شبکه زمین اشاره کرد که با طراحی شبکه زمین مناسب این پارامترها تا حد مجاز پایین می‌آیند.
از سالها پیش تعیین دقیق ولتاژهای تماس و گام تحت بررسیهای محققان قرار داشته‌ است و روشهای مختلفی جهت محاسبه ارایه شده است. در حال حاضر در صنعت‌برق کشور طراحی شبکه‌های زمین عمدتاً بر اساس استانداردهای IEEE 80 انجام می‌پذیرد.
با توجه به مقالات و استانداردهای ارایه شده، بحث طراحی شبکه زمین از دو دیدگاه حالت ماندگار و رفتار شبکه زمین در حالت گذرا دارای اهمیت است .

صاعقه گیر خازنی (Paraton 60 )

صاعقه گیر خازنی (Paraton 60 )

LPSParaton@ir60CapacitanceelectrinicLightningarrester_MainPhoto_20151101081650

صاعقه گیر Paraton@ir 60 جدیدترین و پیشرفته ترین محصول شرکت LPS فرانسه می باشد که از جمله صاعقه گیرهای الکترونیکی، خازنی اکتیو (فعال) با زمان فعال سازی ۶۰ میکروثانیه ، جهت سیستم حفاظت در برابر صاعقه استفاده می شود.در صورت نیاز به منظور کنترل و اطمینان از صحت عملکرد صاعقه گیر های Paraton@ir به صورت وایرلس ، می توان از فرستنده Contact@ir که بر روی صاعقه گیر نصب می شود استفاده کرد.که به همراه آن می توان از گیرنده روتر Rout@ir برای اطلاع از برخورد صاعقه (ارسال ایمیل اخطار) و ذخیره اطلاعات استفاده کرد. از دانگل یو اس بی Dongle@ir به منظور دریافت امواج وایرلس ارسالی و از Compt@ir جهت شمارش تعداد صاعقه های برخوردی با سیستم استفاده می شود. خصوصیات ویژه: -ناحیه حفاظتی عالی -مجهز به سیستم عیب یاب از راه دور -هشدار در زمان واقعی -نصب آسان -هزینه اجرای پایین -هزینه نگهداری کم

تفاوتهای ارتینگ و گراند

تفاوتهای ارتینگ و گراند

thF1TU3RLQ-1-300x224

به لحاظ لغت شناسی،  گرانیدنگ اصطلاحی است که بیشتر در آمریکای شمالی و استاندارد IEEE مصطلح است در حالی که واژه ارتینگ در سایر مناطق جهان استفاده می شود.

به لحاظ تکنیکی، همانطور که در کتاب سبز IEEE بحث شده است، وقتی صحبت از ارتینگ می شود، اتصال مستقیم و فیزیکی به زمین (کره زمین) به عنوان یک رسانای بسیار بزرگ مطرح است. در حالی که در گراندینگ، همانند آنچه در اتصال قطب منفی منابع تغذیه مدارات الکترونیک یا ایجاد مسیر برگشت جریان در مدارات قدرت مطرح است، اتصال فیزیکی به خود زمین مطرح نیست و تنها ایجاد یک نقطه پتانسیل مرجع و یا ایجاد مسیری ارزان برای برگشت جریان (نول) و کارکرد صحیح تجهیزات اهمیت دارد. لذا ممکن است نقطه گراند در محلی با فاصله از زمین واقع شده باشد یا با واسطه (امپدانس) و به طور غیر مستقیم به زمین وصل باشد. به عبارت دیگر، ولتاژ نقطه ارت همواره صفر است در حالی که ولتاژ نقطه گراند ممکن است صفر نباشد.

به عبارت دیگر، ارتینگ اتصال هادیهای پسیو به زمین است که با هدف ایمنی انجام میشود.  هادیها و بدنه های فلزی ارت شده در حالت طبیعی حامل جریان نیستند و لذا شکل گیری جریان در ارت نشانه خطاست. در حالی که گراند شامل هادیهایی است که به طور نرمال حامل جریان هستند (در قدرت سیم نول و در الکترونیک سیم منفی). لذا، گراندینگ برای ایجاد مسیر بازگشت جریان و حفاظت مدار کاربرد دارد.

یکی ازنکات مهم دیگر، تفاوت محل ارت/گراند در مدارات ترکیبی قدرت و الکترونیک است. در این مدارات، هر چند اتصال زمین مدارات قدرت و زمین یکی نشان داده می شود، ولی باید توجه داشت که اتصال زمین بخش الکترونیکی و قدرت از هم ایزوله هستند، زیرا افزایش پتانسیل نقطه زمین در مدارات قدرت ممکن است موجب تخریب مدارات الکترونیکی شود.

تکنولوژی آسانسور در ابر آسمان خراش ها

تکنولوژی آسانسور در ابر آسمان خراش ها

۴

آسانسورها مدت زمان نسبتاً طولانی است که مورد استفاده قرار گرفته اند؛ شاید نه آن هایی که در چند ثانیه صدها متر صعود میکنند، بلکه اجداد اولیه این فنآوری اغلب نیروی انسانی داشته و حوالی قرن سوم قبل از میلاد ابداع شده اند. این پلتفرم های اولیه شامل چرخ و تسمه گردان که عمل بالا بردن را مهیا مینمودند در نهایت به “کابین های صعودی” تکامل یافتند که به ابر آسمانخراش ها (بالای ۳۰۰ متر) اجازه میدهند بر خط آسمان شهرهای سرتاسر جهان تسلط پیدا کنند. به آسانسورها می توان برای بسیاری از پیشرفت های معماری و شهرسازی اعتبار بخشید. اختراع و توسعه آنها به ساخت و اسکان سازه هایی که ما امروز میبینیم امکان داده است.

 

ابر آسمانخراش ها همانند شهرها در حال رواج بیشتر هستند و معماران برای تفوق بر خط آسمان با هم در رقابت قرار دارند و ذره ذره خود را بیشتر به عمق اتمسفر نزدیک میکنند. این ساختمان ها چالش های سازه ای هستند به نحوی که مهندسین باید فن آوری های ساخت و سازی که می تواند در برابر نیروهای جانبی ارتفاعات بالا و سازه های بلند مقاومت کند را توسعه دهند. اما موضوع عملی حرکت در این ساختمان ها چیست؟ برای انتقال عمودی چه برنامه ای در پیش است؟ چگونه آسانسورها باید برای استفاده عملی موثر از این ابر آسمانخراش ها تکامل پیدا نماید؟ابر آسمانخراش ها همانند شهرها در حال رواج بیشتر هستند و معماران برای تفوق بر خط آسمان با هم در رقابت قرار دارند و ذره ذره خود را بیشتر به عمق اتمسفر نزدیک میکنند. این ساختمان ها چالش های سازه ای هستند به نحوی که مهندسین باید فن آوری های ساخت و سازی که می تواند در برابر نیروهای جانبی ارتفاعات بالا و سازه های بلند مقاومت کند را توسعه دهند. اما موضوع عملی حرکت در این ساختمان ها چیست؟ برای انتقال عمودی چه برنامه ای در پیش است؟ چگونه آسانسورها باید برای استفاده عملی موثر از این ابر آسمانخراش ها تکامل پیدا نماید؟

 

تکنولوژی اولیه آسانسور خطرات بسیاری را با خود به همراه داشت، وزنه و سیستم قرقره آن هیچ مکانیسم ایمنی هنگامی که تسمه ها یا کابل های حمال دچار شکست یا پارگی میشدند نداشت. دستگاه های ایمنی برای اولین بار در نمایشگاه جهانی نیویورک توسط “الیشا اوتیس” در سال ۱۸۵۴ عرضه شد. او توجه کاربران را جلب نمود تا شاهد قطع شدن کابل حمایت آسانسور باشند تا به جای سقوط کابین آسانسور یک دستگاه ایمنی کابین را نگه دارد. کار وی الهام بخش اعتماد به نفس در طراحی و استفاده از آسانسور بود. این اختراع هنوز هم امروزه استفاده میشود و آسانسور را امن تر نموده و موجب گشته تا صعود به ۳۰۰ متری کمی احساس امنیت بیشتری به همراه داشته باشد. اما حتی با این دستگاه انقلابی، تکنولوژی آسانسور همواره در فراز و نشیب تکامل یافته است.

شرکت “اوتیس” در حال حاضر راه هایی را مهندسی مینماید تا آسانسور برج هایی شبیه به برج خلیفه و برج پادشاهی سعودی را پوشش دهد که بیش از ۸۰۰ متر ارتفاع دارند و به عنوان فوق ابر آسمانخراش! شناخته میشوند. برای برج خلیفه، اوتیس یک آسانسور دو طبقه با کامپیوتر هماهنگ کننده اعزام، و بالابر فشرده، تسمه، موتورها و درایوهایی طراحی نمود که اندازه اتاق های موتور را کاهش دهد. اما نگرانی اصلی همان مکانیسم ایمنی و سیستم ترمز بود که غلبه بر آن “اوتیس” را چنین مشهور ساخته است.

 

ملاحظات یک سیستم ترمز در آسانسور که می تواند تا بلندای یک کیلومتر بالا برود چیست؟ بر اساس گفته “داریل ماروین” مدیر اختراعات اوتیس، یک آسانسور وزنه ای می تواند تا ۴۵ مایل در ساعت شتاب گیرد و حدود ۵۷۲ درجه فارنهایت گرما تولید نماید. مکانیسمی که این سقوط آزاد را متوقف میکند باید حرارت تولید شده توسط شتاب آن را تحمل نماید و قادر به گرفتن سقوط در بدو کار باشد. اوتیس یک برج آزمایشی دارد که اکنون به منظور آزمون گزینه های مختلف برای این نوع سناریو و برای این سرعت در یک سازه به بلندای یک کیلومتر، باید بهبود پیدا کند.

تحولات این شگفتی های مهندسی، موجب پیشرفت فن آوری در مقیاس بسیار کوچکتر نیز میگردد. و ساختار شگفت چنین ابر آسمانخراش هایی انگیزه ی لازم برای توسعه و آزمایش این فن آوری ها را ایجاد مینماید. هنگامی که معماران رویای ساختمان های بلندتر را در سر دارند، مهندسان در هر صنعت – به عنوان موضوعی که برای قرن ها بوده است – برای تحقق این اهداف مورد الهام و تشویق واقع میگردند.

دستگاه ریکلوزر

دستگاه ریکلوزر

thgkg3tog8

کلید وصل مجدد یا ریکلوزر recloser چیست

ریکلوزر Recloser وسیله ای بسیار کاربردی و مهم در خطوط انتقال و توزیع میباشد که از بسیاری  قطعی های برق بی مورد جلوگیری میکند.پروژه ای که در این پست برای دانلود آماده شده است به بررسی اهمیت و استفاده از ریکلوزرها  در خطو انتقال و توزیع پرداخته است.

re در انگلیسی به معنای “دوباره”  و close به معنای “بستن” میباشد، از این جهت Recloser وظیفه “دوباره بستن” یا “وصل مجدد” در خطوط انتقالی که خطایی رخ داده است را دارد.

recloser_[www.wikipower.ir]

ریکلوزر خطوط انتقال را در حالت اتصالی مانند یک فیوز یا دیژنکتور قطع می کند و بلافاصله مجدداً وصل می کند . اگر اتصالی هنوز وجود داشته باشد مجدداً قطع خواهد کرد . این عمل تا زمانی که اتصالی برطرف بشود یا ریکلوزر در مقابل اتصال دائمی قطع کامل ( قفل ) بکند ادامه خواهد داشت . اگر اتصالی دائمی باشد ریکلوزر در مقابل اتصال دائم قطع کامل می کند . اگر اتصال موقتی باشد و به آسانی برطرف گردد ریکلوزر خود را کاملا آماده برای اتصالی بعدی خط انتقال می کند.

قابلیت-اطمینان-ریکلوزر

همانطور که میدانید بیشتر خطا های روی خطوط انتقال و توزیع موقتی (گذرا) هستند (بالای ۹۰ درصد) و از چند سیکل تا چند ثانیه طول می کشند . این خطا های موقتی خط بر اثر برخورد سیم ها به یکدیگر ، در اثر عدم فلش مناسب ، برخورد شاخه های درختان به خط ، زدن ولتاژ ضربه ای کلید ها بر روی مقره ها ، قرار گرفتن پرندگان بین هادی های برقدار و زمین ، یا زدن رعد و برق که باعث ایجاد قوس الکتریکی موقتی روی مقره ها ی خط می گردد به وجود می آید . پس  به این تنیجه می رسیم که ریکلوزها اجازه می دهند که خطا های موقتی رفع گردند و پس از آن به سرعت مجدداً سرویس دهی را برقرار می کنند ، اما یک خطای دائمی را کاملاً قطع می کند .

در حالت کلی ریکلوزر کلیدی است که برای قطع و وصل اتوماتیک مدار جریان متناوب ساخته شده است و می تواند عمل قطع و وصل را برای چندین بار انجام دهد . ریکلوزر ها برای استفاده در مدار هایی تک فاز یا سه فاز طراحی شده اند.

ارت در پست های فشار قوی

ارت در پست های فشار قوی

انواع چراغ runway در باند فرودگاه

انواع چراغ runway در باند فرودگاه

attach2012091359950576101199

۱- چراغ Runway edge :

این چراغ به دو نوع ایستاده و کفی می باشد که در کناره های باند نصب شده و فاصله هر چراغ تا چراغ بعدی ۶۰ متر می باشد . رنگ نور این چراغها تا ۶۰۰ متر مانده به انتهای باند سفید و ۶۰۰ متر انتهای باند به رنگ زرد می باشد .

۲- چراغ Runway centerline :

این چراغ از نوع کفی بوده و در محور مرکزی باند نصب شده . فاصله این چراغها بسته به RVR فرودگاه ۱۵ یا ۳۰ متر میباشد . رنگ نور آنها از ابتدای باند تا ۹۰۰ متر مانده به انتهای باند به رنگ سفید ،‌ از ۹۰۰ متر تا ۳۰۰ متر مانده به انتهای باند یکی در میان سفید و قرمز و ۳۰۰ متر انتهایی به رنگ قرمز می باشد .این چراغها در سیستم CATII به بالا نصب می شود .

۳- چراغهای Runway touchdown zone light :

این چراغها به صورت کفی بوده و از ابتدای باند به طول ۹۰۰ متر که از بعد از تریشلد و عمود بر محور سنتر لاین به تعداد ۶ تا ۸ عدد در هر ردیف نصب میشود . فاصله این چراغها ۳۰ یا ۶۰ متر بوده و رنگ آنها سفید می باشد و در هر ردیف سه عددچراغ نصب می گردد . این چراغها یک جهته بوده و فقط از سمتی که خلبان اقدام به فرود می کند دیده میشود . این چراغها در سیستم CATIIنصب میشود .

۴-چراغهای آستانه باند (Runway threshold light ‌) :

این چراغها در ابتدای باند نصب شده و عمود بر محور خط مرکزی باند می باشد . رنگ این چراغها سبز بوده و نشان دهنده ابتدای باند به خلبان میباشد . ( خلبان بعد ازاین چراغها مجاز به زمین زدن چرخها است ) و بسته به نوع CAT سیستم ، تعداد این چراغها متغیر می باشد . این چراغها به صورت یک جهته ( دو سبز ) و یا دو جهته ( دوسبز و یک قرمز ) می باشد .

۵- چراغهای Runway end light :

این چراغها به رنگ قرمز بوده و یک طرفه می باشد و انتهای باند را به خلبان نشان میدهد . این چراغها دربین چراغهای تریشلد و عمود بر راستای محور باند نصب می گردد.

چراغ های اپروچ در باند فرودگاه

چراغ های اپروچ در باند فرودگاه

Photo of an airplane just before landing. Runway lights can be seen in the foreground.

