شناسایی کابل ها از روی حروف نوشته شده بر  آن ها

شناسایی کابل ها از روی حروف نوشته شده بر

آن ها

۴۰۵۸۰_۴۱۷

 

کابل در حقیقت نوعی هادی است که دارای پوشش عایقی می‌باشد. ساختمان کابل از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از: هادی، عایق کوچک، پوسته عایق، پوسته هادی، پوسته فلزی، پرکننده، زره و غلاف سرایی که هر یک وظیفه خاصی را بعهده داشته و در مجموع قابلیت هدایت الکتریکی و استقامت الکتریکی، مکانیکی و شیمیایی کابل را برآورده می‌سازند.

در ساختمان کابل‌ها به طور عمده دو دسته مواد هادی و عایق بکار می‌روند. کابل‌ها اغلب از هادیهایی در مرکز، پوشش عایقی، پوسته در اطراف هادی و عایق، زره و غلاف بیرونی جهت حفاظت در برابر اثرات شیمیایی و مکانیکی تشکیل می‌گردند.

برای شناسائی کابل‌ها از حروفی استفاده میشود که روی کابل‌ها نوشته شده است برخی از این حرف طبق استاندارد آلمان V.D.E بشرح زیر میباشد:

N: کابل با هادی مسی

NR : کابل با هادی ألومینیوم

Y: علامت عایق پرتو دور میباشد

H: علامت ورق متالیزه میباشد

T: سیم تحمل کننده در کابل کشی هوایی

R: هادی دایره‌ای شکل میباشد و یا حفاظت فولادی نواری شکل

E: هادی یک رشته و دایرهای میباشد

M: هادی چند رشته

S: هادی بشکل مثلث

 
منبع:برق نیوز

سیستم خودکار کنترل و قرائت کنتور برق از راه دور

سیستم خودکار کنترل و قرائت کنتور برق از راه

دور

۶

قرائت کنتور و ثبت مصرف برق مشتریان به روشهای متداول کاری است وقت گیر، خسته کننده و توام با خطا که از دغدغه های اصلی هر شرکت توزیع برق به حساب می آید.Automatic Meter Reading) AMR) یا قرائت خودکار کنتور راه کاری است برای حل این معضل. دریک سیستم AMR ایده آل تمامی کنتورهای برق یک شهر از یک مرکز واز راه دور بطور خودکار قرائت می شود و صورتحساب مشتریان نیز بدون خطا وبطور خودکار تولید می گردد. مضاف بر آن، جریان برق مشتریان بدحساب هم از راه دور قطع و وصل می گردد.
چه چیزی بیش از این یک شرکت توزیع برق را به وجد می آورد که بتواند در تمامی ساعات شبانه روز، مصرف برق یکایک مشترکین خود را از راه دور و از یک مرکز از مسیری مطمئن، سریع، گسترده، از پیش نصب وراه اندازی شده و همواره در دسترس قرائت نماید. تکنیک Power Line Carrier) PLC) یا انتقال اطلاعات از طریق جریان برق این امکان را فراهم آورده است.
سیستم AMR ابدائی شرکت پویا از تمامی ویژگیهای پیش گفته برخوردار است. این سیستم با استفاده از شبکه برق شهری اطلاعات کنتور های برق مشترکین را بطور اتوماتیک واز راه دور در زمانهای دلخواه قرائت می کند، صورتحساب بدون خطا تولید می کند و برق مشترکین بد حساب را قطع و وصل می کند. از مزایای سیستم پویا می توان مواردزیر را برشمرد:

 

• استفاده از شبکه برق شهری جهت انتقال اطلاعات مصرف مشترکین
• کاهش هزینه و سرعت قرائت کنتور با توجه به دردسترس بودن شبکه سیم کشی برق شهری
• از بین بردن خطای قرائت
• قرائت در تمامی ساعات شبانه روز
• امکان اعمال چند تعرفه بر اساس میزان مصرف مشترک در ساعات مختلف
• امکان قطع و وصل برق مشترکین از راه دور
• امکان قطع و وصل برق مشترکین از راه دور
• امکان پیش فروش برق
• امکان کنترل و بهینه سازی منحنی مصرف
• امکان متعادل سازی بار فازها
سیستم و تجهیزاتی که پویا به این منظور طراحی و تولید نموده است عبارتند از:

MIU (Meter Interface Unit )- 2
MIU پایین ترین لایه ارتباطی شبکه AMR پویا را تشکیل می دهد و از آن به منظور برقراری ارتباط کنتور هریک از مشترکین با سایر بخشهای سیستم AMR پویا استفاده می شود. این ارتباط با رعایت استانداردهای رایج اروپایی و امریکایی و به روش( PLC (Power Line Carrier برقرار می گردد.MIU در مدل های External و Internal طراحی شده و امکان اتصال به انواع کنتور برق تک فاز و ۳ فاز کنتورهای دیجیتال (الکترونیکی) را دارد. وظایف اصلی MIU عبارتند از:
۱- ارتباط با کنتور و ثبت و ذخیره اطلاعات مصرف: MIU پالس های مربوط به مصرف را از خروجی کنتورهای دیجیتال دریافت نموده و پس از شمارش، آنها را در حافظه غیرفرار خود ثبت می نماید. به منظور حفاظت از اطلاعات ذخیره شده در موقع قطع برق، MIU همواره یک نسخه پشتیبان(Backup ) از این اطلاعات را درخود نگهداری می نماید.
۲- اجرای فرامین ارسال شده از لایه های بالاتر شبکه AMR :MIU همواره آماده دریافت فرامین از لایه های بالاتر شبکه AMR یا ستاد مرکز می باشد تا در صورت دریافت فرامین، اطلاعات ذخیره شده را به آنها ارسال نماید.
از ویژگیهای بارز MIU ، برخورداری از منبع تغذیه ایزوله مستقل از کنتور است. ویژگی دیگر آن، امکان برخورداری از سیستم نمونه برداری از خروجی کنتور می باشد که برای اطلاع از حضور یا عدم حضور برق در خروجی کنتور(کنترل سوءاستفاده از برق) به کار می رود.