۱- چراغهای Simple approach lighting system  یا (SALS) :این چراغها در فرودگاه هایی که به صورت non-precision و non-Instrument می باشند نصب شده و خلبان را به سمت خط مرکزی باند هدایت می کند . تعداد این چراغها ۱۷ عدد بوده و به رنگ سفید به صورت یک جهته می باشند که تعداد هفت عدد از این چراغها در راستای خط وسط باند و ده عدد از آنها به عنوان Cross barعمود بر محور این چراغها و در فاصله ۲۰۰ متری قبل از تریشلد نصب میگردد . برای نصب این چراغها فضایی حدود ۴۲۰ متر طولی نیاز می باشد .

۲-چراغهای Precision Approach lighting system در CAT1: این چراغها به رنگ سفید و یک جهته بوده و تا ۹۰۰ متر قبل از تریشلد باند این چراغها نصب می گردد . این سیستم دارای پنج کراس بار می باشد که در فواصل ۱۵۰ ، ۳۰۰ ، ۴۵۰ ، ۶۰۰ و ۷۵۰ متری قبل از باند عمود بر چراغهای خط مرکزی این سیستم نصب می گردد . چراغهای خط وسط سیستم به دو نوع coded و معمولی می باشد . تعداد این چراغها ۱۲۰ عدد و دردونوع ایستاده و کفی نصب می گردد .

۳- چراغهای Precision Approach lighting system در CAT II / III :این سیستم کلیه ملزومات CATI را شامل می شود با این تفاوت که تعدادی چراغهای کمکی به نام چراغهای side row قبل از تریشلد از فاصله ۳۰۰ متری تا ابتدای باند به رنگ قرمز در دو طرف چراغهای سنتر لاین سیستم اپروچ نصب می گردد .

تولید آسانسورهای بدون کابل با تکنولوژی  هایپرلوپ

تولید آسانسورهای بدون کابل با تکنولوژی

هایپرلوپ

۶۴۶۴۰۷۸_۲۸۷

رویاهای حرکت در داخل ساختمان در جهت های مختلف و بدون دردسرهای آسانسورهای فعلی به واقعیت پیوست. به تازگی آسانسورهایی تولید شدند که با استفاده از موتورهای خطی، به سمت راست و چپ و پایین و بالا و بدون نیاز به کابل و فضاهای اضافی، حرکت می کنند.

تولید آسانسورهای بدون کابل با تکنولوژی هایپرلوپ
تولید آسانسورهای بدون کابل با تکنولوژی هایپرلوپ

ThyssenKrupp اولین بار این ایده را سه سال پیش در یکی از بزرگترین شرکت های تولید کننده آسانسور در دنیا به نام mehlev مطرح کرد. این آسانسورها از تکنولوژی حرکتی Hyperloop برای جابجایی استفاده خواهند کرد. حال  بعد از سه سال اولین آزمایش های آسانسور تولید شده در برج Rottweil آلمان انجام شده است.

همانطور که مشاهده می کنید، در این آسانسورها به هیچ عنوان از کابل استفاده نشده و تنها با موتورهای خطی و ایجاد محیط مغناطیسی کابین در مسیر تعیین شده به حرکت در می آید. به محض رسیدن کابین به مقصد، ریل ها می توانند تغییر جهت دهند و با این روش کابین مسیر و جهت حرکتی گیری را در ادامه طی کند.

ThyssenKrupp امیدوار است که به زودی امکان افزایش تعداد شفت ها ایجاد شود. بدین طریق تنها با استفاده از نرم افزار و از راه دور مسیر حرکتی دلخواهی را برای کابین آسانسور می توان تعیین کرد. به گفته او در آسانسورهای فعلی تنها می توان، در بهترین حالت، هر کابین را با استفاده از کابل، تا ارتفاع ۱۶۰۰ پا بالا برد و برای افزایش طول مسیر، در برج های بلند، باید شفت ها و موتورهای بیشتری در طول مسیر کار گذاشت.

Multi، برندی که با این محصول جدید شناخته خواهد شد، می تواند بدون نیاز به ابزارهای اضافی و هدر دادن فضاهای زیاد، مسیرهایی با طول دلخواه را طی کند و همچنین محدودیت های سرعت، جهت و فضا را نیز نخواهد داشت.

شرکت تولید ساختمان OVG در آلمان برای اولین بار این محصول را خریداری کرده و قرار است در برج در حال ساخت East Side بکار ببرد. هر چند این نشان دهنده اعتماد سازنده ها به این محصول است ولی علاوه بر نیاز به بررسی ها و آزمایش های بیشتر، هزینه های این آسانسور فعلا زیاد قابل توجیه نیست. به گفته سازنده Multi، هزینه این آسانسوها بطور متوسط ۵ برابر آسانسورهای فعالی خواهند بود که البته با تولید انبوه و افزایش کاربرد آنها و نیز مشارکت تولید کننده های بزرگ، این رقم به مرور کاهش خواهد یافت.

ارت در پست های فشار قوی

علت استفاده از دو چاه ارت مجزا در  ترانسفورماتورهای توزیع

علت استفاده از دو چاه ارت مجزا در

ترانسفورماتورهای توزیع

gro

 این دو ارت که توسط دو چاه ارت با فاصله (معمولاً ۲۰متر) از هم احداث می شوند مربوط به MV و LV ترانسفورماتور هستند. ارت MV به بدنه ترانسفورماتور و زمین برقگیرهای ترانسفورماتور متصل می شود. با توجه به این که اتصال برقگیرها ستاره بوده و در سمت MV ترانسفورماتور وصل می شوند، این ارت، ارت MV نامیده میشود (وگرنه سیم پیچ اولیه ترانسفورماتور مثلث بوده و فاقد اتصال زمین است). ارت دوم هم به نقطه صفر سیم پیچ ثانویه (بااتصال ستاره) متصل شده وشینه نول را ایجاد می کند.

در صورتی که این دو ارت به هم متصل شوند، بروز اتصالی سیم پیچ فشار متوسط به هسته ترانسفورماتور باعث افزایش ولتاژ سیم نول در ثانویه می شود. مقدار این ولتاژ بستگی به مقاومت زمین پست فوق توزیع، مقاومت زمین ترانسفورماتور و مقاومت خط و ترانسفورماتور دارد که معمولا از دو تای آخر صرفنظر میشود. این ولتاژ بر اساس مشخصه های پستهای فوق توزیع کشور ما و با فرض مقاومت اتصال زمین ۱ اهم در محل ترانسفورماتور توزیع ، حدود ۲۴۰ ولت خواهد شد. بنابراین، ولتاژ نول در سمت فشار ضعیف جابجا شده و ولتاژهای فازی دچار نوسان و اضافه ولتاژ خواهند شد.

به لحاظ ایمنی نیز چون سیستم توزیع برق کشور TNC-S است، برقدار شدن بدنه های فلزی تجهیزات الکتریکی ارت شده در سمت مشترکین نیز منشاء خطر برق گرفتگی خواهد شد.

با اینحال، در مراکز صنعتی که امکان همبندی ارتهای مختلف و بدنه های فلزی مثل فونداسیون ساختمانها و … برای رسیدن به مقاومتهای خیلی پایین (کمتر از نیم اهم) وجود دارد، میتوان ارتهای شبکه MV و LV و … را هم با یکدیگر همبندی نمود. این کار موجب ارتقای وضعیت کیفیت توان در سمت مصرف نیز خواهد شد.

کاربردهای فناوری نانو در چاه ارت

کاربردهای فناوری نانو در چاه ارت

farhangnews_128590-364096-1432818162-300x218

سیستم چاه ارت در شبکه‌های انتقال و توزیع برق کاربرد فراوان دارد؛ به‌طوریکه می‌توان گفت شبکه‌های برق بدون سیم ارت عملا بدون استفاده هستند. از عمده چالش‌های موجود در سیستم چاه ارت سولفاته شدن صفحه مسی چاه ارت‌ است‌که باعث کاهش رسانایی الکتریکی آن می‌شود و در نتیجه جریان الکتریکی به زمین بطور مناسب انتقال نمی‌یابد. از دیگر چالش‌های موجود عدم رسانایی مناسب بنتونیت مورد استفاده در سیستم چاه ارت است. مهمترین عملکرد بنتونیت مورد استفاده در سیستم چاه ارت ایجاد یک سطح تماس هادی با خاک و فرو رفتن در خلل و فرج خاک برای اتصال بهتر است. صفحه مسی مورد استفاده بطور مستقیم با بنتونیت در تماس بوده و به مرور زمان دچار خوردگی و پوسیدگی می‌شود. همچنین بنتونیت نیز در اثر گذشت زمان رسانایی خود را از دست داده و باعث ایجاد مشکلاتی در زمین شدن تجهیزات می‌گردد.

 
فناوری نانو بوسیله گرافیت و نانو کربن می‌تواند خاصیت هدایتی خاک مورد استفاده در چاه ارت را افزایش داده و باعث اطمینان حاصل کردن از اتصال به زمین شود. همچنین با استفاده از فناوری نانومی‌توان در ساخت الکترولیت جبرانی برای احیای چاه‌های ارت از کار افتاده، استفاده کرد. فناوری نانو امروزه در ساخت بنتونیت مورد استفاده در چاه ارت نیز کاربرد دارد

چاه ارت چیست؟

چاه ارت چیست؟

safhe

چاه ارت(earth) در مفهوم به معنی زمین است که نام دیگر آن سیستم اتصال زمین است.

سیستم اتصال به زمیندارای چاه ارت و سیم اتصال است . وظیفه چاه ارت وصل کردن هرگونه جریان الکتریکی به زمین است که این عملکرد بیشتر برای جلوگیری از برق گرفتگی صورت میگیرد.

به عبارتی بهتر با وصل کردن تمام دستگاه های برقی صنعتی , مخابراتی و خانگی  با سیم اتصال بهچاه ارت یک سیستم ارتینگ را به وجود آورده ایم.

هدف از اجرای سیستم ارتینگ جلوگیری از نشتی جریان الکتریکی و مدارات الکتریکی و جلوگیری از برق گرفتگی است که این مسئله در صنعت برق امر مهم و ضروری به حساب می آید.

در وصل کردن چاه ارت جریان الکتریکی باید دقت قابل توجهی انجام شود گاها شده است که در مواردی این سیم اتصال را به جای نادرستی متصل کرده اند که کار بسیار پر خطر و کشنده ایی است.

درهنگام اتصال کامل سیم های فاز به سیم ارت فیوز مربوط به آن فاز عمل کرده و جریان را قطع می کند ودر هنگام اتصال کامل سیم نول به سیم ارت اگر مدار ارتینگ دارای فیوز محافظ جان(FI)باشد،این فیوز از ۳۰ میلی آمپر نشتی جریان به بالا را قطع می کند وباعث قطع کامل جریان فاز و نول میشود.

لازم به ذکر است که سیم ارت و سیم نول به ظاهر از نظر اینکه بی برق هستند بسیاربه یکدیگر شبیه هستندولی در عمل دوسیم مستقل از هم وعملکردی متفاوت از یکدیگر دارند, و هیچگاه نمی توان از یکی بجای دیگری استفاده کرد.

سیستم ارتینگامروزه کاربردی همانند خود برق را داراست و از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است.چنانکه در مخابرات به سیستمهای ارتینگ بسیار حساس و دقیق برای جلوگیری نویز در شبکه نیاز است و نیز در شبکه های انتقال و توزیع برق کاربرد فراوان دارد؛ شبکه های برق گیر بدون سیم ارت عملا بلا استفاده هستند.

چگونگی اجرای چاه ارت در کوهستان ها و  ارتفاعات

چگونگی اجرای چاه ارت در کوهستان ها و

ارتفاعات

۶۱۰۲۷۵۰۴

اجرای ارت در ارتفاعات

ارتفاعات کشور را با توجه به نوع زمین و خاک میتوان به سه دسته تقسیم کرد .

ارتفاعات خاکی که امکان حفاری و کوبیدن میله مغز فولادی در آنها وجود دارد .

ارتفاعات سنگلاخی که امکان حفاری عمیق در آنها وجود ندارد ولی میتوان شیار ایجاد کرد .

ارتفاعات صخره ای

برای حالت اول : به یکی از روش های حفر چاه یا کوبیدن ROD میتوان سیستم ارت را اجرا نمود

در حالت دوم شیارهایی بصورت ستاره و پنجه ای ایجاد نموده و تسمه مسی را در داخل شیار ها خوابانده و برای کاهش مقاومت روی تسمه را با مخلوط خاک و بنتونیت می پوشانیم .  

نکته : کلیه اتصالات در زیر خاک باید به یکدیگر جوش داده شود . 

روش اول :

در زمینهای صخره ای که امکان حفاری وجود ندارد با مصالح ساختمانی کانال ساخته، تسمه مسی را در کف کانال خوابانده و کانال را با بنتونیت پر می نمائیم . طول کانال یا کانالها باید به اندازه ای باشد که مقاومت اندازه گیری شده زیر ۳ اهم گردد. برای گرفـــتن نتیجه مطلوب میبایستی داخل کانال بصورت مصنوعی دائما مرطوب نگهداشته شود .  

روش دوم :

روش شبکه ای است بدین صورت که ابتدا شبکه شطرنجی با سیم مسی به طول ۳ +x و عرض۳ +y بطوریکه نقاط اتصال به هم جوش داده شده درست کرده سپس با مصالح ساختمانی آنرا در زمین با بنتونیت به ارتفاع ۴۰cm بطوریکه ابتدا ۲۰cm بنتونیت ریخته سپس شبکه ساخته شده را قرار داده و روی آنرا هم تا ۲۰cm با بنتونیت می پوشانیم و انشعابهای لازم جهت دکل و سایت ونقاط دیگر از آن گرفته میشود متغییر های x و y به میزان مقاومت خوانده شده بستگی دارد .

صاعقه گیر فرانکلین(Franklin France)

صاعقه گیر فرانکلین(Franklin France)

 

d917da7d86ece715b8b0634ef03981c3

صاعقه گیر الکترونیکی Franklin France
امروزه تلاش های صورت گرفته برای افزایش شعاع عملکرد صاعقه گیر های الکترونیکی (ESE) بیش تر بر روی بهینه سازی و کاهش زمان تحریک دالان صعودی (Upward Leader) بوده است؛ در حالی که کارایی دستگا های صاعقه گیر تنها به زمان تحریک دالان صعودی بستگی نداشته، بلکه مهمتر از آن، ظرفیت، قدرت تشدید و انتشار دالان فوق نیز از عوامل مهم و و تأثیر گذار در عملکرد این نوع دستگاه ها می باشد.
شرکت فرانکلین فرانس طی سال ها تحقیق و انجام آزمایشات مختلف در آزمایشگاه های ویزه و سایت های طبیعی موفق به طراحی و تولید نسل جدیدی از صاعقه گیر های الکترونیکی خازنی به نام Active 1D گریدیه است که در نوع خود منحصر به فرد می باشد.
تجهیزات ارتینگ و حفاظت در برابر صاعقه
این نوع صاعقه گیر شرکت فرانکلین فرانس تنها از یک منبع به نام Impulse Device استفاده می کند که انرژی موجود در میدان الکترواستاتیک ایجاد شده را در خود ذخیره می نماید. این مکانیزم در اکثر دستگاه های صاعقه گیر موجود ساخت سایر کارخانجات یکسان می باشد توسط  ابرهای باردار Cumulonimbus انرژی را در خود ذخیره می نماید و سپس این انرژی را در زمان صحیح (زمان تخلیه صاعقه) که توسط سنسورهای موجود در دستگاه اعلام می گردد، آزاد نموده و دالان صعودی را تقویت می نماید. در واقع هنگامی که دالان نزولی وارد محدوده حفاظتی (شعاع پوشش) دستگاه صاعقه گیر الکترنیکی Active 1D می گردد، جریان الکتریکی اندازه گیری شده توسط سسنسور به شدت افزایش یافته، لذا به محض اینکه جریان فوق از حد مجاز تعریف شده برای سنسور بیشتر گردد، سنسور فوق خازن را راه اندازی نموده و انرژی از قبل ذخیره شده در آن تخلیه و در نتیجه انرژی لازم برای انتشار دالان صعودی آزاد می گردد که در این حالت نوک دستگاه صاعقه گیر به عنوان واحد جذب یا گیرنده صاعقه عمل نموده و جریان صاعقه را از طریق هادی های نزولی تعبیه شده در سیستم حفاظت در برابر صاعقه ( طبق استاندارد NFC17102) به سیستم ارتینگ مربوطه هدایت می نماید.از مزیت های شاخص دستگاه صاعقه گیر Active 1D می توان به ساده بودن، قیمت اقتصادی، تنوع آن در ۴ مدل با شعاع پوشش های متفاوت اشاره نمود.