LDCU (Local Data Collector Unit )- 2

LDCU در مجاورت پست های V220 / KV20 که پست های کم جمعیت محسوب می شوند نصب می شود و به منظور مدیریت مصرف کنتورهای تحت پوشش اینگونه پست ها مورد استفاده قرار می گیرد. حداکثر تا ۱۵ عدد MIU (کنتور) را می توان به طور همزمان و به روش PLC به یک LDCU متصل نمود.
LDCU دارای تقویم و ساعت داخلی است و می تواند مقدار مصرف هر MIU را در دوره های زمانی مشخص اندازه گیری نموده و سپس این اطلاعات را در حافظه غیرفرار خود ثبت نماید. LDCU قادر به حفاظت از اطلاعات ذخیره شده در موقع قطع برق می باشد.از طرفی، هر LDCU موجود در شبکه AMR پویا را می توان به روش PLC به سایر LDCU های موجود در شبکه و نیز به DCU متصل نمود. داده های ذخیره شده در LDCU در حافظه LDCU نگهداری می شوند و در صورت درخواست از سوی DCU یا لایه های بالاتر شبکه به آنها منتقل می شوند.
LDCU را می توان توسط DCU به طور اتوماتیک تنظیم کرد. همچنین امکان ارتقای نرم افزار داخلی آن از طریق پورت پارالل وجود دارد. LDCU قابلیت اعمال تعرفه های مختلف بر مصرف برق هر کنتور تحت پوشش را نیز دارد.
LDCU1.JPG

DCU (Data Collector Unit ) – 3

DCU، مدیریت میانی شبکه AMR پویا را به عهده دارد و واسط برقراری ارتباط میان ستاد مرکز، LDCU ها و MIU های موجود در شبکه می باشد. ارتباط DCU با ستاد مرکز از طریق خطوط تلفن یا کابل RS232 و با اجزای لایه های پایین تر شبکه AMR پویا از طریق PLC برقرار می¬گردد. از پورت RS232 دستگاه می توان برای عیب یابی، مانیتورینگ، بارگذاری فرامین، ارتقای نرم افزار درونی و انجام تنظیمات دستگاه نیز استفاده نمود. اگر چه انجام کلیه عملیات مذکور بر روی DCU ، از راه دور (ستاد مرکز)و از طریق خطوط تلفن نیز امکانپذیر می باشد.DCU ، همواره آماده دریافت فرامین از ستاد مرکز است و با ارسال درخواست اطلاعات به LDCU ها یا MIU های تحت پوشش، اطلاعات ذخیره شده در آنها را دریافت نموده ودر حافظه خود ذخیره می نماید.DCU قادر به برقراری ارتباط با ۶۴ عدد LDCU می باشد.

 

DCU.JPG

C/R (Coupler/Repeater ) – 4

C/R علاوه بر آنکه مسئول متصل کردن دو شبکه الکتریکی ولتاژ پایین مجزا از هم می باشد، وظایف زیر را نیز عهده دار است:
۱- Coupling : عبارت است از انتقال الکتریکی داده ها بین دو خط مختلف به روش PLC
Repeating -2 : عبارت است از تقویت سیگنال داده ها در شبکه برای جبران افت سیگنال در فواصل طولانی
C/R همواره بعنوان Coupler عمل می کند و در مواقع لزوم به عنوان یک Repeater فعالیت خود را به انجام می رساند.
C/R دارای دو مدل مختلف می باشد:
۱- MIU Type : به منظور ایجاد ارتباط میان MIU های تحت پوشش چند پست مجزا استفاده می شود. با این نوع C/R ، امکان استفاده از یک DCU برای مدیریت مصرف مشترکین تحت پوشش چند پست مختلف وجود خواهد داشت.
۲- LDCU Type : به منظور ایجاد ارتباط میان LDCU های تحت پوشش یک DCU استفاده می شود.

 

CR.JPG

 

۵ – R/F PLC Bridge
این دستگاه قادر به برقراری ارتباط بیسیم میان پست هایی است که ارتباط کابلی با یکدیگرندارند.به عبارت دیگر، از این دستگاه درمواقعی استفاده می شود که هیچگونه ارتباط PLC میان DCU و LDCU وجود نداشته باشد.در اینصورت R/F PLC Bridge ، امکان ارتباط بیسیم را با استفاده از RF فراهم می سازد.این دستگاه دارای ۲ کانال ارتباطی PLC و RF مجزا ازهم می باشدوسیگنال هاواطلاعات PLC دریافتی را به صورت سیگنال های رادیویی ارسال می کند.عکس این عمل نیز توسط دستگاه انجام می شود بطوریکه اطلاعات دریافتی RF رابصورت PLC روی شبکه Power Line تزریق می نماید.

 

 

 

۶- نرم افزار مدیریت شبکه :

این نرم افزاربرروی HOST ستاد مرکز نصب می شود ومدیریت شبکه AMR پویا را در بالاترین سطح برعهده دارد.نرم افزار مذکور کلیه فعالیتهای سیستم را به انجام رسانده ومطابق نیازهای اطلاعاتی وعملیاتی کارفرما ، قابل پیکربندی می باشد.نرم افزار مدیریت شبکه AMR پویا ضمن کنترل شبکه و جمع آوری ونگهداری اطلاعات ، قادر است گزارشهای مختلفی از میزان ونحوه مصرف مشترکین در ساعات مختلف شبانه روز ازجمله ساعات اوج مصرف وسایر مقاطع زمانی که کارفرما تعریف می نماید نیز تهیه و ارائه نماید.نرم افزار مذکور بوسیله مودم با DCU ارتباط برقرارمی کند ودستورات لازم را از طریق DCU به MIU ها ارسال یا اطلاعات مصرف را از MIU ها دریافت می نماید.

دودکش خورشیدی – راهکاری جدید برای تولید  برق از انرژی خورشیدی

دودکش خورشیدی – راهکاری جدید برای تولید

برق از انرژی خورشیدی

enviromission-solar-tower-arizona-power-1

اساساً اگر بخواهید انرژیهای تجدید‌پذیر از کاربرد وسیعی برخوردار شوند باید که تکنولوژی‌های ارایه شده ساده و قابل اعتماد بوده و برای کشورهای کمتر توسعه یافته نیز مشکلات فنی به همراه نداشته باشد و بتوان از منابع محدود مواد خام آنها نیز استفاده کرد. در مرحله بعدی نیز باید به آب زیاد نیاز نداشته باشد. در همینجا باید گفت که تکنولوژی دودکش دارای این شرایط است. بررسیهای اقتصادی نشان داده است که اگر این نیروگاهها در مقیاس بزرگ (بزرگتر یا مساوی ۱۰۰ مگاوات) ساخته شوند، قیمت برق تولیدی آنها قابل مقایسه با برق نیروگاههای متداول است. این موضوع کافی است که بتوان انرژی خورشیدی را در مقیاسهای بزرگ نیز به خدمت گرفت. بر این اساس می‌توان انتظار داشت که دودکشهای خورشیدی بتوانند در زمینه تولید برق برای مناطق پرآفتاب نقش مهمی را ایفا کنند.