مشخصات فنی دستگاه
مدل Active 1D
سیستم عملکرد خازنی
منابع شارژ خازن ها الکترواستاتیک ابر باردار
دستگاه تست / آزمایش ———-
جنس بدنه دستگاه فولاد ضد زنگ ۳۰۴L
وزن دستگاه ۳ کیلوگرم
طول دستگاه ۱ متر
ابعاد بسته بندی ۱۱۰×۱۱۰×۴۳۰ میلیمتر
استانداردها NFC 17 102 فرانسه و  UNE 21186 اسپانیا
گزارش تست آزمایشگاهی آزمایشگاه (CEB)BAZET فرانسه و تست در شرایط طبیعی

صاعقه گیر الکترونیکی Franklin France 

نکاتی مهم از ویرایش جدید استاندارد NFC17 102-2011

  • صاعقه گیر باید به گونه ای نصب گردد که نوک صاعقه گیر حداقل ۲ متر از نواحی تحت حفاظت آن مانند آنتن، برج خنک کن و … بالاتر باشد (بند ۵-۲-۵).
  • در کلیه ساختمان و سازه ها صاعقه گیر الکترونیکی می باید از دو مسیر مجزا توسط هادی نزولی به سیستم زمین متصل گردد (بند ۲-۳-۵).
  • جنس هادی نزولی و ارت بایستی مطابق با جدول شماره ۱ استاندارد BS EN 50164-2 باشد (بند ۵-۳-۶).
  • می توان از اسکلت فلزی ساختمان (در صورت دارا بودن برخی ویژگی ها) به عنوان جایگزین تمام یا بخشی از هادی نزولی استفاده نمود (بند۵-۳-۹).
  • هادی های نزولی باید در هر متر توسط سه بست به سازه متصل گردد (بند ۵-۳-۳).
  • هادی نزولی ترجیحاً باید در خارجی ترین قسسمت بنای ساختمان نصب شوند (بند ۵-۳-۳)
  • در ساختمان هایی که نمای آن ها کامپوزیت، شیشه ای یا سنگ هستند می توان هادی نزولی را در زیر آن نصب نمود و در چنین حالتی می بایست هادی در دو نقطه ابتدا و انتها با زیرساخت فلزی آن همبند گردد (بند ۵-۳-۹).
  • در سازه های بلندتر از۶۰متر، طبق استاندارد فوق باید در %۲۰ بالای ارتفاع آن تمهیدات ویژه ای جهت حفاظت در برابر اصابت Sideflash دستگاه های صاعقه گیر در نظر گرفته شود (بند ۵-۲-۳-۴).
  • در سازه های بلند از ۱۲۰ متر طبق استاندارد فوق می باید علاوه اجرای تمهیدات ویژه ساختمان های بالای ۶۰ متر در تمام نقاط بالای ۱۲۰ متر نیز تمهیدات ویژه ای جهت حفاظت از بنا در نظر گرفته شود (بند ۵-۲-۳-۴).
  • هر مسیر از هادی نزولی بایستی توسط یک لینک قطع مدار به سیستم ارت متصل گردد.شایان ذکر است که این لینک قطع مدار باید حاوی علامت ارت باشد (بند ۵-۳-۷).
  • برای جلوگیری از ایجاد شوک مکانیکی و حفاظت از هادی نزولی، می بایست هادی تا فاصله حداقل دو متری سطح زمین توسط پوسته ای مورد حفاظت قرار گیرد (بند ۵-۳-۳).
  • مقاومت الکتریکی مطلوب هر سیستم زمین صاعقه گیر حداکثر ۱۰ اهم می باشد (بند ۶-۱).
  • به منظور حفاظت از ساختمان ها و تءسیسات در مقابل صاعقه و اثرات القائی ناشی از تخلیه آن به غیر از حفاظت پیرامونی (External Protection) اجرای سیستم ارتینگ، هم بندی و هم پتانسیل سازی و همچنین استفاده از مسدود کننده های ولتاژهای ضربه یا ارسترها (Arresters) برای خطوط تغذیه برق و دیتا نیز ضروری می باشد (بند ۳-۲-۲)

شرکت فرانکلین فرانس در سالهای اخیر جهت رقابت بیشتر در بازارهای جهانی، به موازات تولید دستگاه صاعقه گیر پیزو الکتریک (که بصورت مکانیکی تولید الکتریسیته نموده و محیط اطراف خود را یونیزه می نماید) دستگاه صاعقه گیر خازنی سری Active 2D را نیز در خط تولید خود قرار داده است. این دستگاه دارای تاییدیه آزمایشگاهی برای Δt از شاخص ترین آزمایشگاه فشار قوی در کشور فرانسه و سایر نقاط جهان می باشد.

 

صاعقه گیر ایندلک(INDELEC)

صاعقه گیر ایندلک(INDELEC)

 ۱۰۲۶_۶۴۰x640

صاعقه گیر INDELEC

شهرت و تجربه کمپانی INDELEC در زمینه حفاظت در مقابل صاعقه نزدیک به ۵۰ سال است. از سال ۱۹۸۶ این کمپانی سرمایه گذاری سنگینی در تولید صاعقه گیرهای یونیزه کننده مارک Prevectron®۲ و نحقیقات ریشه ای در خصوص شناخت پدیده های فیزیکی صاعقه و همچنین گسترش تولید تجهیرات حفاظت در مقابل صاعقه کردن است. سری جدید صاعقه گیرهایPrevectron®۳ مطلوب ترین حفاظت را در برابر برخورد مستقیم صاعقه فراهم می آورد.

استانداردهای اخذ شده توسط صاعقه گیر هلیتا

استانداردهای اخذ شده توسط صاعقه گیر هلیتا

helita

یکی از برترین برند های صاعقه گیر الکترونیکی در جهان  هلیتا فرانسه می باشد. هلیتا که از سال۱۹۲۳میلادی پیشتاز تولید صاعقه گیر بوده است، هم اکنون در ادامه همکاری با)CNRSسازمان ملی تحقیقات فرانسه)به نوآوری خود ادامه داده ونسل جدیدی از صاعقه گیرهای پیشرفته را تولید کرده است.انواع صاعقه گیرهای Pulsarجدید با شعاع حفاظت بالاتر بیانگر پیشرفت روزافزون در زمینه های حفاظت،عملکرد اتوماتیک وسهولت نگهداری می باشد.این پیشرفتها جایگاه کمپانی هلیتا را به عنوان کمپانی پیشرو در عرصه بین المللی در زمینه حفاظت از صاعقه با نصب بیش از٢٣٠٠٠٠صاعقه گیر در سرتاسر جهان مستحکم نموده است. این محصول کلیه استانداردهای مشروحه زیر را اخذ نموده است که در نوع خود یک رکورد محسوب  میشود

استانداردها :

  • · · High voltage Institute Certification- CEB  (فرانسه)
  • · British Standard Institute-BSI (انگلستان)
  • · Wuhan High Voltage Research Institute (چین)
  • · High Voltage Institute I.R.E.Q (کانادا)
  • · Korean Electrotechnology Research Institute-KERI (کره)
  • · Central Laboratory for Electrical Industries-LCIE(فرانسه)

صاعقه گیر الکترونیکی pulsar(فرانسه)

صاعقه گیر الکترونیکی pulsar(فرانسه)

۴۲۹۳۴۲be-60bb-49fa-8def-102ce031ca92w

. یکی از برند های برتر صاعقه گیر الکترونیکی  در جهان که توسط این شرکت به فروش می رسد صاعقه گیر فرانسوی pulsar ساخت کارخانه هلیتا می باشد . هلیتا که از سال۱۹۲۳میلادی پیشتاز تولید صاعقه گیر بوده است،هم اکنون در ادامه همکاری باCNRS(سازمان ملی تحقیقات فرانسه)به نوآوری خود ادامه داده ونسل جدیدی از صاعقه گیرهای پیشرفته را تولید کرده است.انواعصاعقه گیرهایPulsar جدید با شعاع حفاظت بالاتر بیانگر پیشرفت روزافزون در زمینه های حفاظت،عملکرد اتوماتیک وسهولت نگهداری می باشد.این پیشرفتها جایگاه کمپانی هلیتا را به عنوان کمپانی پیشرو در عرصه بین المللی در زمینه حفاظت از صاعقه با نصب بیش از٢٣٠٠٠٠صاعقه گیر در سرتاسر جهان مستحکم نموده است.

images

تقدم زمانی تحریک

کارآرایی بی نظیر صاعقه گیر الکترونیکی Pulsar به دلیل تقدم زمانی تحریک آن می باشد.Pulsarهای جدید پیشاپیش و قبل از شکل گیری طبیعی “پیشرو جریان بالارونده” تحریک شده واقدام به ایجاد و انتشار “پیشرو بالارونده” می کند که به سرعت پیشروی نموده و در فاصله دورتری نسبت به حالت صاعقه گیر  ساده،صاعقه را مهار و به زمین هدایت می کند.بر اساس تائیدات آزمایشگاهی،این تقدم زمانی نسبت به صاعقه گیر های ساده،حفاظت و ایمنی بیشتری ایجاد می کند.

تفاوت صاعقه گیرالکترونیکی پیشرفته هلیتا با صاعقه گیرهای ساده قدیمی

images (1)

عملکرد تمام اتوماتیک

قبل از وقوع صاعقه میدان الکتریکی ابر کمتراز ده kV/m میباشد،هنگام صاعقه این مقدار از ده kV/m تجاوز نموده و تا حدود بیست kV/m میرسد،به محض افزایش گرادیان ولتاژ از حدود یک kV/m ترمینال صاعقه گیر  الکترونیکی Pulsar در داخل خود شروع به جرقه زدن می نماید ولی هنگام وقوع صاعقه این جرقه زنی در پوسته خارجی ترمینال در پوسته خارجی ترمینال انجام می گیرد.منبع انرژی برای ایجاد این محیط مصنوعی یونیزه شده،اتمسفر باردار شده محیط بوده و نیازی به منبع تغذیه خارجی یا قطعات رادیواکتیو نمی باشد.

images (2)بهبود کارایی

هلیتا همواره به تعهدات خود در زمینه تحقیقات و توسعه عمل کرده و همواره درصددافزایش وبهبود کارایی صاعقه گیر ها بوده است.همکاری هلیتا با CNRSسبب درک بهتر پروسه تست در آزمایشگاههای ولتاژ بالاو خود پدیده صاعقه شده است.

images (3)

 

کارخانه هلیتا تنها کارخانه ای است که همه تاییدیه های معتبر جهان را کسب کرده است . تاییدیه ها بشرح زیر میباشند

استانداردها

High voltage Institute Certification- CEB (فرانسه)

British Standard Institute-BSI (انگلستان)

Wuhan High Voltage Research Institute (چین)

High Voltage Institute I.R.E.Q (کانادا)

Korean Electrotechnology Research Institute-KERI (کره)

Central Laboratory for Electrical Industries-LCIE(فرانسه)

نصب و راه اندازی

نصب و راه اندازی سیستمهای حفاظت از صاعقه که متشکل از یک یا چند Pulsar میباشد،باید طبق توصیه های سازندگان و براساس استاندارد  NFC17-102 انجام پذیرد.

انواع سیستم ارتینگ

انواع سیستم ارتینگ

 ۲۴

انواع سیستمهای زمین ( ارتینگ)

بطور کلی به منظور ۱- تامین حفاظت جانی انسان ها ۲- عملکرد مناسب دستگاهها ۳- کنترل نویز، از سیستمهای زمین که به اصطلاح ارتینگ یا گراندینگ نامیده می شوند، استفاده می کنیم که طبق تعریف عبارتست از:  اتصال الکتریکی تجهیزاتی که -با برق کار می کنند و بدنه فلزی دارند و یا -با برق کار نمی کنند و بدنه فلزی دارند و حتی در مواردی خاص -با برق کار نمی کنند و بدنه فلزی هم ندارند یعنی عایق هستند به شبکه زمین.

نام گذاری سیستم های زمین

جهت مشخص کردن نحوه زمین کردن سیستم ها از حروف اختصاری به شرح زیر استفاده می شود:

حرف اول از سمت چپ مشخص کننده نوع رابطه سیستم نیرو در سمت تغذیه با زمین است بدین صورت که اگر حرف T باشد بدین معنی است که نقطه خنثی سیستم در سمت تغذیه بطور مستقیم زمین شده است و اگر حرف I باشد به این معنی است که یک نقطه از سیستم در سمت تغذیه از طریق امپدانسی به زمین وصل است.

حرف دوم از سمت چپ مشخص کننده نوع رابطه بدنه های هادی تاسیسات، در سمت مصرف، با زمین است بدین صورت که اگر حرف T‌ باشد بدین معنی است که بدنه هادی از نظر الکتریکی بطور مستقیم و مستقل از اتصالات زمین، به زمین وصل شده است و اگر حرف N باشد به این معنی است که بدنه های هادی در سمت مصرف به نقطه زمین شده سیستم نیرو (یعنی هادی حفاظتی) وصل شده اند.

سیستم های زمین به سه گروه IT , TT , TN  تقسیم شده اند. معمول ترین و پر کاربرد ترین آنها سیستم TN‌ است که خود بر مبنای نحوه استفاده از هادی های حفاظتی و حنثی به سه طریق می تواند اجرا شود.

اگر در سرتاسر سیستم، بدنه های هادی از طریق یک هادی حفاظتی به نام PE به نقطه خنثی N در مبدا سیستم وصل باشند به این سیستم TN-S گفته می شود که حرف S‌ از کلمه Separate به معنی مجزا، گرفته شده است.

اگر در سرتاسر سیستم، بدنه های هادی به هادی مشترک حفاظتی/خنثی به نام PEN وصل باشند به این سیستم TN-C‌ گفته می شود که حرف C‌ از کلمه Common‌ به معنی مشترک، گرفته شده است.

در مواردی که قسمتی از سیستم از مدا تا نقطه تفکیک ( معمولا جاییکه برق توسط شرکت توزیع به مصرف کننده تحویل داده می شود) هادی مشترک حفاظتی/ خنثی PEN‌ دارند اما از آن به بعد دو هادی حفاظتی (PE) و خنثی (N) از هم جدا می شوند، از هر دو حرف C و S‌ استفاده خواهد شد به نحوی که چنین سیستمی به نام TN-C-S‌ معروف است.

ارت حفاظتی-زمین الکتریکی

ارت حفاظتی-زمین الکتریکی

 

thkr3u1oux
 
 

تفاوت بین نول، زمین حفاظتی و زمین الکتریکی

 

برای درک تفاوت بین نول، زمین حفاظتی و  زمین الکتریکی، نیاز است که چیزهایی را بدانیم.

ابتدا به شکل زیر توجه کنید:

تفاوت بین نول، زمین حفاظتی و زمین الکتریکی

 

نول Neutral

برای اینکه مدار یک وسیله برقی کامل شود، علاوه بر فاز نیاز به سیم دیگری داریم که برق را از وسیله به مولد(نیروگاه) برگرداند که به این سیم، سیم نول می گویند.

در حقیقت سیم نول، سیمی است که جریان خروجی از وسیله را به مولد برمیگرداند. سیم نول را  وارد چاهی مرطوب می کنند تا به زمین وصل شود که به آن چاه نول می گویند. این کار باعث می شود از زمین مرطوب به عنوان قسمتی از مدار استفاده شود. یعنی زمین نیز به عنوان قسمتی از مدار بین مصرف کننده و مولد مورد استفاده قرار می گیرد.

زمین حفاظتی Earth

اتصال بدنه فلزی دستگاهها به زمین برای جلوگیری از ایجاد هر گونه برق گرفتی و آتش سوزی را می گویند. در این نوع اتصال کلیه بدنه های فلزی دستگاهها به زمین متصل میشوند تا هیچگونه اختلاف پتانسیلی بین بدنه فلزی دستگاه با زمین ایجاد نشود و در صورت اتصال یکی از فازهای به بدنه جریانی در مدار برقرار شود که باعث قطع رله های حفاظتی یا فیوز می گردد.

زمین الکتریکی Electrical Ground

زمین کردن نقطه ای از دستگاههای الکتریکی و تجهیزات برقی که قسمتی از مدار الکتریکی می باشد را زمین الکتریکی می گویند. برای مثال در سیستمهای توزیع فشار ضعیف و نیز در نیروگاههای تولید برق نقطه خنثی ستاره ترانسفورماتورها و ژنراتورها به زمین متصل می شود.

آشنایی با سیستم اتصال زمین حفاظتی

برای حفاظت از وسایل برقی و اشخاصی که با دستگاه های برقی سر وکار دارند، از سیستم اتصال زمین استفاده می شود. سیستم اتصال زمین توسط یک هادی که دارای مقاومت بسیار کم  است به الکترودی که در زمین مرطوب قرار گرفته است متصل می باشد. اساس زمین کردن بر این است که زمین به عنوان نقطه صفر در نظر گرفته شود و تمام قسمت هایی که به زمین وصل شده اند، هم پتانسیل زمین شوند.

چرا اتصال زمین حفاظتی مهم است؟

هدف اصلی اتصال زمین جلوگیری و به حداقل رساندن خطر برق گرفتگی و آتش سوزی می باشد. هنگامی که قسمت فلزی لوازم الکتریکی با یک سیم برق دار اتصال پیدا کند (این اتصال شاید به علت خرابی در عایق کابل باشد)، فلز برق دار شده و اگر فردی قسمت برق دار را لمس کند، دچار شوک شدید می شود. برای جلوگیری از چنین مواردی، قطعات سیستم های برق قدرت را به سیستم اتصال زمین متصل می کنند، تا از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری کنند.

اتصال زمین

دلیل استفاده از اتصال زمین حفاظتی

حفاظت از جان انسان ها

تامین ایمنی دستگاه های الکتریکی و لوازم برقی از جریان نشتی

برای ثابت نگه داشتن ولتاژ (در صورت بروز خطا در هر فاز)

جهت محافظت از سیستم های الکتریکی و نورپردازی ساختمان

برای جلوگیری از خطر آتش سوزی در نصب و راه اندازی سیستم برق

 

سیستم اتصال زمین حفاظتی متشکل از اجزای زیر می باشد

الکترود زمین Earth Electrode

شامل یک هادی که در زمین دفن شده است. الکترود زمین در اشکال مختلف مانند، صفحه رسانا، میله رسانا، لوله ارت و یا هر هادی دیگر با مقاومت کم می باشد.

 

هادی اتصال زمین Earth Continuity Conductor

در میان دستگاه های مختلف الکتریکی و لوازم برقی متصل است. ممکن است به شکل لوله فلزی، غلاف کابل فلزی یا سیم قابل انعطاف باشد و برای اتصالات قطعات فلزی دستگاه الکتریکی برای مثال لوله، جعبه، پوسته فلزی از سوئیچ ها، تابلوهای توزیع، کلید، فیوز، تنظیم و کنترل دستگاه های، قطعات فلزی، ماشین های الکتریکی مانند، موتور، ژنراتور، ترانسفورماتور و چارچوب های فلزی استفاده می شود.

اندازه هادی اتصال زمین

سطح مقطع هادی اتصال زمین نباید کمتر از نیمی از سطح مقطع سیم مورد استفاده در سیم کشی برق باشد.

 

مقاومت زمین Earth Resistance

مقاومت زمین بستگی به مقاومت ویژه خاک دارد.نمک، ذغال و رطوبت در هدایت الکتریکی زمین تاثیر به سزایی دارد. با توجه به استاندارد IEEE، مقاومت بین زمین و هادی اتصال زمین نباید از ۱Ω افزایش یابد. به عبارت ساده، مقاومت سیم زمین باید کمتر از ۱Ω باشد. اندازه سیم زمین بستگی به اندازه کابل های مورد استفاده در مدار سیم کشی دارد.

توضیحات شکل زیر

برای افزایش ضریب ایمنی، از دو سیم مسی برای اتصال بدنه فلزی دستگاه به الکترود زمین یا صفحه زمین استفاده می شود. این دو مسیر موازی جهت حمل جریان خطا استفاده می شود که اطلاع از درستی مدار ایمنی مدار را بیشتر می کند.

 

صفحه ارت

صفحه اگر از جنس مس باشد با ابعاد  (۶۰cm x 60cm x 3.18mm (i.e. 2ft x 2ft x 1/8 in و اگر از جنس آهن گالوانیزه (GI) باشد با ابعاد (۶۰cm x 60cm x 6.35 mm (2ft x 2ft x ¼ in استفاده می شود. صفحه باید به صورت عمودی در زمین به طوری که نباید کمتر از (۳m (10ft از سطح زمین نصب شود.

 

 

لوله ارت

فولاد گالوانیزه و لوله های سوراخ دار به منظور لوله ارت استفاده می شود و به صورت عمودی در خاک مرطوب در زمین قرار می گیرد.

اندازه لوله بستگی به نوع خاک دارد. لوله معمولا دارای قطر (۴۰mm (1.5in و طول (۲.۷۵m (9ft می باشد. بیشتر در خاک عادی یا خاک خشک و سنگی استفاده می شود. رطوبت خاک در تعیین طول لوله تاثیر دارد اما معمولا باید  (۴.۷۵m (15.5ft باشد.

میله ارت

میله ای مسی دارای قطر (۱۲.۵mm (1/2 inch و یا (۱۶mm (0.6in است، برای جنس فولاد گالوانیزه یا بخش تو خالی قطر (۲۵mm (1inch و طول لوله برای (GI 2.5m (8.2 ft است. میله زمین به صورت دستی یا با کمک چکش پنوماتیک دفن می شود.

 

 

توصیه های مهم

الکترود زمین نباید به ساختمان نزدیک باشد بلکه در فاصه ای حداقل ۱.۵m نصب شود.

جهت عملکرد رله های حفاظتی و فیوز، مقاومت زمین باید به اندازه کافی کم تا جریان به راحتی از آن عبور کند. اما این مقدار ثابت نیست چون به تغییرات آب و هوا و رطوبت بستگی دارد.

الکترود زمین باید همیشه در حالت عمودی در داخل زمین و یا گودال قرار داده شده است چون ممکن است تماس با لایه های زمین متفاوت باشد.

اتصال هادی زمین به بدنه، قطعات فلزی و سرب زمین باید محکم باشد.

از پیچ و مهره لوله فلزی کوتاه برای اتصال سیم به صفحات ارت باید استفاده شود.

برای محافظت از خوردگی مفاصل از گریس استفاده می شود.

سرب از طریق پیچ و مهره از دو مکان بر روی صفحه زمین محکم می شود.

حفر چاه با دهانه ی  (۵x5ft (1.5×۱.۵m و عمق حدود ۲۰ تا ۳۰ فوت (۹ تا ۶ متر) انجام می شود.(توجه داشته باشید که، عمق و عرض آن بستگی به ماهیت و ساختار زمین دارد).

 

حفاظت کاتدیک – از ابتدا تا به امروز

حفاظت کاتدیک – از ابتدا تا به امروز

۸۰۵۳۵۶۹۹۳۶۳۷۷۱۷۵۲۱۶۵

تاریخچه

حفاظت کاتدی اولین بار توسط همفری دیوی ، در سال۱۸۲۴ میلادی، در شهر لندن و در میان سلسله مقالاتی که ایشان به انجمن سلطنتی ارائه می‌کردند مطرح گردید. بعد از یک سری آزمایشات موفق، اولین استفاده عملی از این فناوری جدید در همان سال و در رزم ناو اچ ام اس سمرینگ به وقوع پیوست. ساختار اولیه این سیستم عبارت بود از یک آند فداشونده که از آهن ساخته شده بود که اطراف آن غلافی از جنس فلز مس (همجنس بدنه اصلی کشتی) قرار داده بودند و به بدنه کشتی در زیر آب متصل کرده بودند و واکنش شیمیایی که بین آهن و مس انجام می‌شد، از سرعت خورده شدن فلز مس در اطراف میله آهنی می کاست و آن را حفاظت می‌کرد. این دانشمند پیشنهاد نمود که برای حفاظت کاتدی کشتیهای با بدنه مسی قطعاتی از آهن به عنوان آندهای از بین رونده روی بدنه کشتی ها نصب شود به طوری که نسبت سطحی آهن به مس۱ به۱۰۰ باشد. به هر ترتیب یکی از نتایجی که حفاظت کاتدی به همراه داشت، رشد و توسعه دریانوردی بود. به دلیل اینکه این تکنولوژی جدید می‌توانست رشد دریانوردی را تسریع ببخشد و این امر نیز منجر به تحولاتی بنیادین و ساختار شکنانه در استفاده از کشتی های ساخته شده در آن زمان می‌شد؛ نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا در اقدامی پیشگیرانه و محافظه کارانه، تصمیم به کنار گذاشتن این تکنولوژی و ترجیح دادن به تعمیر بدنه‌های مسی پوسیده کشتی ها گرفت. بعد از او ادموند دیوی دستگاهها و وسائل آهنی شناور در دریا را با نصب قطعاتی از فلز روی حفاظت کاتدی نمود، روبرت مالت در سال۱۸۴۰ آلیاژی از فلز روی ساخت که به عنوان آندهای از بین رونده مورد استفاده قرار گرفت. کاربرد آندهای از بین رونده ادامه داشت تا اینکه به تدریج رنگهای ضد زنگ ساخته شد و استفاده از آنها به منظور حفاظت کاتدی و نیز صرفه جوئی در هزینه تعمیرات رواج بیشتری یافت. استفاده از پوششهای روی در روی فولاد از زمانهای قدیم (قبل از ۱۷۴۲) معمول بوده است، ولی کاربرد اعمال جریان الکتریکی جهت حفاظت کاتدی لوله‌ها و تاسیسات زیر زمینی از حدود سال۱۹۱۰ آغاز شد و با سرعت زیاد گسترش پیدا نمود به طوری که امروزه تقریباً در تمام خطوط لوله و کابل های زیر زمینی از آن استفاده می‌شود. حفاظت کاتدی همچنین در موارد متعدد دیگر از قبیل دریچه ها، کانال ها، خنک کننده‌های آبی، زیر دریائیها، مخازن آب، اسلکه‌ها و تاسیسات دریائی، دستگا هها و وسایل مختلفی که در تماس با مواد شیمیایی می‌باشند بکار برده می‌شود.

 

تعریف

حفاظت کاتدی به عنوان موثر ترین روش حفاظتی به منظور جلوگیری از خوردگی سازه‌های مدفون در خاک شناخته شده است که به طور گسترده در حفاظت از خوردگی لوله‌های توزیع و انتقال گاز، مواد نفتی و آب مورد استفاده قرار می‌گیرد. حفاظت کاتدی عبارت است از جلو گیری یا کاهش سرعت خوردگی فلزات به طوری که توسط اعمال یک جریان الکتریکی خارجی( یکسو) و یا تماس آن با یک آند از بین رونده، روی سطح فلز مورد نظر که دارای مناطق کاتدی و هم آندی می‌باشد( که در مناطق آندی خوردگی صورت می‌گیرد). در این حال مناطق آندی تبدیل به کاتد شده و در نتیجه دستگاه یا شبکه مورد نظر کلاً کاتدی شود. حفاظت کاتدی از مهمترین و موثرترین طرق کنترل خوردگی می‌باشد، به طوریکه با اجرای این روش می‌توان فلزات را بدون اینکه خورده شوند به مدتی طولانی در محیطهای خورنده نگهداری نمود. مکانیزم حفاظت کاتدی مربوط به جریان خارجی است که در نتیجه آن عناصر کاتدی پیل های موضعی به پتانسیل مدار باز آندها پلاریزاسیون می‌شوند، یعنی در این حالت تمام سطح فلز هم پتانسیل گشته ( پتانسیل های آند و کاتد معادل هم می‌شوند) و جریانهای خوردگی متوقف می‌گردند. همچنین می‌توان چنین بیان کرد که به علت ایجاد یک شدت جریان خارجی شبکه‌ای از جریان مثبت در کلیه مناطق سطح فلز وارد شده و بدین ترتیب از ورود یون های فلز به محلول یا محیط اطراف جلوگیری بعمل می‌آید. عملیات حفاظت کاتدی را می‌توان در مورد خوردگی فلزاتی از قبیل فولاد، مس، سرب، و برنج در زمین ( خاک) و محلولهای مختلف آبی بکار برد. به کمک حفاظت کاتدی می‌توان از خوردگی حفره‌ای فلزات روئین از جمله فولادهای ضدزنگ جلوگیری نمود. همچنین جهت تقلیل ترک خوردگی تنشی در فلزاتی مانند برنج ها، فولادها، فولادهای ضد زنگ، منیزیم، آلومینیوم و غیره و نیز خوردگی خستگی در اغلب فلزات، خوردگی بین دانه‌ای در فلزاتی مانند دورآلومین، فولادهای ضدزنگ آستنیتی و یا زدایش روی برنجها می‌توان از حفاظت کاتدی استفاده نمود. با اعمال حفاظت کاتدی نمی‌توان از خوردگی در قسمتهای بالائی مخازن که در تماس با آب نیستند، جلوگیری نمود، زیرا جریان اعمال شده نمی‌تواند در مناطقی از فلز که در تماس با الکترولیت نیست وارد شود ( مانند سطح داخلی لوله ها) که در این صورت بایستی آندهای کمکی داخل لوله‌ها کار گذاشته شوند.

اجرای عملی حفاظت کاتدی

برای اجرای سیستم حفاظت کاتدی دو روش کلی وجود دارد: الف) با استفاده از آندهای از بین رونده که در آن فلزات فعالی مانند منیزیم یا روی را به عنوان آند به کار می‌برند. ب) با استفاده از اعمل جریان خارجی یکسو که در این روش از منبع جریانی مانند ژنراتور، رکتیفایر ( یکسو کننده) و یا باطری همراه با یک آند کمکی که معمولاً از جنس آهن یا گرافیت است استفاده می‌شود.