باید توجه داشت که تکنولوژی دودکش خورشیدی در واقع از سه عنصر اصلی تشکیل شده است که اولی جمع‌‌کننده هوا و عنصر بعدی برج یا همان دودکش و قسمت آخر نیز توربینهای باد آن است و همه عناصر آن برای قرنها است که بصورت شناخته شده درآمده‌اند و ترکیب آنها نیز برای تولید برق در سال ۱۹۳۱ توسط گونتر مورد بحث قرار گرفته است.

 

 در سال ۸۴-۱۹۸۳ نیز نتایج آزمایشات و بحثهای نمونه‌ای از دودکش خورشیدی که در منطقه مانزانارس در کشور اسپانیا ساخته شده بود، ارایه شد. در سال ۱۹۹۰ شلایش و همکاران در مورد قابل تعمیم بودن نتایج بدست آمده از این نمونه دودکش بحثی را ارایه کردند. در سال ۱۹۹۵ شلایش مجدداً این بحث را مورد بازبینی قرار داد. در ادامه در سال ۱۹۹۷ کریتز طرحی را برای قرار دادن کیسه‌های پر از آب در زیر سقف جمع‌آوری کننده حرارت ارایه کرد تا از این طریق انرژی حرارتی ذخیره‌سازی شود. گانون و همکاران در سال ۲۰۰۰ یک تجزیه و تحلیل برای سیکل ترمودینامیکی ارایه کردند و بعلاوه در سال ۲۰۰۳ نیز مشخصات توربین را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. در همین سال روپریت و همکاران نتایج حاصل از محاسبات دینامیک سیالاتی و نیز طراحی توربین برای یک دوربین خورشیدی ۲۰۰ مگاواتی را منتشر ساختند. در سال ۲۰۰۳ دوز سانتوز و همکاران تحلیلهای حرارتی و فنی حاصل از محاسبات حل شده به کمک کامپیوتر را ارایه کردند.
در حال حاضر در استرالیا طرح نیروگاه دودکش خورشیدی با ظرفیت ۲۰۰ مگاوات در مرحله طراحی و اجرا است . باید گفت که استرالیا مکان مناسبی برای این فناوری است چون شدت تابش خورشید در این کشور زیاد است. در ثانی زمینهای صاف و بدون پستی و بلندی در آن زیاد است و دیگر اینکه تقاضا برای برق از رشد بالایی برخوردار است ونهایتاً اینکه دولت این کشور خود را به افزایش استفاده از انرژیهای تجدید‌پذیر ملزم کرده است و از این رو به ۹۵۰۰ گیگاوات ساعت برق در سال از منابع تجدید پذیر جدید نیاز دارد.

اصول کار:
هوا در زیر یک سقف شفاف که تشعشع خورشیدی را عبور می‌دهد، گرم می‌شود. باید توجه داشت که وجود این سقف و زمین زیر آن بعنوان یک کلکتور یا جمع‌کننده خورشیدی عمل می‌کند. در وسط این سقف شفاف یک دودکش یا برج عمودی وجود دارد که هوای زیادی از پایین آن وارد می‌شود. باید محل اتصال سقف شفاف و این برج بصورتی باشد که منفذی نداشته باشد و اصطلاحاً «هوا بند» شده باشد. بر همگان روشن است که هوای گرم چون سبکتر از هوای سرد است به سمت بالای برج حرکت می‌کند. این حرکت باعث ایجاد مکش در پایین برج می‌شود تا هوای گرم بیشتری را به درون بکشد و هوای سرد پیرامونی به زیر سقف شفاف وارد شود. برای اینکه بتوان این فناوری را بصورت ۲۴ ساعته مورد استفاده قرارداد می‌توان از لوله‌ها یا کیسه‌های پرشده از آب در زیر سقف استفاده کرد. این موضوع بسیار ساده انجام می‌شود یعنی در طول روز آب حرارت را جذب کرده وگرم می‌شود و در طول شب این حرارت را آزاد می‌کند. قابل ذکر است که باید این لوله‌ها را فقط برای یکبار با آب پر کرده و به آب اضافی نیازی نیست. بنابراین اساس کار بدین صورت است که تشعشع خورشیدی در این برج باعث ایجاد یک مکش به سمت بالا می‌شود که انرژی حاصل از این مکش توسط چند مرحله توربین تعبیه شده در برج به انرژی مکانیکی تبدیل شده و سپس به برق تبدیل می‌شود.

توان خروجی:
به زبان ساده می‌توان توان خروجی برجهای خورشیدی را بصورت حاصل‌ضرب انرژی خورشیدی ورودی (Qsolar) در راندمان مربوط به جمع‌‌کننده، برج و توربین بیان کرد:
در ادامه سعی می‌شود پارامترهای قابل محاسبه مشخص شوند ودر این راستا باید گفت که Qsolar را می‌توان بصورت حاصلضرب تشعشع افقی (Gh) درمساحت کلکتور (Acoll) نوشت.
در داخل برج جریان گرمایی ناشی از کلکتور به انرژی سینتیک (بصورت کنوکسیون) و انرژی پتانسیل (افت فشار در توربین) تبدیل می‌شود. بنابراین متوجه می‌شویم که اختلاف دانسیته هوا که ناشی از افزایش دما در کلکتور است، بعنوان یک نیروی محرکه عمل می‌کند. هوای سبکتر موجود در برج در قسمت تحتانی و در قسمت فوقانی برج به هوای اطراف متصل است و از این رو باعث ایجاد یک حرکت روبه بالا می‌شود. در یک چنین حالتی یک اختلاف فشار بین قسمت پایین برج (خروجی کلکتور) و محیط اطراف ایجاد می‌شود که فرمول آن بصورت زیر است:
بر این اساس با افزایش ارتفاع برج، ΔPtot افزایش خواهد یافت.
البته این اختلاف فشار را می‌توان (با فرض قابل صرفنظر کردن اتلافهای اصطکاکی) به اختلاف استاتیک و دینامیک تقسیم کرد:
قابل ذکر است که اختلاف فشار استاتیک در توربین افت می‌کند و اختلاف فشار دینامیک بیانگر انرژی سینتیک جریان هوا است.
می‌توان بین توان موجود دراین جریان و اختلاف فشار کل و جریان حجمی هوا وقتی که ΔPs=0، رابطه‌ای نوشت:
راندمان برج را بصورت زیر بیان می‌کنند:
در عمل افت فشار استاتیک ودینامیک ناشی از توربین است. در حالتی که توربین وجود نداشته باشد می‌توان به حداکثر سرعت جریان دست یافت و تمام اختلاف فشار موجود به انرژی سینتیک تبدیل می‌شود:
بر اساس تخمین Boussinesq حداکثر سرعت قابل دسترسی برای جریان جابجایی آزاد بصورت زیر است:
که دراین فرمول ΔT همان افزایش دما بین محیط و خروجی کلکتور (ورودی دودکش) است. معادل زیر بیانگر راندمان برج و پارامترهای موثر در آن است:
بر اساس این نمایش ساده شده در بین پارامترهای دخیل در دودکش خورشیدی، مهمترین عامل در راندمان برج، ارتفاع آن است. مثلاً برای برجی به ارتفاع ۱۰۰۰ متر اختلاف بین محاسبات دقیق و محاسبه تقریبی ارایه شده، قابل صرفنظر کردن است.
با دقت در معادلات (۱)، (۲) و (۳) می‌توان دریافت که توان خروجی یک دودکش خورشیدی متناسب باسطح کلکتور و ارتفاع برج است.
مشخص شد که توان تولید برق یک دودکش خورشیدی متناسب با حجم حاصل از ارتفاع برج و سطح کلکتور است یعنی می‌توان با یک برج بلند و سطح کم و یا یک برج کوتاه با سطح وسیع به یک میزان برق تولید کرد. البته اگر اتلاف اصطکاکی وارد معادلات شود دیگر موضوع فوق صادق نیست. با این وجود تا زمانی که قطر کلکتور بیش از حد زیاد نشود می‌توان از قاعده سرانگشتی فوق استفاده کرد.

کلکتور:
هوای گرم مورد نیاز برای دودکش خورشیدی توسط پدیده گلخانه‌ای در یک محوطه‌ای که با پلاستیک یا شیشه پوشانده شده و حدوداً چند متری از زمین فاصله دارد، ایجاد می‌شود. البته با نزدیک شدن به پایه برج، ارتفاع ناحیه پوشانده شده نیز افزایش می‌یابد تا تغییر مسیر حرکت جریان هوا بصورت عمودی با کمترین اصطکاک انجام پذیرد. این پوشش باعث می‌شود که امواج تشعشع خورشید وارد شده و تشعشعهای با طول موج بالا مجدداً از زمین گرم بازتاب کند. زمین زیر این سقف شیشه‌ای یا پلاستیکی، گرم شده و حرارت خود را به هوایی که از بیرون وارد این ناحیه شده است و به سمت برج حرکت می‌کند، پس می‌دهد.

ذخیره‌سازی:
اگر به یک ظرفیت اضافی برای ذخیره‌سازی حرارت نیاز باشد، می‌توان از لوله‌های سیاه رنگ که با آب پر شده‌اند و بر روی زمین در داخل کلکتور قرار داده شده‌‌اند، بهره جست. این لوله‌ها را باید فقط یکبار با آب پر کرده و دو طرف آنها را بست و بنابراین تبخیر نیز رخ نخواهد داد. حجم آب درون لوله‌ها بنحوی انتخاب می‌شود که بسته به توان خروجی نیروگاه لایه‌ای با ضخامت ۲۰-۵ سانتیمتری تشکیل شود.
در شب زمانی‌که هوای داخل کلکتور شروع به سرد شدن می‌کند، آب داخل لوله‌ها نیز حرارت ذخیره شده در طول روز را آزاد می‌کند. ذخیره حرارت به کمک آب بسیار موثرتر از ذخیره در خاک به تنهایی است چون همانطور که می‌دانید انتقال حرارت بین لوله و آب بسیار بیشتر از انتقال حرارت بین سطح خاک و لایه‌های زیرین است و این از آن بابت است که ظرفیت حرارتی آب پنج برابر ظرفیت حرارتی خاک است.

برج:
برج به خودی خودنقش موتور حرارتی نیروگاه را بازی می‌کند و همانند یک لوله تحت فشار است که به دلیل دارا بودن نسبت مناسب سطح به حجم از اتلاف اصطکاکی کمی برخوردار است. در این برج سرعت مکش به سمت بالای هوا تقریباً متناسب با افزایش دمای هوا (ΔT) در کلکتور و ارتفاع برج است. در یک دودکش خورشیدی چند مگاواتی، کلکتور باعث می‌شود که دمای هوا بین ۳۵-۳۰ درجه سانتیگراد افزایش یابد و این به معنی سرعتی معادل m/sec15 است که باعث حرکت شتابدار هوا نخواهد شد و بنابراین برای انجام عملیات تعمیر و نگهداری می‌توان براحتی وارد آن شد و ریسک سرعت بالای هوا وجود ندارد.

توربین‌ها:
با بکارگیری توربینها، انرژی موجود در جریان هوا به انرژی مکانیکی دورانی تبدیل می‌شود. توربینهای موجود در دودکش خورشیدی شبیه توربینهای بادی نیستند و بیشتر شبیه توربینهای نیروگاههای برقابی هستند که با استفاده از توربینهای محفظه‌دار، فشار استاتیک را به انرژی دورانی تبدیل می‌کنند. سرعت هوا در قبل و بعد از توربین تقریباً یکسان است.. توان قابل حصول در این سیستم متناسب با حاصلضرب جریان حجم هوا در واحد زمان و اختلاف فشار در توربین است. از نقطه نظر بهره‌وری بیشتر از انرژی، هدف سیستم کنترل توربین بحداکثر رساندن این حاصلضرب در تمام شرایط عملیاتی است.