سیستم آندهای فداشونده

در صورتی که آند کمکی نسبت به فلزی که باید حفاظت شود بر طبق جدول سری گالوانیکی فعالتر باشد پیل گالوانیکی به وجود می‌آید. در صورت استفاده از این نوع آندها که آنها را آندهای از بین رونده می نامند و دیگر نیازی به منبع جریان خارجی یا یکسو کننده نمی‌باشد. اختلاف پتانسیل بین آندهای از بین رونده و فلز مورد حفاظت سبب تخلیه جریانی از طرف محیط به سمت فلز وجود داشته می‌گردد. فلزات از بین رونده که برای حفاظت کاتدی به کار می‌روند اغلب منیزیم و آلیاژهای آن و در برخی موارد روی و آلومینیوم می‌باشند. اصولاً آندهای از بین رونده به عنوان منابع انرژی الکتریکی عمل می نمایند، اهمیت آنها مخصوصاً در مواردی است که امکان دسترسی به نیروی برق وجود نداشته ویا در نقاطی که نصب خطوط نیرو با صرفه نباشد.

در این روش یک الکترود که آند نامیده می‌شود در مخزن آب در نزدیکی فلز تحت حفاظت قرار گرفته است. آند مذکور از موادی ساخته شده است که نسبت به آهن فعالتر می‌باشد. این بدان معنا است که در الکترولیت آب دریا آند نسبت به آهن منفی تر می‌شود. معمولترین ماده‌ای که مورد استفاده قرار می‌گیرد روی است که به صورت یک سلسله صفحات در نزدیکی تحت حفاظت سازه و در تمام طول آن پخش می‌شود. روی ها توسط اتصالات مکانیکی و یا باندینگ بصورت موضعی در بسیاری از نقاط به فولاد متصل می‌شوند. روی و آهن به همراه آب دریا که بصورت یک الکترولیت عمل می‌کند تشکیل یک سل آب دریا را می‌دهند که در آن آهن مثبت و روی منفی می‌باشد. جریان از آهن مثبت از طریق اتصال با مقاومت کم، به سمت روی منفی رفته و سپس از طریق آب دریا به آهن باز می‌گردد، شبیه یک باطری اتصال کوتاه شده. از آنجائیکه جریان از آندهای روی با از بین رفتن تدریجی روی همراه است، پس از مدتی فلز روی کوچک شده و اثر و راندمان خود را از دست می‌دهد و باید جایگزین شود. به همین دلیل به آنها آند فناشونده اطلاق می‌شود. تاثیر آنها بشکل مداوم پیگیری شود تا زمان لزوم جایگزینی مشخص گردد. این عمر معمولاً ۱۰ سال می‌باشد. باید توجه داشت که سیستم آندهای فداشونده به هیچ منبع انرژی خارجی نیاز ندارندو جریان الکتریکی از انرژی شیمیایی ماده آند تامین می‌شود.

حفاظت کاتدی به روش جریان اعمالی

برخلاف روش آندهای فداشونده در روش جریان اعمالی به یک منبع خارجی جهت تامین جریان مورد نیاز برای حفاظت نیاز می‌باشد. جنس آندهای استفاده در این روش به دلیل عدم تجزیه آنها مهم نمی‌باشد. در این روش آندها نسبت به سازه مثبت نگه داشته شده که این عمل توسط یک منبع جریان مستقیم انجام می‌گیرد. لذا در این روش بر خلاف روش آندهای فداشونده که آندها منفی بودند، آندها از سازه مثبت تر هستند. منبع جریان یکسو را به این ترتیب در سیستم قرار می‌دهند که قطب مثبت آن متصل به آند کمکی و قطب منفی آن به فلز دستگاه مورد نظر وصل شود. به طوریکه جریان در داخل الکترولیت از آند به سمت فلز مورد نظر برقرار می‌گردد.

ولتاژ اعمال شده باید به مقداری تنظیم شود که بتواند شدت جریان کافی برای تمام نقاط دستگاهی که تحت حفاظت کاتدی قرار گرفته است تامین نماید. در مورد خاکها یا آبهای با مقاومت زیاد ولتاژ اعمال شده باید بیشتر از محیط هایی با مقاومت کم باشد. همچنین هنگامی که طول زیادی از یک خط لوله فقط به وسیله یک آند حفاظت شود به ولتاژ اعمال شده بیشتری نیاز دارد. اجرای سیستم حفاظت کاتدی اغلب در مورد لوله‌ها و پوشش کابل های زیر زمینی بکار می‌رود. در شبکه‌های لوله کشی شهرها و خطوط لوله طویل و سرتاسری و کابل کشی های مخابرات و نیرو(برق) اغلب از سیستمهای با اعمل جریان خارجی استفاده می‌گردد. وقتی که در مورد تاسیسات طویل زیر زمینی نظیر لوله‌ها و کابل های پتانسیلی جریان برق اعمال می‌شود، جریان معمولاً در تمام طول آن تاسیسات وارد شده و به طرف محل اتصال می‌رود، و چون این قبیل تاسیسات از نظر الکتریکی متصل است لذا جریانهای طولی مسئله‌ای را به وجود نمی‌آورند. ولی در بعضی لوله کشی ها ممکن است نقاط اتصالی وجود داشته باشد که دارای مقاومت الکتریکی زیادی بوده و در نتیجه جریانهای طولی، مناطق آندی در یک طرف نقاط اتصال ایجاد می‌گردد. به همین منظور و قبل از اجرای عملیات حفاظت کاتدی لازم است که در این قبیل موارد اتصال الکتریکی مناسب تامین شود.

شبکه‌های لوله کشی گاز شهرها در منازل مخصوصاً در دستگاههای حرارتی بصورت تصادفی به هم مربوطند. همچنین فاز خنثی مدارهای الکتریکی اغلب به لوله‌های آب وصل می‌شود که در نتیجه، متصل به پوششهای کابل های نیرو می‌گردند. لذا در صورت اطمینان کامل از این اتصالات کلیه شبکه‌های زیر زمینی را می‌توان به صورت یک واحد حفاظت نمود.

تست پوشش

این تست شامل اندازه گیری عایقی( مقاومت الکتریکی ) پوشش می‌باشد. قسمت تحت آزمایش توسط یک ایستگاه حفاظت کاتدی( موقت یا دائم ) با سیستم جریان اعمالی بطور مجزا تحت حفاظت واقع می‌گردد. قبل از این تست، پیمانکار از سلامت کلیه اتصالات عایقی که قسمت مورد آزمایش را از شبکه‌های دیگر مجزا نموده اطمینان کافی کسب کند.

دستگاهها و وسایل مورد نیاز برای تست پوشش:

۱٫       ترانس رکتیفایر ترجیحاً با ظرفیت های پایین

۲٫       ولت متر با امپدانس بالا

۳٫       هافسل ( مس/ سولفات مس )

۴٫       بستر آندی ( موقت یا دائم)

۵٫       کابلهای ارتباطی

بستر آندی موقت

این بستر متشکل از یک شاخه لوله قراضه که ترجیحاً سندبلاست شده و عاری از خوردگی باشد ( عموماً یک سایز بالاتر از سایز خط ) بوده که آن را در عمق حداقل برابر عمق لوله مدفون و به فاصله حداقل۵۰ متر از خط اصلی قرار می‌دهند. بطوریکه در هنگام دفن جهت تقویت و آمپردهی بهتر، از مقداری نمک، ذغال کک و آب استفاده می‌شود.

مراحل اندازه گیری تست پوشش

الف)اندازه گیری پتانسیل طبیعی لوله نسبت به زمین از نقاط اندازه گیری پتانسیل:

قبل از روشن کردن ایستگاه حفاظت کاتدی با اعمال جریان، اپراتور باید توسط یک هافسل از جنس مس/ سولفات، ولتاژ طبیعی خط لوله را از طریق کلیه نقاط اندازه گیری پتانسیل نسبت به زمین قرائت نماید. این ولتاژ جهت اندازه گیری مقاومت عایقی پوشش مفید نیست، لیکن به منظور پیدا کردن شرایط نامتعارف( در صورت وجود) باید اندازه گیری صورت پذیرد.

ب)اندازه گیری جریان الکتریک حفاظت کاتدی:

جهت اندازه گیری جریان مستقیم، باید سیستم حفاظت کاتدی با جریان اعمالی، را روشن نموده و تنظیم کرد. پس از تنظیم ولتاژ تزریق، به منظور تثبیت پتانسیل و همچنین اطمینان از پلاریزاسیون، خط مورد تست باید به مدت۷۲ ساعت تحت جریان تزریقی قرار بگیرد. جهت پلاریزاسیون می‌توان ولتاژ نقطه تزریق را در کمتر از مقدار حد بالایی تنظیم نموده و پس از اتمام مدت زمان پلاریزاسیون، ولتاژ در حد بالایی تنظیم و مراحل بعدی تست انجام پذیرد. یادآوری می‌گردد در خصوص ولتاژ های تزریقی در نظر گرفتن حد بالایی این ولتاژ الزامیست. در خصوص پوشش های اناملی ( انامل پایه نفتی و انامف پایه ذغال سنگی ) حداکثر ولتاژ تزریقی ۲٫۱– ولت و در خصوص پوشش های بیتوسیل، نوار سرد و پلی اتیلن سه لایه حداکثر ولتاژ تزریقی ۱٫۵- ولت می باشد. پس از اتمام مدت زمان پلاریزاسیون و تنظیم ولتاژ تزریقی در حد بالایی، مقدار جریان در این ولتاژ اندازه گیری و ثبت گردد.

ج) اندازه گیری پتانسیل لوله نسبت به زمین:

با استفاده از یک تایمر اتوماتیک، که به صورت خودکار جریان تزریقی را قطع و وصل می‌کند که عموماً در مدار ترانس های رکتیفایر تعبیه شده است، عمل خاموش و روشن شدن سیستم حفاظت کاتدی صورت می پذیرد. تنظیم مدت زمان قطع و وصل باید بر اساس زمان های پیشنهادی زیر صورت پذیرد: مدت زمان روشن بودن سیستم:۲۰ ثانیه مدت زمان خاموش بودن سیستم:۱۰ ثانیه پس از اطمینان از برقراری حالت خاموش و روشن سیستم، قرائت از کلیه نقاط اندازه گیری پتانسیل باید انجام گرفته و یادداشت ‌گردد. لازم به ذکر است اولین عدد تثبیت شده در زمان خاموشی سیستم، به عنوان ولتاژ حالت خاموش مد نظر می‌باشد.

خوردگی کف مخازن را می توان با به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و ممانعت کننده خوردگی از نوع فاز بخار و یا تنها با به کارگیری وی سی آی (VCI) تحت کنترل قرار داد.

خوردگی کف مخازن نفتی یکی از مشکلات مهم ذخیره سازی نفت خام و مایعات گازی است. نشست مخازن بزرگ نفتی موجب آلودگی آب های زیرزمینی و وارد آمدن خسارت های جبران ناپذیر به محیط زیست می شود. در گذشته کف مخازن (قسمت بیرونی مخزن که با زمین در ارتباط است) با به کارگیری حفاظت کاتدی نتوانسته است به طور کامل مانع از نشت و جلوگیری از خوردگی کف مخازن ذخیره نفت شود.

در این مقاله دلایل ناتوانی سیستم حفاظت کاتدی در جلوگیری از خوردگی کف مخازن نفتی و آخرین روشهای مورد استفاده برای حفاظت کف مخازن بررسی می شود.

به کارگیری سیستم حفاظت کاتدی، بازدارنده های خوردگی از نوع فاز بخار و به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و بازدارنده های خوردگی فاز بخار از جمله روش های حفاظت از خوردگی کف مخازن است.

مشکلات روش های حفاظت کاتدی:

نتایج تجربی نشان می دهد سیستم حفاظت کاتدی به تنهایی قادر به حفاظت خوردگی کف مخازن نیست و در موارد متعدد دچار نشت شده است. این درحالی است که کف مخازن در پتانسیل حفاظت کاتدی قرار دارد.

یکی از روش های توزیع مناسب پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخازن به کارگیری بستر آندی است. به گونه ای که موجب توزیع پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخازن شود که شامل، به کارگیری آندهای کم عمق در اطراف مخزن، آندهای افقی و سیمی در زیر کف مخزن است.

در روش اول به علت تخلیه جریان حفاظت کاتدی در لایه سطحی زمین، باعث افزایش ضریب حفاظتی (Over protection) در خطوط لوله مدفون در خاک و مجاور مخازن می شود، بنابراین از این روش نمی توان در پالایشگاه ها استفاده کرد. در روش دوم آندهای سیمی به صورت مارپیچ در فونداسیون کف مخزن قرار می گیرد و این روش برای مخازن موجود قابل استفاده نیست.

یکی دیگر از روش های توزیع پتانسیل حفاظت کاتدی در کف مخزن عایق سازی الکتریکی هر یک از مخازن از یکدیگر است. در این روش هر یک از مخازن توسط فلنچ عایقی به همراه مقاومت الکتریکی از یکدیگر جدا می شوند.

به کارگیری پوشش در کف مخزن ها نیز یکی دیگر از روش هایی است که در توزیع حفاظت کاتدی در کف مخزن استفاده می شود. به دلیل مشکلات اجرایی اعمال پوشش بر روی ورق فولادی کف مخازن نفتی و گازی امکان پذیز نمی باشد. حرارت ناشی از جوشکاری صفحات کف مخزن، باعث از بین رفتن پوشش آنها می شود، در نتیجه پوشش مناسبی برای حفاظت از این نواحی نیست.

بنابراین به جای پوشش دادن ورق فولادی کف مخزن، محل نصب مخزن به خوبی پوشش داده می شود و اطراف مخزن را به خوبی آب بند می کنند. پوشش مزبور چسبندگی به کف مخزن ندارد، در چنین شرایطی این پوشش در حکم سپر برای جریان حفاظت کاتدی عمل می کند و اگر به دلایلی الکترولیک به ناحیه بین پوشش و کف مخزن نفوذ کند، حفاظت کاتدی قادر به مقابله با خوردگی آن نخواهد بود.

به دلیل آن که پوشش مزبور حالت سپر الکتریکی دارد، اندازه گیری پتانسیل کف مخزن چنین حالتی را نشان نمی دهد و  کف مخزن در محدوده پتانسیل حفاظت کاتدی قرار دارد ولی خوردگی در کف آن اتفاق می افتد.

از طرف دیگر اگر کف مخزن مستقیما بر روی فونداسیون بتنی قرار گیرد، کلیه نواحی کف مخزن قادر به ایجاد ارتباط الکتریکی مناسب با فونداسیون بتنی نخواهد بود و بنابراین حفاظت کاتدی نمی تواند به خوبی کف مخزن را تحت حفاظت خود قرار دهد.

نتایج تجربی موجود نشان می دهد مخازن نفتی با وجود حفاظت کاتدی کف آنها دچار خوردگی می شود و نشت مواد نفتی به آبهای زیر زمینی موجب ایجاد خسارت های زیادی به آب های زیر زمینی شده است.

روش های جدید حفاظت خوردگی کف مخازن

امروزه می توان خوردگی کف مخازن را با به کارگیری همزمان حفاظت کاتدی و ممانعت کننده خوردگی از نوع فاز بخار و یا تنها با به کارگیری وی سی آی (VCI) تحت کنترل قرار داد.

مواد وی سی آی، ممانعت کننده فاز بخار، می توانند در محیط بسته سطح فلز را در برابر عوامل خورنده مثل آب، بخار، کلریدها، سولفید هیدروژن و مواد خورنده دیگر در محیط های صنعتی حفاظت کنند.

فشار بخار مواد مذکور کم است، بنابراین در فشار اتمسفر و دمای محیط بخار می شوند. در محیط بسته بخارهای ایجاد شده بر روی سطح میعان کرده و توسط مولکول های سطح قطعات جذب شده و منجر به توقف یا تاخیر در انجام واکنش های خوردگی می شوند. روش مذکور به عنوان یکی از روش های استاندارد محافظت کف مخازن نفتی مطرح شده است.