مدل آزمایشی:
برای ساخت یک مدل ازمایشی، تحقیقات تئوریک مفصلی انجام شده که آزمایشات تونل باد وسیعی را بهمراه داشت و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ منجر به ساخت واحدی با توان تولید ۵۰ کیلووات برق در منطقه مانزانارس (Manzanares) در ۱۵۰ کیلومتری جنوب مادرید در کشور اسپانیا شد و این واحد از کمک مالی وزارت تحقیق و فناوری آلمان برخوردار بود.
هدف از این طرح تحقیقاتی، تطبیق، اندازه‌گیری محلی، مقایسه پارامترهای تئوریک و عملی و بررسی تاثیر اجزاء مختلف دودکش خورشیدی بر راندمان و نیز توان تولیدی این فناوری تحت شرایط واقعی و نیز شرایط خاص آب و هوایی بود.
پوشش سقف قسمت کلکتور نه تنها باید شفاف یا حداقل نیمه شفاف باشد بلکه باید محکم بوده و از قیمت قابل قبولی برخوردار باشد. برای این پوشش نوعی از ورقه‌های پلاستیکی و نیز شیشه‌ مورد توجه قرار گرفتند تا مشخص شود در درازمدت کدامیک از آنها بهتر بوده و صرفه اقتصادی دارد. باید توجه داشت که شیشه می‌تواند سالیان سال در مقابل طوفان و باد مقاومت کرده وآسیب نبیند و در مقابل بارانهای فصلی نیز نوعی خاصیت خود تمیز کنندگی بروز می‌دهد.
در عوض لایه‌های پلاستیکی را باید درون یک قاب قرار داد و وسط آنها نیز اصطلاحاً به سمت زمین شکم می‌دهد. هرچند هزینه اولیه سرمایه‌گذاری ورقه‌های پلاستیکی کمتر است ولی در مانزانارس با گذشت زمان این لایه‌ها شکننده شدند و آسیب دیدند. البته با پیشرفت در ساخت لایه‌های مقاوم در برابر دما و اشعه ماوراء بنفش می‌توان به استفاده از پلاستیکها نیز امیداور بود.
مدل ساخته شده در اسپانیا در سال ۱۹۸۲ تکمیل گشت و هدف اصلی از ساخت آن نیز گردآوری اطلاعات بود. بین اواسط ۱۹۸۶ تا اوایل ۱۹۸۹ این واحد بطور مرتب هر روز مورد استفاده قرار گرفت و برق تولیدی آن نیز به شبکه برق سراسری متصل شد. طی این دوره ۳۲ ماهه این واحد بصورت کاملاً اتوماتیک راهبری شد. در سال ۱۹۸۷ در این منطقه حدود ۳۰۶۷ ساعت با شدت تابش w/m2 150 وجود داشته است.
یکی از مطالب قابل توجه در راهبری این مدل آزمایشی آن بود که اسپانیایی‌ها در زیر قسمت کلکتور اقدام به کشاورزی کردند تا این امکان را نیز در طرح خود مورد بررسی قرار دهند و اصطلاحاً از زمین بصورت بهینه استفاده کنند. نتیجه این قسمت از تحقیق آن بود که توانستند گیاه مورد نظر خود را پرورش دهند و تاثیر آن را بر رطوبت هوای زیر سقف و دیگر پارامترهای مربوطه مورد ارزیابی قرار دهند.
تمامی نتایج بدست آمده بیانگر آن بوده است که این فناوری از قابلیت کافی جهت استفاده در مقیاسهای بزرگتر را دارا است. بر پایه این نتایج یک سری تحقیقات توسط موسسات و دانشگاههای مختلف انجام شد تا وضعیت آن را شبیه سازی و مدلسازی کند تا بتوان نتایج این سیستم در مقیاس بزرگتر را پیشگویی کرده و قابل بررسی کرد.

تحولات آینده:
همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد در آینده نزدیک قرار است یک نیروگاه دودکش خورشیدی با ظرفیت ۲۰۰ مگاوات در استرالیا ساخته شود که ارتفاع برج آن ۱۰۰۰ متر خواهد بود. بر اساس اطلاعات بدست آمده کشور آفریقای جنوبی نیز در نظر دارد با کمک سازمانهای بین‌المللی و نیز نهادهای سازمان ملل متحد یک نیروگاه با برجی به ارتفاع ۱۵۰۰ متر احداث کند تا از آن برای رفع کمبود برق خود استفاده کند. در این ارتباط باید متذکر شد که دولت هند نیز برای اجرای این طرح در ایالت گجرات اعلام آمادگی کرده است.
هر چند در ابتدا ساخت برجهای مرتفع کاری سخت بنظر می‌رسد ولی نباید از نظر دور ساخت که برج مرتفع شهر تورنتو کانادا در حال حاضر دارای ۶۰۰ متر ارتفاع است و ژاپنیها در نظر دارند آسمانخراشهایی با ارتفاع ۲۰۰۰ متر در مناطقی بسازند که امکان زمین لرزه آنها نیز زیاد است و نهایتاً آنکه ساخت برج میلاد در کشورمان ایران نیز تاییدی بر این مدعاست که امروزه ساخت یک چنین سازه‌هایی دور از دسترسی نیست و ضمناً ما در ساخت سازه‌ سدهای آبی نشان داده‌ایم که براحتی می‌توانیم سازه‌های عظیم بتنی را برپا سازیم.
جهت اطلاع بیشتر در جدول ۲ اندازه‌های مختلف فناوری دودکش خورشیدی برای ظرفیتهای مختلف تولید برق ذکر شده است.
نباید از نظر دور داشت که با افزایش قیمت سوختهای فسیلی معادلات به نفع فناوریهای مرتبط با انرژیهای تجدید‌پذیر تغییر خواهد کرد. در ثانی در کشورهایی که دستمزد نیروی کار پایین است، هزینه تولید برق با این روش کاهش خواهد یافت چون تقریباً نیمی از هزینه ساخت یک چنین نیروگاهی مربوط به هزینه ساخت کلکتور می‌شود که با کارگران ارزان و نسبتاً غیرماهر می‌توان براحتی آن را ساخت.

نتیجه‌گیری:
با توجه به اجرایی شدن معاهده زیست‌محیطی کیوتو پس از پیوستن روسیه و عضویت ایران در این معاهده، بنظر می‌رسد که باید به دنبال راههایی جهت کاستن از میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای بود.
یکی از بهترین روشها جهت حصول به این هدف، استفاده از انرژیهای تجدید‌پذیر است و در این راستا برای کشورهای در حال توسعه میتوان فناوری «دودکش خورشیدی» را معرفی کرد. این معرفی از آن جهت است که قسمت عمده کار با نیروی نسبتاً غیرماهر قابل انجام است و این سیستم قادر است بدون نیاز به تعمیر و نگهداری خاص برای مدت مدیدی برق تولید کند و مناسب برای کشورهایی است که میزان تابش خورشید در آنها زیاد است. بعلاوه نباید رشد بالای تقاضا برای برق در کشوری مانند ایران را نیز از یاد برد.
در ضمن می‌توان اینگونه طرحها را با استفاده از اعتبارات تعیین شده در معاهده کیوتو که اصطلاحاً CDM
(Clean Development Mechanism)
خوانده می‌شوند و حتی اعتبارات دیگر سازمانهای بین‌المللی پیگیری کرد چون بسیاری از سازمانها و کشورها حاضرند جهت استفاده از نتایج و نیز توسعه اینگونه فناوریها،‌کمکهایی را به کشورهای داوطلب اعطا کنند.

فاصله یاب جدید خطا برای خطوط انتقال

فاصله یاب جدید خطا برای خطوط انتقال

Telescan

Transmission-distribution-265x198
 
شرکت برق توهوکو یک فاصله یاب جدید خطا برای خطوط انتقال طراحی کرده و در حال انجام آزمایشهای عملکرد آن است. این محل یاب خطا که Telescan  نامیده می شود، باعث افزایش دقت و کاهش هزینه های نصب می گردد. شرکت برق توهوکو برای تعیین اولیه محل خطا در خطوط انتقال به محض وقوع، محل یاب های خطا مجهز به سیستم پالس راداری، تشخیص اضافه ولتاژ و عملکرد امپدانسی را طراحی کرده است. سیستم های قدیمی با مشکلاتی روبرو هستند از جمله اینکه کاربرد آنها در خطوط انتقال چند ترمیناله با خطوط انشعابی دقت آنها را کم می کند، هزینه های نصب آنها بالاست و تنها در فواصل کوتاه از دقت کافی برخوردار هستند.مرکز تحقیقات و فن آوری این شرکت یک فاصله یاب جدیدمحل خطای خط انتقال را ابداع کرده است که در فواصل طولانی نیز از دقت مناسب برخوردار میباشد.
محل یاب خطای جدید Telescan “  “دارای ویژگی های زیر است :
۱- از پالس های ساعتی سیستم موقعیت یاب جهانی ( GPS) استفاده کرده و با یک روش جدید پردازش شکل موج، فاصله تا محل خطا راتعیین می کند. بدین خاطر وسیله مزبور از دقت بالایی    ( حدود ۱۰۰± متر) برخوردار است.
۲- سیگنال های GPS  نیاز به خطوط ارتباطی سنکرون کننده را از بین برده و به Telescan قابلیت کاربرد در هر خط انتقالی را میدهد.
۳- از سنسورهای نوری به منظور اجتناب از اضافه جریان ها استفاده می کند تا از تأثیر اغتشاشات الکترومغناطیسی بر مقادیر اندازه گیری شده بر امپدانس جلوگیری کند.
۴- دارای حساسیت بالای آشکار سازی است و داده ها را با چنان سرعتی پردازش می کند که یک ایستگاه مادر مرکزی می تواند دو خط انتقال را که هر یک دارای ۵ ترمینال هستند، اداره کند.
۵- حجم کم ( ارتفاع : ۱۶۲ mm و عمق : ۳۰۰ mm ، پهنا :  ۴۳۰ mm ) ، وزن کم ( ۱۰ کیلوگرم) و قیمت ارزان ( حدود نصف قیمت تجهیزاتی که در حال حاضر بکار می روند ) از دیگر خصوصیات این دستگاه می باشد. شرکت توهوکو در حال حاضر Telescanرا در سه خطkv ۲۷۵ کیلو ولت و یک خط kv ۱۵۴ کیلو ولت آزمایش می کند.
۱-    تعیین محل خطا های واقعی
موج صاعقه سه بار موجب ایجاد خطا روی خطوط انتقال شده که شرکت برق توهوکو با وسیله جدید موفق به تعیین محل آن گردیده است دریک مورد خطا به فاصله ۲/۶۵ کیلومتر از     پستNishi- sendai  با خطای ۳۰۰ – متر روی خط اصلی zao پیدا شد. دو خطای دیگر که روی خط  Kariha  درNiiagata  رخ دادند، به فاصله ۷/۲۰ کیلومتر ( با خطای صفر) و ۳/۱۳ کیلومتر (باخطای ۱۰۰ متر) از پست Chuetsu  تعیین شدند. به این ترتیب توانایی Telescan در تعیین دقیق محل خطای خطوط انتقال در عمل به اثبات رسیده است.
۲-    تحلیل دقت با استفاده از اضافه ولتاژ کلید زنی
در روی خط اصلی Mizusawa  که از وسط آن خطی به طرف پست Shin- Kugava منشعب می شود، یک فاصله یاب خطا قرار داده شده است که با استفاده از داده های حاصل از کلید زنی روزانه در پست      Shin- Kugava و از تحلیل دقیق آنها فاصله نقطه انشعاب تا محل دریافت اطلاعات تعیین می شود. انتظار می رفت که تعیین دقیق محل انشعاب بدلیل تغییرات زیاد در دامنه پیک ولتاژ کلید زنی و پیچیده بودن شکل موج آن با مشکلاتی مواجه شود، اما نتایج حاصله از دقت نسبتاً خوبی با تولرانس ۴۰۰ + متر برخوردار بودند . با افزایش دامنه اضافه ولتاژ کلید زنی تا حدود ۴۰ کیلو ولت، دقت اندازه گیری محل یاب نیز افزایش یافته و به حدود ۱۰۰ + می رسد.
جهت افزایش دقت Telescan در آینده، آزمایشهای بیشتری در دست انجام می باشد.

روش اجرای چاه ارت

روش اجرای چاه ارت

th

برای دستیابی به یک سامانه‌ی اتصال زمین کارآمد، بادوام و قابل اعتماد، باید جنبه‌های مختلفی، همچون طراحی، اجرا و انتخاب مصالح مناسب را مورد توجه قرار داد. اما در میان تمامی بخش‌های مختلف این سامانه، چاه ارت از حساسیت و ویژگی‌های خاصی برخوردار است، زیرا پس از اجرا امکان دسترسی مجدد به آن وجود ندارد و در صورت بروز اشکال، کار چندانی برای آن نمی‌توان کرد؛ و با عنایت به این که این بخش نقشی تعیین کننده در کارآمدی سامانه اتصال زمین دارد، می‌توان گفت مهم‌ترین و حساس‌ترین بخش سامانه، اتصال زمین است و طراحی و اجرای صحیح آن از اهمیت اساسی برخوردار است. در حال حاضر متأسفانه کمبود منابع کاربردی در مورد سامانه‌ی اتصال زمین احساس می‌شود، که این خود موجب رواج یافتن برخی شیوه‌های اشتباه و بروز اختلاف نظرهایی، به ویژه در زمینه‌ی اجرای چاه ارت شده است و اغلب شاهد اجراهای نادرست و در نتیجه عدم دستیابی به مقاومت مناسب و یا بی‌دوام بودن چاه‌های اجراشده هستیم. گاهی یک بی‌دقتی ساده در اجرای چاه باعث از دست رفتن کل هزینه‌ها و ناکارآمدی سیستم اتصال زمین و در نتیجه ناایمن شدن شبکه‌ی برق و بروز پیامدهای ناگوار ناشی از آن می‌شود. از این رو، شایسته است برای «اجرای چاه ارت» اهمیتی ویژه و جایگاهی خاص قائل شویم.
در نوشتار حاضر کوشیده‌ایم شناختی علمی و در عین حال ساده از مسائل اجرایی و عوامل مؤثر در کیفیت چاه ارت به دست داده و راهکارهایی مناسب و کاربردی برای اجرا و نیز حل مشکلات آن ارائه نماییم. همچنین، نحوه‌ی کاربرد بنتونیت به عنوان یک الکترولیت خوب در چاه نشان داده شده است. انتخاب بنتونیت از این جهت بوده که این ماده تأثیر فوق‌العاده مطلوبی در کاهش مقاومت چاه، کاهش هزینه‌ها و پایداری و دوام طولانی مدت چاه زمین دارد.