روش دیگر تزریق مداوم وی سی آی از طریق شبکه ای از لوله های سوراخ دار است. این لوله ها در زیر مخزن و در داخل فندانسیون بتنی کف قرار می گیرند. مواد بازدارنده خوردگی از طریق لوله های مزبور در کف مخزن تزریق می شود. بدیت ترتیب با توزیع وی سی آی در کف مخزن، از خوردگی آن جلوگیری می شود.

برای جلوگیری از ایجاد جرقه در نتیجه تمرکز الکتریسیته ساکن، باید مقاومت سطح پوشش درونی مخزن کمتر از ۱۰۸ اهم باشد.

سیستم های پوشش دهنده درون مخازن ذخیره نفت:

جهت دیواره و کف از پوشش اپوکسی فنولیک با هاردنر آمین و با خاصیت آنتی استاتیک استفاده شود. که این پوشش به دلیل ایجاد کراس لینک (Cross-linK) بالا، منجر به ایجاد پوشش سخت و مقاوم خواهد شد.

روش دیگر استفاده از پوشش پلی اورتان با خاصیت آنتی استاتیک که برای دیواره مخازن استفاده می شود. چنانچه کف مخزن توسط کامپوزیت کلاس اپاکسی (Glass-Epoxy) یا کلاس پلی استر (Glass-Polyester) روکش شده است، لازم است ژل کت سطحی آن دارای خاصیت آنتی استاتیک باشد.

مقاومت پوشش ها در حدود ۱۰ اهم است و چنین مقاومتی تنها مانع از بروز جرقه توسط انباشته شدن الکتریسیته ساکن می شود و از لحاظ الکتریکی چنین موادی تقریبا در ردیف مواد نیمه رسانا قرار دارند.

آندهای فدا شونده که در داخل مخازن به کار می روند علاوه بر جلوگیری از خوردگی، عامل تخلیه بارهای الکتریسته ساکن نیز محسوب می شود.

به طور کلی مخازن نفتی زیادی در کشور دچار نشت شده است. این موضوع ضررهای اقتصادی جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کرده است. با توجه به اهمیت بالای حفظ محیط زیست و نیز جلوگیری از هدر رفتن نفت خام و مایعات گازی لازم است روش های جدید مقابله با خوردگی کف مخازن نفتی مورد توجه قرار گیرد.

تخریب فلزات با عوامل غیر خوردگی

فلزات در اثر اصطکاک ، سایش و نیروهای وارده دچار تخریب می‌‌شوند که تحت عنوان خوردگی مورد نظر ما نیست.

فرایند خودبه‌خودی و فرایند غیرخودبه‌خودی

خوردگی یک فرایند خودبخودی است، یعنی به زبان ترمودینامیکی در جهتی پیش می‌‌رود که به حالت پایدار برسد. البته M+n می‌‌تواند به حالتهای مختلف گونه‌های فلزی با اجزای مختلف ظاهر شود. اگر آهن را در اتمسفر هوا قرار دهیم، زنگ می‌‌زند که یک نوع خوردگی و پدیده‌ای خودبه‌خودی است. انواع مواد هیدروکسیدی و اکسیدی نیز می‌‌توانند محصولات جامد خوردگی باشند که همگی گونه فلزی هستند. پس در اثر خوردگی فلزات در یک محیط که پدیده‌ای خودبه‌خودی است، اشکال مختلف آن ظاهر می‌‌شود.

بندرت می‌‌توان فلز را بصورت فلزی و عنصری در محیط پیدا کرد و اغلب بصورت ترکیب در کانیهاو بصورت کلریدها و سولفیدها و غیره یافت می‌‌شوند و ما آنها را بازیابی می‌‌کنیم. به عبارت دیگر ، با استفاده ‌از روشهای مختلف ، فلزات را از آن ترکیبات خارج می‌‌کنند. یکی از این روشها ، روش احیای فلزات است. بعنوان مثال ، برای بازیابی مس از ترکیبات آن ، فلز را بصورت سولفات مس از ترکیبات آن خارج می‌‌کنیم یا اینکه آلومینیوم موجود در طبیعت را با روشهای شیمیایی تبدیل به ‌اکسید آلومینیوم می‌‌کنند و سپس با روشهای الکترولیز می‌‌توانند آن را احیا کنند.

برای تمام این روشها ، نیاز به صرف انرژی است که یک روش و فرایند غیرخودبه‌خودی است و یک فرایند غیرخودبه‌خودی هزینه و مواد ویژه‌ای نیاز دارد. از طرف دیگر ، هر فرایند غیر خودبه‌خودی درصدد است که به حالت اولیه خود بازگردد، چرا که بازگشت به حالت اولیه یک مسیر خودبه‌خودی است. پس فلزات استخراج شده میل دارند به ذات اصلی خود باز گردند.

در جامعه منابع فلزات محدود است و مسیر برگشت طوری نیست که دوباره آنها را بازگرداند. وقتی فلزی را در اسید حل می‌‌کنیم و یا در و پنجره دچار خوردگی می‌‌شوند، دیگر قابل بازیابی نیستند. پس خوردگی یک پدیده مضر و ضربه زننده به ‌اقتصاد است.

 

 

جنبه‌های اقتصادی فرایند خوردگی

برآوردی که در مورد ضررهای خوردگی انجام گرفته، نشان می‌‌دهد سالانه هزینه تحمیل شده از سوی خوردگی ، بالغ بر ۵ میلیارد دلار است. بیشترین ضررهای خوردگی ، هزینه‌هایی است که برای جلوگیری از خوردگی تحمیل می‌‌شود.

 

پوششهای رنگها و جلاها

ساده‌ترین راه مبارزه با خوردگی ، اعمال یک لایه رنگ است. با استفاده ‌از رنگها بصورت آستر و رویه ، می‌‌توان ارتباط فلزات را با محیط تا اندازه‌ای قطع کرد و در نتیجه موجب محافظت تاسیسات فلزی شد. به روشهای ساده‌ای می‌‌توان رنگها را بروی فلزات ثابت کرد که می‌‌توان روش پاششی را نام برد. به کمک روشهای رنگ‌دهی ، می‌‌توان ضخامت معینی از رنگها را روی تاسیسات فلزی قرار داد.

آخرین پدیده در صنایع رنگسازی ساخت رنگهای الکتروستاتیک است که به میدان الکتریکی پاسخ می‌‌دهند و به ‌این ترتیب می‌توان از پراکندگی و تلف شدن رنگ جلوگیری کرد.

پوششهای فسفاتی و کروماتی

این پوششها که پوششهای تبدیلی نامیده می‌‌شوند، پوششهایی هستند که ‌از خود فلز ایجاد می‌‌شوند. فسفاتها و کروماتها نامحلول‌اند. با استفاده ‌از محلولهای معینی مثل اسید سولفوریک با مقدار معینی از نمکهای فسفات ، قسمت سطحی قطعات فلزی را تبدیل به فسفات یا کرومات آن فلز می‌‌کنند و در نتیجه ، به سطح قطعه فلز چسبیده و بعنوان پوششهای محافظ در محیط‌های خنثی می‌‌توانند کارایی داشته باشند.

این پوششها بیشتر به ‌این دلیل فراهم می‌‌شوند که ‌از روی آنها بتوان پوششهای رنگ را بر روی قطعات فلزی بکار برد. پس پوششهای فسفاتی ، کروماتی ، بعنوان آستر نیز در قطعات صنعتی می‌‌توانند عمل کنند؛ چرا که وجود این پوشش ، ارتباط رنگ با قطعه را محکم‌تر می‌‌سازد. رنگ کم و بیش دارای تحلخل است و اگر خوب فراهم نشود، نمی‌‌تواند از خوردگی جلوگیری کند.

پوششهای اکسید فلزات

اکسید برخی فلزات بر روی خود فلزات ، از خوردگی جلوگیری می‌‌کند. بعنوان مثال ، می‌‌توان تحت عوامل کنترل شده ، لایه‌ای از اکسید آلومینیوم بر روی آلومینیوم نشاند. اکسید آلومینیوم رنگ خوبی دارد و اکسید آن به سطح فلز می‌‌چسبد و باعث می‌‌شود که ‌اتمسفر به‌ آن اثر نکرده و مقاومت خوبی در مقابل خوردگی داشته باشد. همچنین اکسید آلومینیوم رنگ‌پذیر است و می‌‌توان با الکترولیز و غوطه‌وری ، آن را رنگ کرد. اکسید آلومینیوم دارای تخلخل و حفره‌های شش وجهی است که با الکترولیز ، رنگ در این حفره‌ها قرار می‌‌گیرد.

همچنین با پدیده ‌الکترولیز ،آهن را به اکسید آهن سیاه رنگ (البته بصورت کنترل شده) تبدیل می‌‌کنند که مقاوم در برابر خوردگی است که به آن “سیاه‌کاری آهن یا فولاد” می‌‌گویند که در قطعات یدکی ماشین دیده می‌‌شود.

پوششهای گالوانیزه

گالوانیزه کردن (Galvanizing) ، پوشش دادن آهن و فولاد با روی است. گالوانیزه ، بطرق مختلف انجام می‌‌گیرد که یکی از این طرق ، آبکاری با برق است. در آبکاری با برق ، قطعه‌ای که می‌‌خواهیم گالوانیزه کنیم،کاتد الکترولیز را تشکیل می‌‌دهد و فلز روی در آند قرار می‌‌گیرد. یکی دیگر از روشهای گالوانیزه ، استفاده ‌از فلز مذاب یا روی مذاب است. روی دارای نقطه ذوب پایینی است.

در گالوانیزه با روی مذاب آن را بصورت مذاب در حمام مورد استفاده قرار می‌‌دهند و با استفاده ‌از غوطه‌ور سازی فلز در روی مذاب ، لایه‌ای از روی در سطح فلز تشکیل می‌‌شود که به ‌این پدیده ، غوطه‌وری داغ (Hot dip galvanizing) می‌گویند. لوله‌های گالوانیزه در ساخت قطعات مختلف ، در لوله کشی منازل و آبرسانی و … مورد استفاده قرار می‌‌گیرند.

پوششهای قلع

قلع از فلزاتی است که ذاتا براحتی اکسید می‌‌شود و از طریق ایجاد اکسید در مقابل اتمسفر مقاوم می‌‌شود و در محیطهای بسیار خورنده مثل اسیدها و نمکها و … بخوبی پایداری می‌‌کند. به همین دلیل در موارد حساس که خوردگی قابل کنترل نیست، از قطعات قلع یا پوششهای قلع استفاده می‌‌شود. مصرف زیاد این نوع پوششها ، در صنعت کنسروسازی می‌‌باشد که بر روی ظروف آهنی این پوششها را قرار می‌‌دهند.

پوششهای کادمیم

این پوششها بر روی فولاد از طریق آبگیری انجام می‌‌گیرد. معمولا پیچ و مهره‌های فولادی با این فلز ، روکش داده می‌‌شوند.

فولاد زنگ‌نزن

این نوع فولاد ، جزو فلزات بسیار مقاوم در برابر خوردگی است و در صنایع شیر آلات مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نوع فولاد ، آلیاژ فولاد با کروم می‌‌باشد و گاهی نیکل نیز به ‌این آلیاژ اضافه می‌‌شود.

 

حفاظت کاتدی

دید کلی

بطور کلی ، فلزات سه دسته‌اند. یک دسته ، آنهایی که مثلا طلاو پلاتین ، در مجاورت هوا اکسید نمی‌شوند و نیازی به محافظت ندارند.

دسته دوم ، آنهایی که وقتی در مجاورت هوا قرار می‌گیرند، اتمهای سطحشان اکسید می‌شوند، ولی اکسید آنها مقاوم است و چسبیده به فلز باقی می‌ماند و خود لایه محافظی برای فلز می‌شود. این گونه فلزات هم نیازی به محافظت ندارند. مثل Zn ، Al ، CO ، Ni ، Sn ، Cr و نظیر آنها.

دسته سوم فلزاتی که وقتی سطح آنها در مجاورت هوا اکسید می‌گردد، اکسید آنها متخلخل است و به فلز نمی‌چسبد و از بدنه فلز کنده می‌شود که فلز به تدریج فاسد شده ، از بین می‌رود؛ مثل آهن. اینگونه فلزات را به روشهای متفاوت از زنگ زدن محافظت می‌نمایند، روشهایی مثل رنگ زدن ، زدن ضد زنگ ، چرب کردن سطح فلز بوسیله یک ماده روغنی مانند گریس ، لعاب دادن ، آب فلز کاری و حفاظت کاتدی.

اصول حفاظت کاتدی

در کنار فلز فاسد شدنی ، یک فلز با پتانسیل احیاء کمتر قرار می‌دهند تا اگر این دو فلز باهم یک پیل الکتروشیمیایی تشکیل دادند، فلز دارای E احیای بیشتر، در نقش کاتد پیل قرار گیرد و خورده نشود. در این پیل ، فلز دارای E کمتر خورده می‌شود و فلز مقابلش را ازخطر زنگ زدن می‌رهاند. این طریقه حفاظت را حفاظت کاتدی می‌نامند.

امروزه ، بدنه کشتیها ، پایه‌های اسکله‌ها و لوله‌های انتقال نفت و گاز را که در زیر زمین کار می‌گذارند، با همین روش حفاظت می‌نمایند. مثلا در کنار آهن ، فلز منیزیم  قرار می‌دهند که منیزیم ، الکترون می‌دهد و خورده می‌شود.

 

آب فلز کاری

آب کاری فلزات به دو روش صورت می‌گیرد:

گالوانیزاسیون

در این روش ، فلز فاسد شدنی را در مذاب یک فلز فاسد نشدنی فرو می‌برند و بیرون می‌آورند تا سطح آن از یک لایه فلز فاسد نشدنی پوشیده شود. مثلا ورقه‌های نازک آهنی را در مذاب فلز روی فرو می‌برند و بیرون می‌آورند تا سطح آنها از فلز روی پوشیده شود و به این طریق ورقه‌های آهن سفید یا آهن گالوانیزه تهیه می‌نمایند که در ساختن لوازمی مثلا لوله بخاری ، کانال کولر ، شیروانی منازل و از این قبیل بکار می‌رود. لوله‌های آب هم ، آهن سفید هستند.

اگر ورقه‌های آهنی را در قلع مذاب بزنیم و بیرون آوریم و سطح آنها را قلع اندود کنیم، حلبی بدست می‌آید که از آن در ساختن قوطی مواد غذایی ، نظیر کنسروها استفاده می‌گردد.

تفاوت آهن گالوانیزه و حلبی

اگر سطح آهن سفید خراش بردارد، آهن و روی باهم پیل الکتروشیمیایی تشکیل می‌دهند. در این پیل ، روی خرده می‌شود، زیرا پتانسیل احیاء روی از پتانسیل احیاء آهن کمتر است. اما اگر سطح حلبی خراش بردارد، قلع و آهن باهم پیل الکتروشیمیایی تشکیل می‌دهند. در این پیل ، آهن خورده می‌شود، زیرا پتانسیل احیاء قلع از پتانسیل احیاء آهن بیشتر است و آهن در نقش آند پیل عمل می‌کند و از بین می‌رود که این طریقه زنگ زدن را زنگ زدن الکتروشیمیایی می‌نامند.