عوامل مؤثر بر مقاومت چاه

۱- یخ‌زدگی و خشکی خاک

می‌دانیم که هدایت الکتریسیته در فلزات ناشی از جابه‌جایی الکترون‌هاست و در این کار هسته‌های اتم‌ها در جای خود می‌مانند و جابه‌جا نمی‌شوند. ولی در غیرفلزاتی مانند خاک، قضیه به شکل دیگری‌ست؛ در این مواد هدایت الکتریسیته ماهیت شیمیایی داشته و از املاح یونیزه شده‌ی موجود در آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. همچنین، می‌دانیم که عبور جریان توسط یون‌ها مستلزم حرکت و جابه‌جایی آن‌هاست. حال با توجه به این که یک یون، کل اتم را شامل می‌شود و اتم‌های مواد جامد قادر به جابه‌جایی نیستند، خاک نیز در حالت جامد قادر به هدایت جریان برق نیست؛ ولی هنگامی که مقداری آب جذب خاک شود، املاح خاک، در این رطوبت حل و سپس یونیزه شده و آنگاه می‌توانند عمل هدایت الکتریکی را انجام دهند. به همین دلیل، خاک‌های خشک یا یخ‌زده قادر به هدایت نبوده و مقاومت بسیار زیادی از خود نشان می‌دهند. بر همین اساس، هنگام تعیین عمق چاه، می‌باید به امکان یخ زدن سطح خاک در زمستان و خشک شدن آن در تابستان توجه کرد و با در نظر گرفتن آب و هوای منطقه، عمق مؤثر چاه را از سطحی که امکان یخ زدن و خشک شدن ندارد، به پایین در نظر گرفت. این موضوع به ویژه در اتصال زمین‌های افقی (شبکه‌ها یا مش‌های ارت که در عمق کمی اجرا می‌شوند) درخور توجه است.

۲- فشردگی خاک

می‌دانیم که خاک از دانه‌هایی با اندازه‌های مختلف تشکیل شده است که این دانه‌ها در خاک‌های دست نخورده، معمولاً به همدیگر فشرده شده و توده‌ای متراکم را به وجود می‌آورند. در این توده‌های متراکم، دانه‌های خاک در همدیگر فرو رفته و فضای تهی قابل توجهی میان خودشان باقی نمی‌گذارند. بنابراین، سطح تماس بین دانه‌ها زیاد بوده و در نتیجه مقاومت الکتریکی کمی ایجاد می‌شود؛ در حالی که در خاک‌های دستی و نامتراکم، فضاهای خالی زیاد بین دانه‌های خاک، سطح تماس کمی ایجاد می‌کند و به همین دلیل مقاومت الکتریکی زیادی پدید می‌آید. نکته‌ی دیگر این که هر چه دانه‌های خاک درشت‌تر باشند، فاصله‌های خالی بیش‌تری بین آن‌ها به وجود آمده و مقاومت الکتریکی را افزایش می‌دهد.
اکنون نکته‌ی بسیار مهم دیگری را مورد توجه قرار می‌دهیم و آن این که اثر مقاومت ویژه‌ی خاک‌های نزدیک و اطراف الکترود ارت در مقاومت چاه، بسیار بیش‌تر از اثر خاک‌های دور از آن است. توجه به این دو مطلب مهم نشان می‌دهد که اجرای چاه ارت در زمین دست نخورده اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و در صورت دستی بودن خاک‌های سطحی، چاره آن است که نخست آن قدر پایین برویم تا به زمین دست نخورده برسیم و آنگاه کندن چاه را در زمین دست نخورده، به اندازه‌ی کافی ادامه دهیم. بدیهی است که تنها آن بخش از چاه که در خاک دست نخورده قرار دارد، ارزشمند و مؤثر بوده و عمق مؤثر چاه نیز برابر ارتفاع همان بخش است.
دقیقاً به همین دلیل است که در هنگام اجرای چاه ارت باید الکترولیت اطراف الکترود را به خوبی کوبیده و متراکم نمود. زیرا این کار در کاهش مقاومت چاه، اثر فراوان دارد. با توجه به این که سیم متصل به الکترود ارت (که تا سطح خاک بالا می‌آید) نیز مانند یک الکترود میله‌ای عمل نموده و در کاهش مقاومت کلی چاه مؤثر است، کوبیدن خاک‌های لایه‌های بالاتر از الکترود (اطراف سیم ارت) نیز می‌تواند در کاهش مقاومت چاه مؤثر باشد و هر چه آن‌ها را بیش‌تر کوبیده و متراکم کنیم، نتیجه‌ی بهتری حاصل می‌شود.
در این جا برخی خواص ارزشمند خاک بنتونیت به عنوان الکترولیت مشخص می‌شود. دانه‌بندی این خاک فوق‌العاده ریز بوده، دارای خاصیت تورمی شدیدی است و در اثر تورم ناشی از آب‌گیری، تمامی خلل و فرج موجود میان دانه‌های خود را پُرکرده و به تمام سطوح پیراونی نیز فشرده می‌شود؛ و همین موضوع یکی از دلایل پایین بودن مقاومت الکتریکی چاه‌های بنتونیتی‌ست. از سوی دیگر، این توده‌ی متراکم نیاز به کوبیدن ندارد و در نتیجه اجرای آن آسان است و مقاومت حاصل از آن، بر خلاف الکترولیت‌هایی از قبیل ذغال و نمک، وابسته به چگونگی اجرا و دقت در کوبیدن الکترولیت نیست.

 اجرای چاه ارت (1)