استانداردها

  • ۴۹ CFR 192.451-491 – Requirements for Corrosion Control – TRANSPORTATION OF NATURAL AND OTHER GAS BY PIPELINE: MINIMUM FEDERAL SAFETY STANDARDS
  • ASME B31Q 0001-0191
  • DNV-RP-B401 – Cathodic Protection Design – Det Norske Veritas
  • EN 12068:1999 – Cathodic protection. External organic coatings for the corrosion protection of buried or immersed steel pipelines used in conjunction with cathodic protection. Tapes and shrinkable materials
  • EN 12473:2000 – General principles of cathodic protection in sea water
  • EN 12474:2001 – Cathodic protection for submarine pipelines
  • EN 12495:2000 – Cathodic protection for fixed steel offshore structures
  • EN 12499:2003 – Internal cathodic protection of metallic structures
  • EN 12696:2000 – Cathodic protection of steel in concrete
  • EN 12954:2001 – Cathodic protection of buried or immersed metallic structures. General principles and application for pipelines
  • EN 13173:2001 – Cathodic protection for steel offshore floating structures
  • EN 13174:2001 – Cathodic protection for harbour installations
  • EN 13509:2003 – Cathodic protection measurement techniques
  • EN 13636:2004 – Cathodic protection of buried metallic tanks and related piping
  • EN 14505:2005 – Cathodic protection of complex structures
  • EN 15112:2006 – External cathodic protection of well casing
  • EN 50162:2004 – Protection against corrosion by stray current from direct current systems
  • BS 7361-1:1991 – Cathodic Protection
  • NACE SP0169:2007 – Control of External Corrosion on Underground or Submerged Metallic Piping Systems
  • NACE TM 0497 – Measurement Techniques Related to Criteria for Cathodic Protection on Underground or Submerged Metallic Piping Systems
  • منبع:/firuzpayervandi.blogfa.com

mof چیست

mof چیست

LG_1379944137_152bddd50d0393d93b49b17088a396a9

ترانس اندازه گیری هواییMOF تجهیزی است دربرگیرنده ترانسفورماتورهای جریان وولتاژکه به منظورامکان اندازه گیری مناسب هوایی انرژی ویا پارامترهای الکتریکی به کارمیرودMOF ولتاژویا مقادیرزیاد رادرخطوط توزیع به ولتاژ وجریان با رنج مناسب جهت استفاده درکنتورهای اندازه گیری تبدیل میکنداین دستگاه قابل استفاده درفضای آزاد وهرنوع شرایط آب وهوایی میباشد

حفاظت آندی چیست؟

حفاظت آندی چیست؟

 

untitled

حفاظت آندی یک روش و فن آوری پیشرفته در جلوگیری از خوردگی فلزات اعم از مخازن و مبدل ها و لوله ها به خصوص در صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی و صنایع مرتبط با اسید سولفوریک می باشد که متاسفانه نه تحقیقات و پایان نامه های دانشگاهی و نه در صنعت آن طور که بایسته است به آن پرداخته شده است ، حفاظت آندی ویژگی ها وتمایزات و تشابهاتی با حفاظت کاتدی دارد که بشرح زیر به صورت خلاصه و با زبان ساده به آن پرداخته شده است ، امید است مورد توجه قرار گیرد.

یکی از معضلات اساسی واحدهای اسید سولفوریک بروز خوردگی شدید در بخش خنک سازی اسید تولیدی میباشد. این مسئله با توجه به هزینههای هنگفت تأمین تجهیزات این بخش (لولههای استنلس استیل) و نیز هزینههای تحمیلی ناشی از خواب واحد تولیدی در اثر بروز خوردگی و انجام تعمیرات مورد نیاز بسیار حائز اهمیت میباشد. با توجه به استفاده اکثر واحدهای تولید اسید سولفوریک کشور از سیستمهای سنتی خنک سازی اسید در حال حاضر هزینههای بسیار زیادی برای ساخت، نگهداری و تعمیرات این بخش انجام میگیرد. سیستم خنک سازی ارائه شده توسط شرکت سازه صنعت پادهنگ مبتنی بر استفاده از مبدلهای حرارتی استنلس استیل مجهز به سیستم نوین و پیشرفته حفاظت از خوردگی آندی جایگزینی مطمئن، با صرفه و بهینه برای روشهای سنتی میباشد. برخلاف سیستم حفاظت کاتدی، سیستم حفاظت آندی نسبتاً جدید است و اولین بار در سال ۱۹۵۴ پیشنهاد شده است. این تکنیک با استفاده از اصول سینتیک الکترود ابداع گردیده و بدون اطلاع از نظریههای مدرن تئوری الکتروشیمی توصیف آن مشکل است. به طور خلاصه، حفاظت آندی براساس تشکیل یک پوسته سطحی محافظ روی فلزات با اعمال جریانهای آندی میباشد. با اعمال جریان آندی به یک فلز قاعدتاً سرعت انحلال فلز بایستی افزایش پیدا کند و سرعت آزاد شدن هیدروژن کاهش یابد .معمولاً در مورد فلزات این حالت اتفاق میافتد بجز در مورد فلزات فعال-غیر فعال مثل نیکل، آهن، کرم، تیتانیم و آلیاژهای آنها. اگر به دقت جریان آندی به این فلزات اعمال گردد، غیر فعال شده و سرعت انحلال تقلیل مییابد. برای حفاظت آندی، دستگاهی بنام پتانسیواستات لازم است، پتانسیواستات یک دستگاه الکترونیکی است که فلز را در یک پتانسیل ثابت نسبت به یک الکترود مقایسه نگه میدارد. در شکل۱ حفاظت آندی یک تانک فولادی حاوی اسید سولفوریک نشان داده شده است. پتانسیواستات دارای ۳ ترمینال است، یکی به تانک متصل میشود، دیگری به یک الکترود کمکی بعنوان کاتد (الکترود پلاتین یا پوشش داده شده بوسیله پلاتین) و سومی به یک الکترود مقایسه (مثلاً الکترود کالومل) در عمل پتانسیواستات همواره پتانسیل ثابتی بین تانک و الکترود مقایسه برقرار میسازد. این پتانسیل با اندازهگیریهای الکتروشیمیایی قبلاً تعیین میشود .

حفاظت آندی سرعت خوردگی را به شدت تقلیل میدهد. جدول ۱ سرعت خوردگی فولاد زنگ نزن آستنیتی را در محلولهای اسید سولفوریک حاوی یونهای کلر با و بدون حفاظت آندی نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میشود حفاظت آندی باعث میشود سرعت خوردگی در بعضی سیستمها ۱۰۰۰۰۰ برابر کمتر شود. اگر چه حفاظت آندی محدود به فلزات فعال -غیر فعال است ولی باید توجه داشت که اکثر فلزات ساختمانی شامل این فلزات میباشند لذا این محدودیت برخلاف آنچه که درابتدا به نظر میرسد، چندان مهم نیست. جدول ۲ برخی از سیستمهایی که حفاظت آندی به طور موفقیت آمیزی در آنها بکار رفته است را نشان می دهد. مزیت عمده حفاظت آندی قابلیت استفاده از آن درمحیطهای بسیار خورنده و نیاز به جریان الکتریکی کم میباشد. یک کاربرد جالب توجه و اقتصادی حفاظت آندی، استفاده از آن برروی لولههایی از جنس فولاد زنگ نزن نوع ۳۱۶ مورد مصرف در واحدهای اسید سولفوریک جهت خنک کردن اسید میباشد. لولهها دارای حفاظت آندی هستند و این کار به جای استفاده از مبدلهای حرارتی چدنی ضخیم صورت میگیرد. مقایسه حفاظت آندی و کاتدی در جدول ۳ بعضی از اختلافات مهم حفاظت کاتدی و آندی آورده شده است. هریک از این دو روش دارای معایب و مزایایی هستند و در عین حال مکمل یکدیگرند .حفاظت آندی در محیطهای ضعیف تا خیلی خورنده میتواند مورد استفاده قرار گیرد، در حالی که حفاظت کاتدی محدود به محیطهای متوسط ازنظر خوردگی میباشد زیرا با اضافه شدن خورندگی محیط، جریان الکتریکی بیشتری لازم است .لذا حفاظت کاتدی فلزات در محیطهای بسیار خورنده عملی نیست. بر عکس در حفاظت آندی جریانهای بسیار کمی بکار میرود، لذا درمحیطهای بسیار خورنده میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

مخارج سیستم حفاظت کاتدی چندان گران نیست زیرا اجزا مورد استفاده ساده بوده و به سهولت نصب میگردند. حفاظت آندی نیاز به تجهیزات پیچیدهای شامل پتانسیواستات و الکترود مقایسه داشته و مخارج نصب آن نیز بالاتر است. مخارج بهره برداری از این دو روش نیز به خاطر اختلاف جریان الکتریکی مورد نیاز که در بالا به آن اشاره شد با یکدیگر متفاوت است. منطقه مورد حفاظت یا قدرت پرتاب حفاظت کاتدی کم میباشد، لذا برای برقراری جریان یکنواخت احتیاج به الکترودهای متعدد در فواصل نزدیک به یکدیگر میباشد. سیستمهای حفاظت آندی دارای قدرت پرتاب بالایی هستند، لذا با یک الکترود کمکی به تنهائی می- توان یک خط لوله طویل را محافظت کرد. حفاظت آندی دارای دو ویژگی منحصر بفرد است:جریان الکتریکی اعمال شده معمولاً متناسب با مقدار خوردگی سیستم تحت حفاظت است

جریان الکتریکی اعمال شده معمولاً متناسب با مقدار خوردگی سیستم تحت حفاظت است  شرایط لازم برای حفاظت آندی را با رسم منحنی پلاریزاسیون در آزمایشگاه به دقت میتوان تعیین نمود. بر عکس شرایط عمل برای حفاظت کاتدی معمولاً با آزمایشات متعدد به روش سعی و خطا تعیین میگردد. اگر چه روشهای ارزیابی سریع مختلفی برای تخمین جریان مورد نیاز برای حفاظت کاتدی پیشنهاد شده است، تمام آنها کم و بیش غیر قابل اطمینان هستند و انتخاب نهایی معمولاً براساس تجربیات قبلی است. حفاظت آندی بر اساس اصول علمی دقیقی قرار دارد و به طور موفقیت آمیزی برای حل مشکلات صنعتی بکار رفته است. لکن از زمان معرفی این روش، وارد شدن آن در مهندسی خوردگی به کندی صورت گرفته است. عدم تمایل مهندسین خوردگی برای استفاده از این روش حفاظت، عمدتاً به خاطر تجارب شخصی و اطلاعاتی که در مجلات خوردگی کلاسیک وجود دارند میباشند. اگر قطبهای مولد جریان مستقیم در یک سیستم حفاظت کاتدی اشتباهاً به فلز مورد نظر متصل شوند، نتیجه وحشتناکی به بار خواهد آمد. خوردگی سریع آند در یک زوج گالوانیکی، قانون کلی در مجلات خوردگی کلاسیک که جریانهای آندی اعمال شده خوردگی را تشدید میکنند، تمام اینها باعث کندی وارد شدن این روش حفاظت کاتدی در عمل شده است. در واقع حفاظت آندی یک حالت استثنا در مورد قاعده کلی تشدید خوردگی در اثر جریانهای آندی یا گرفتن الکترون از فلز مورد میباشد. حفاظت آندی در آینده احتمالاً انقلابی در زمینه حفاظت در مهندسی خوردگی به وجود خواهد آورد. با استفاده از این روش میتوان برای یک کاربرد معین خوردگی فلز ارزانتری بکار برد. حفاظت آندی را میتوان یکی از مهمترین دستاوردهای علم خوردگی در تمام طول تاریخ آن دانست.

برق خورشیدی(سولار-SOLAR)

برق خورشیدی(سولار-SOLAR)

thf2u6qmpf

 

برق خورشیدی(سولارSOLAR)

با توجه به افزایش روز افزون تعرفه های برق شهری و افزایش راندمان پنل های خورشیدی  بهمراه کاهش قیمت آنها و همچنین افتابی بودن اکثر مناطق ایران نسبت به سایر کشور هاو نیز سیاست بلند مدت حمایت وزارت نیرو برای استفاده مردم از انرژی های تجدید پذیر(انرژیخورشیدی و توربین های بادی) جهت تولید برق

۲۴۸۶۹۹_۹۵۲

واحدهای  مسکونی -تجاری-صنعتی که بانصب کنتور های جدید هوشمند در حال تحقق است , انتخاب پکیج برق خورشیدی که علاوه بر کاهش هزینه برق مصرفی ماهانه , در هنگام قطع برق نیز بعنوان برق اضطراری استفاده میشود کاملا منطقی و مقرون به صرفه میباشد.

SolarPod-Portable-Solar-Generator-Briefcase-Panel۱۵۰-up-1024x1005

این شرکت نماینده  فروش و نصب پکیج برق خورشیدی و ژنراتور خورشیدی با بازدهی مطلوب با مارک jet power ساخت کشور تایوان  در غرب کشور(کرمانشاه-ایلام-همدان-لرستان) میباشد.

images222

ضمنا این پکیج شامل :

۱-پنلهای خورشیدی با راندمان بالا  که معمولا روی بام یا محوطه باز حیاط یا باغ قرار میگیرند.

۱۳۳pump-solar

۲-پایه گالوانیزه با قابلیت تغییر زاویه جهت قرار گیری پنل ها روی انها.

۳-دستگاه اینورتور

 

L_Quantum-1500W-(3) (1)

 

 

۴- دستگاه کنترل شارژ

۴۵۲۴BN-480x452

۵- باطری

۴۰۴_Z1gymXJ6

میباشد

 

 

 

 

۴۴-۱۰۳۰x387

این شرکت علاوه بر فروش پکیج خورشیدی مجری و نصاب و طراح برق خورشیدی(پنل و پکیج و سلول برق خورشیدی) – سولار طبق استاندار شرکت توزیع برق کرمانشاه(انرژی نو-پاک و تجدید پذیر) جهت واحدها و مجتمع های مسکونی – اداری- صنعتی و باغها و ویلا های خارج از شهر و روستاها می باشد

طراح برق خورشیدی

نصاب برق خورشیدی

۷۷۰۶۳۳۱۶-۳۰۰x225

مجری برق خورشیدی

انرژی خورشیدی

IMAGE634817590018942248

نصب برق خورشیدی

نصب پکیج برق خورشیدی

images (10)

نصب ژنراتور خورشیدی

طراح ژنراتور خورشیدی

swp1-320x150

 

 

images (11)

برقگیر و صاعقه گیر

برقگیر و صاعقه گیر

۷۱۷

برقگیر از وسایل ایمنی می باشد که برای هدایت موجهای ولتاژ ضربه ای به زمین و جلوگیری از ورود آنها به ایستگاههای انتقال و توزیع نیرو بکار می رود و معمولاً در انتهای خط انتقال و در ورودی ترانسها نصب می شود. ولتاژ شکست الکتریکی یک برقگیر بایستی کمتر از ولتاژ شکست الکتریکی ایزولاسیون لایه تجهیزات نصب شده در پست باشد.

صاعقه گیر چگونه عمل می کند؟ و انواع آن کدامند؟

میله های ساده فرانکلینی: اولین واحد جذب که توسط فرانکلین بیشنهاد گردید، میله های ساده بودند که ضربه مستقیم صاعقه به اندازه طول میله ها، دور از ساختمان اتفاق می افتاد و شعاع حفاظتی این صاعقه گیرهای ساده در کلاسهای حفاظتی براساس تئوری زاویه محاسبه می گردید.

قفس فارادی: با گسترش ابعاد ساختمانها و با توجه به محدودیت های میله ساده، قفس فارادی Faraday( (Cage جایگزین میله های ساده فرانکلینی شد، امروزه نیز اکثر استانداردهای جهانی استفاده از قفس فارادی را بهترین روش میدانند. در این روش سعی می شود ساختمان را در قفسی از هادیهای مسی یا فولادی محصور نمود.

برقگیر چیست و چگونه طراحی و اجرا می شود ؟

صاعقه گیرهای یونیزه کننده هوا: طراحی و نصب این صاعقه گیر های براساس استاندارد ۱۰۲-۱۷ NFC انجام می گیرد ریشه این استاندارد نیز همان تئوری گوی غلطان است که در تمامی استاندارد ها از آن استفاده شده است. ۱۰۲-۱۷ NFC با وارد کردن پارامتر ΔL در فرمول محاسبات، شعاع پوشش افزایش یافته صاعقه گیر را محاسبه می کند. صاعقه گیر پس از نصب روی ساختمان، می بایست بوسیله هادیهای میانی Conductor Down از طریق سیم مسی بدون روکش به سیستم زمین متصل گردد. مقاومت الکترود زمین صاعقه گیر می بایست زیر ۱۰ اهم باشد و پس از اجرا به شبکه هم بتانسیل کل سایت متصل شود. در اجرای الکترود زمین هر صاعقه گیر می بایست از اقلامی چون صفحه های مسی، مواد کاهنده مقاومت LOM ،((اتصالات جوش انفجاری استفاده نمود.

صاعقه گیر الکترونیکی: درست قبل از حدوث صاعقه بطور طبیعی محتوی الکتریکی اتمسفر بطور ناگهانی افزایش می یابد. این تغییر وضعیت توسط واحد جرقه زن حس و کنترل می شود صاعقه گیرهای الکترونیکی انرژی موجود در هوای متلاطم پیش از طوفان را (که حدود چندین هزار ولت بر هر متر است) جذب و در واحدهای جرقه زن ذخیره می نماید و در نهایت واحد جرقه زن با تخلیه بار الکتریکی خازنها بین الکترودهای فوقانی و الکترود مرکزی اش هوای اطراف را یونیزه می نماید

اصول عملکرد صاعقه گیر الکترونیکی: آزاد سازی کنترل شده یونها: واحد جرقه زن (TRIGGERING (صاعقه گیرهای الکترونیکی شرایطی را ایجاد می کند تا چشمه جوشانی از یون (کرونا) در اطراف میله نوک تیز فراهم شود. دقت عمل این واحد باید به گونه ای کنترل شده باش که آزاد سازی یونها را درست چند میکرو ثانیه قبل از حدوث و تخلیه صاعقه صورت دهد. اثر کرونا و واحد جرقه زن: حضور حجم وسیع بارهای الکتریکی در اطراف میله نوک تیز صاعقه گیر پس از یونیزاسیون توسط واحد جرقه زن سبب می شود تا پدیده طبیعی تجمع بارهای الکترونیکی اطراف میله Corona( (effect تقویت و تشدید شود.

تسریع در بروز علمدار حمله زمینی: صاعقه گیرهای الکترونیکی طوری طراحی شده اند که ارسال علمدار حمله زمینی را خیلی زودتر از نقاط هم ارتفاع مشابه همان محدوده به انجام برسانند و این به معنی تشکیل نقطه ترجیهی دریافت صاعقه در منطقه تحت حفاظت با صاعقه گیرهای الکترونیکی سیستم هم پتانسیل: وجود اختلاف پتانسیل بالا بین دو هادی الکتریکی نزدیک به هم باعث بوجود آمدن قوس الکتریکی می شود که خطر و خسارت ناشی از آن کمتر از صاعقه نیست، به همین دلیل در ایجاد یک سیستم حفاظتی هم پتانسیل سازی برقگیر چیست و چگونه طراحی و اجرا می شود از ارکان کار بوده و بدین مفهوم است که در یک مکان حفاظت شده بایستی تمامی هادی های الکتریکی از قبیل بدنه دستگاه ها، سازه های فلزی، لوله های آب و… هم پتانسیل باشند زیرا در غیر این صورت این اختلاف پتانسیل باعث تخلیه شدن رعد و برق از مسیرهای نامناسب خواهد شد که احتمالاً خسارت آن کمتر از اصابت مستقیم صاعقه نیست. برای ایجاد سیستم هم پتانسیل بایستی تمامی اجزاء هادی در ساختمان به گونه ای به سیستم زمین مشترک متصل گردند. برای طراحی سیستم حفاظت از سایت های ارتباطی در مقابل رعد وبرق مؤلفه های فراوانی وجود دارد که مواردی در ذیل آمده است:

-۱ موقعیت جغرافیای سایت ارتباطی (که به وسیله آن احتمال وقوع رعد و برق در آن ناحیه و ضرورت نصب سیستم ارتینگ محاسبه می گردد).

-۲ فاکتور تأثیر سطوح خارجی ساختمان: شکل و ارتفاع یک ساختمان با کاهش یا افزایش احتمال اصابت صاعقه به آن ساختمان مستقیماً در ارتباط است.

-۳ نوع ساختمان: آجری یا بتونی بودن ساختمان و این که دارای اسکلت فلزی است یا نه؟

-۴ ارزش تجهیزات ارتباطی داخل ساختمان: بسته به قیمت تجهیزات می توان مقدار هزینه مطلوب برای ایمنی آن را برآورد نمود. در حالت کلی برای حفاظت از یک سایت ارتباطی در نظر گرفتن دو نوع حفاظت خارجی و حفاظت داخلی الزامی می باشد.

حفاظت خارجی: حفاظت خارجی سایت ارتباطی را در مقابل اصابت مستقیم رعد و برق محافظت می نماید و از سه قسمت ذیل تشکیل گردیده است. -۱ برقگیر -۲ هادی میانی -۳ سیستم زمین که هر کدام از موارد فوق دارای انواع محاسبات عدیده ای می باشد که به اختصار شرح داده می شود.

برقگیر: برقگیر وسیله ای است که در بالاترین نقطه ساختمان نصب گشته و اولین نقطه اصابت رعد و برق می باشد به دلیل این که رعد و برق از کوتاه ترین فاصله بین ابر و زمین تخلیه می گردد. البته از نوک برقگیر نصب شده به زاویه ۴۵ درجه تا سطح افق را مخروط ایمنی می گویند و هر جسمی که در درون مخروط ایمنی قرار گیرد دیگر در معرض اصابت مستقیم صاعقه نخواهد بود و به همین دلیل است که دربعضی موارد برای پوشش کل ساختمان سایت از چندین برقگیر به صورت قفس فاراده استفاده می گردد و حتی در استاندارد ۱۰۰-۱۷ NFC فرانسه برای حفاظت از کارخانجات پتروشیمی و نفت و… پیشنهاد گردیده که در اطراف ساختمان چهار دکل نصب و هر کدام از آن ها  به وسیله سیم از سر به هم وصل شوند تا بدین صورت مخروط ایمنی با ضریب اطمینان بالا حاصل گردد. در حالت کلی می توان نصب برقگیرها را با توپولوژی ساده یا مش (Mesh (نمود.

برقگیر بر دو نوع است: -۱ برقگیر غیرفعال (پسیو) -۲ برقگیر فعال (اکتیو)

برقگیر غیرفعال شامل یک میله ساده نوک تیز است که دقیقاً مخروط ایمنی از نوک آن به فاصله ۴۵ درجه می باشد و در محاسبات عملی برای بالا رفتن اطمینان این زاویه را ۳۵ یا حتی پایین تر در نظر می گیرند.

برقگیر فعال با فناوری مختلف (خازنی، اتمی و(… هوای اطراف خویش را یونیزه می نماید و بدینوسیله ایمنی بیشتری را ایجاد می نماید. این نوع برقگیرها با توجه به توان ایمنی ایجادی به کلاس های ۱ ،۲ و ۳ تقسیم می گردند. در برقگیرهای فعال معمولاً سه مؤلفه کلاس حفاظتی، شعاع حفاظت و ارتفاع برقگیر نسبت به سطح بایستی مورد توجه قرار گیرد. از نظر قیمت نیز برقگیرهای فعال گران تر هستند و می بایست در انتخاب برقگیر دقت نماییم تا مجهز به سیستم هادی میانی مناسب باشد تا برقگیر درست عمل کرده و موجب خسارت نشود.

هادی میانی: ارتباط بین برقگیر و سیستم زمین توسط هادی میانی انجام می گیرد. با توجه به استاندارد NFCاگر ارتفاع ساختمان از ۲۸ متر بالاتر باشد یا این که طول ساختمان از ۲ برابر ارتفاع بزرگ تر باشد بایستی برای اتصال برقگیر به سیستم زمین از هادی میانی استفاده نمود. در مورد قطر هادی نیز استاندارد مصارف خانگی برای هادی میانی سیم ۵۰ مسی و برای مصارف صنعتی سیم های ۷۵ ،۹۰ ،۱۲۰ و… بسته به مؤلفه محتویات ساختمان می توان استفاده نمود. یک نکته ضروری در مورد هادی میانی تخلیه جانبی است اگر هنگام نصب اتصالات هادی میانی به اندازه کافی دقت نگردد، امکان ایجاد اتصال کوتاه و تخلیه انرژی از مسیرهای نامناسب وجود دارد که خطر این مسئله می تواند بیشتر از خطر اصابت صاعقه باشد. برای نصب هادی میانی از بست های مخصوصی استفاده می گردد که معمولاً از جنس مس یا استیل هستند و همچنین منطبق بر استاندارد اروپا فاصله هادی میانی از دیوار بایستی کمتر از یک دهم متر باشد.

سیستم زمین: یکی از مهم ترین قسمت های سیستم ارتینگ سیستم زمین می باشد آن می باشد به طوری که بعضی سیستم ارت را در این قسمت خلاصه می کنند. با اصابت رعد و برق به برقگیر انرژی آن به برقگیر منتقل می گردد و سیستم هادی میانی وظیفه دارد بدون تخلیه از مسیرهای نادرست از یک مسیر مناسب که در طراحی مدنظر بوده آن را به سیستم زمین منتقل گرداند و کار ارت به تزریق انرژی رعد و برق به زمین منتهی می شود. با توجه به توضیح بالا معلوم می گردد که قسمت زمین سیستم ارت بایستی به نحوی تخلیه انرژی به زمین را در اسرع وقت انجام نماید و می دانید زمین مبداء توان است و دارای مقاومت صفر، ولی به علت وجود لایه های پوسته زمین، در سطح زمین مقاومت آن دقیقاً صفر نیست و ما با ایجاد سیستم زمین مقاومت زمین را به صفر نزدیک می نماییم تا قابلیت جذب انرژی رعد و برق را داشته باشد. پس مهمترین مؤلفه یک سیستم زمین مقدار مقاومت آن است که هر چه پایین تر باشد بهتر است. برای سیستم های قدرت، مقاومت ارت زیر ۱۰ اهم قابل قبول می باشد ولی برای سیستم های حساس از قبیل سیستم های مخابراتی معمولاً مقاومت زیر ۳ اهم مدنظر است که در موارد خاص با توجه به پیشنهاد سازنده دستگاه این مقدار تغییر می یابد. سیستم زمین به انواع مختلفی از قبیل سیستم چاه، سیستم حلقه و سیستم میله ای ارت تقسیم بندی می شود و با توجه به نوع خاکی که می خواهیم سیستم زمین ایجاد نماییم انتخاب می گردد. مثلاً در جاده های سنگلاخی، میله های ارت که به صورت شبکه ای در زمین فرو می روند برای ایجاد و گسترش سیستم زمین بهترین گزینه است.

سیستم حفاظت داخلی: حفاظت داخلی سایت ارتباطی را در مقابل عوامل مختلفی از قبیل نوسانات ولتاژ (Voltage Over (و القائات ناشی از اصابت غیرمستقیم رعد و برق (که به شعاع یک کیلومتر از محل اصابت این القائات وجود دارند) محافظت می نماید. ارسترها تجهیزاتی هستند که کار حفاظت از سیستم های مخابرات و الکترونیک، در برابر نوسانات ناشی از رعد و برق را بر عهده دارند البته نقش ضربه گیرهای ولتاژ را نباید از قلم انداخت. سیستم حفاظت خارجی مخصوصاً در قسمت انتهای آن قدرت آنی تخلیه انرژی زیاد ایجاد شده از اصابت مستقیم را ندارد و گفته می شود در لحظه اول تنها ۵۰ درصد انرژی تخلیه می گردد و با توجه به هم پتانسیل بودن ساختمان امکان برگشت انرژی به داخل سایت و مورد حمله قرار دادن آن موجود می باشد، با نصب ضربه گیرها این امکان از بین خواهد رفت. ضربه گیرها در کلاس های حفاظتی مختلف یک، دو، سه و به صورت یک پل، دو پل تا چهار پل موجود است که در محاسبه نصب آن ها جریان گذرنده در محل نصب و مکان نصب مهم می باشد به طور مثال اگر می خواهیم ضربه گیر را در ورودی اصلی برق ساختمان قرار دهیم بهتر است از ضربه گیرهای کلاس یک استفاده نمود. ارسترهای مختلفی برای محافظت از خطوط تلفن، خطوط آنتن، شبکه های رایانه ای و شبکه های رادیویی فرکانس بالا موجود است که می توان بسته به پورت های ورودی و خروجی و تعیین اهمیت حفاظت نسبت به تهیه آن ها در رنج ها و کلاس های مختلف اقدام نمود. البته بحث در مورد ساختار داخلی ارسترها بسیار مفصل است که در قالب این مقاله نمی گنجد.

هادی میانی :(Conductor Down (یکی از سه جزء اساسی سیستم حفاظت در برابر صاعقه بوده و نحوه نصب، مسیر دهی و انتخاب جنس و ابعاد آن در عملکرد صحیح و ایمن سیستم حائز اهمیت است. جنس و ابعاد هادی میانی در صورتی که سیستم حفاظتی پسیو بوده و بر اساس استاندارد ۶۲۳۰۵ IEC طراحی می شود، از جدول ۳  قابل استخراج است (رجوع شود به مبحث صاعقه گیر پسیو). هر چند می توان در طراحی هر دو نوع سیستم پسیو و اکتیو جنس و ابعاد مجاز هادی میانی را از جدول ۳ استخراج نمود، اما به دلیل وجود اندکی تفاوت بهتر است در مورد صاعقه گیر اکتیو از جدول ۵ استفاده نمود. در مورد محل نصب و انتخاب مسیر هادی میانی نکات مهمی وجود دارند که به بطور خلاصه به آنها اشاره می شود:

-۱ هادی میانی باید به گونه ای نصب شود که کوتاهترین و مستقیم ترین اتصال به سیستم زمین را داشته باشد.

-۲ شعاع خمیدگیها و انحناها مطابق با شکل ۸ بایستی بیشتر از ۲۰/۱ طول خمیدگی باشد یا به عبارتی: و در هر شرایطی نباید کمتر از ۲۰ سانتیمتر باشد. جدول ۵ جنس و ابعاد هادی میانی مطابق با ۱۰۲-۱۷ NFC –

۳عبور هادی میانی از روی دیواره های کوتاه، حداکثر افزایش ارتفاع ۴۰ سانتیمتری با شیب ۴۵ درجه یا کمتر مجاز می باشد (شکل ۸٫(

-۴ برای مهار کردن هادی میانی باید در هر یک متر از سه بست استفاده نمود (در فواصل ۵۰ سانتیمتری).

-۵ برای هر صاعقه گیر اکتیو حداقل دو مسیر هادی میانی مورد نیاز است. در صورتی که ارتفاع سازه محل نصب ESE بیش از ۶۰ متر باشد بایستی از چهار مسیر هادی میانی استفاده نمود. بایستی سعی شود مسیرهای هادی میانی تا حد امکان با یکدیگر فاصله داشته باشند. حداقل فاصله افقی نباید کمتر از ۲ متر باشد.

-۶ برای هر صاعقه گیر پسیو میله ای که بر روی پایه های جداگانه نصب شده باشند، حداقل یک رشته هادی میانی لازم است. شکل ۸ خمیدگی های مجاز هادی میانی

-۷ در صورتیکه صاعقه گیر پسیو از نوع هادی های سیمی معلق باشد برای هر پایه مهار کننده حداقل یک رشته هادی میانی لازم است.