۳- رطوبت و آب

همان گونه که در تشریح اثر یخ‌زدگی گفته شد، هدایت الکتریسیته در خاک ماهیت شیمیایی داشته و از املاح حل شده در رطوبت خاک سرچشمه می‌گیرد. بنابراین، هرچه رطوبت بیش‌تری در خاک موجود باشد، املاح بیش‌تری در آن حل شده و جابه‌جایی یون‌ها نیز بهبود می‌یابد. بنابراین، میزان هدایت آن نیز افزایش می‌یابد، ولی برخلاف انتظار، آندسته از خاک‌های سطحی یا زیرزمینی که به طور دائم در معرض رطوبت فراوان قرار دارند (مانند بستر جوی‌ها و رودخانه‌ها) دارای هدایت کمی هستند. زیرا آب و رطوبت بسیار زیاد موجود در این خاک‌ها، به تدریج و به مرور زمان، املاح و حتی دانه‌های ریز این خاک‌ها را شسته و با خود به جاهای دیگر برده است در نتیجه هدایت آن‌ها به دلیل فقر املاح، اندک است. پس با افزایش رطوبت خاک، هدایت آن افزایش می‌یابد؛ ولی هنگامی که مقدار این رطوبت بسیار زیاد شود، ‌میزان هدایت کاهش خواهد یافت. پیش از این گفته شد که اثر مقاومت ویژه‌ی خاک‌های نزدیک و اطراف الکترود ارت در مقاومت چاه، بسیار بیش‌تر از اثر خاک‌های دور از آن است. بنابراین، بهتر است چاه ارت را آن قدر بکنیم تا به خاک مرطوب که دارای مقاومت کمی‌ست، برسیم و سپس درون خاک مرطوب نیز تا اندازه‌ای حفاری را ادامه بدهیم. به این ترتیب، الکترود ارت در محاصره‌ی خاکی کم مقاومت قرار خواهد گرفت. به ویژه قابل توجه است که افزایش عمق چاه از یک سو موجب کاهش مقاومت آن شده و از سوی دیگر در اعماق بیش‌تر معمولاً درصد رطوبت نیز افزایش یافته و به شکلی مضاعف موجب کاهش مقاومت الکتریکی آن می‌شود. ولی هرگز نباید کار را تا رسیدن به سفره‌های آب زیرزمینی ادامه داد؛ زیرا همان گونه که گفته شد، این کار اثر معکوس دارد.

۴- فاصله‌ی چاه‌ها از یکدیگر

معمولاً تعداد و فاصله‌ی چاه‌های ارت و محل احداث آن‌ها، با توجه به مقاومت موردنظر، از سوی طراح محاسبه و تعیین می‌شود، ولی به دلیل آن که فرمول‌های محاسبه‌ی مقاومت چاه ارت اصولاً با فرض همگن بودن خاک نوشته شده‌اند و در عمل با خاک‌ها و زمین‌های غیرهمگن مواجه‌ایم، و همچنین به علت وجود برخی موانع و دشواری‌های اجرایی، ممکن است مقاومت عملی چاه‌ها با مقدار محاسبه شده تفاوت داشته و پس از اجرا (به منظور کاهش مقاومت) نیاز به اضافه کردن چاه جدید داشته باشیم و گاهی نیز حین اجرای طرح، به دلیل وجود موانع عملی از قبیل وجود صخره یا لاشه‌های بزرگ بتنی در محل طراحی شده، ناگزیر از تغییر محل آن شویم. از این رو، لازم است محل‌های جدیدی برای احداث چاه در نظر گرفته شود. به همین دلیل مهندس ناظر می‌باید به نکات حائز اهمیت در جانمایی چاه ارت مسلط باشد. یکی از نکات مهم در این کار، رعایت فاصله‌ی لازم میان چاه‌هاست. می‌دانیم که هر چاه ارت دارای محدوده‌ای در اطراف خود می‌باشد که در هنگام بروز خطا و جاری شدن جریان در الکترود ارت، دارای ولتاژ خواهد شد. این محدوده، حوزه‌ی مقاومت (Resistance Area) نامیده می‌شود. نکته‌ی مهم این است که دو چاه ارت تا حد ممکن از هم دور باشند و یا فاصله‌ی آن‌ها دست کم به اندازه‌ای باشد که حوزه‌های مقاومت آن‌ها هم‌پوشانی نداشته باشند. (به شکل‌های ۴ و ۵ توجه شود.) رعایت نشدن این نکته مشکلات زیر را به وجود می‌آورد:
الف) در صورتی که دو چاه برای دو شبکه‌ی مستقل از هم به کار روند (مثلاً یکی برای ارت فشار ضعیف ترانسفورماتور و دیگری برای ارت فشار قوی آن)، هنگام بروز خطا در یکی از شبکه‌ها، ارت شبکه‌ی دیگر نیز برق‌دار خواهد شد و این موضوع می‌تواند بسیار خطرناک باشد.
ب) در صورتی که دو چاه به یکدیگر متصل شده و هر دو برای یک سامانه به کار روند، رعایت نشدن حداقل فاصله باعث می‌شود که پس از متصل کردن دو چاه به یکدیگر، کاهش مورد نظر در مقاومت کل به دست نیامده و مقاومت حاصل شده، بیش‌تر از حد انتظار شود.

 اجرای چاه ارت (1)

ابعاد حوزه‌ی مقاومت بستگی به مقاومت ویژه‌ی خاک و عمق چاه دارد. هر چه مقاومت ویژه‌ی خاک بیش‌تر باشد و یا عمق چاه افزایش یابد، حوزه‌ی مقاومت بزرگ‌تر می‌شود. به طور کلی برای چاه‌هایی که به هم متصل شده و ارت واحدی را تشکیل می‌دهند، این فاصله نباید کم‌تر از ۶ متر باشد؛ و برای دو چاه که متعلق به دو سامانه‌ی مختلف می‌باشند، این فاصله نباید کم‌تر از ۲۰ متر یا دو برابر عمق چاه (هر کدام که بیش‌تر بود) بشود.

انواع الکترودها

اکنون که تأثیر عوامل مختلف بر مقاومت چاه ارت شرح داده شد، به تشریح رایج‌ترین انواع الکترودها می‌پردازیم:

۱- الکترود میله‌ای

این نوع الکترود به دو دسته تقسیم می‌شود:

الف) الکترود میله‌ای نوع اول

این الکترود معمولاً یک میله‌ی فولادی نوک‌تیز است که بدنه‌ی آن گالوانیزه شده و یا آن را با لایه‌ای از مس پوشانده‌اند تا دوام آن در زیر خاک افزایش یافته و از پوسیده شدن سریع آن جلوگیری شود. برای نصب این الکترود نیازی به حفر چاه نیست و آن را در زمین دست نخورده به طور عمودی می‌کوبند. ساختار آن نیز برای کوبیدن طرح شده است. مغز فولادی آن سخت و محکم بوده و با وارد شدن ضربه، در خاک فرو می‌رود. انتهای سخت میله نیز قادر به تحمل ضربه‌های چکش است. گاهی نیز یک قطعه‌ی فولادی بسیار سخت را به انتهای میله متصل می‌کنند تا از تغییر فرم آن در اثر ضربه‌های چکش جلوگیری شود. نوک میله را نیز برای فرورفتن بهتر، تیز کرده‌اند و یا یک قطعه فولادی نوک تیز و سخت به سر آن متصل نموده‌اند.
طول این میله‌ها حدود ۱/۵ تا ۳ متر است. میله‌های بلندتر ممکن است به هنگام کوبیده شدن در زمین‌های سخت، کج شوند. گاهی این میله‌ها را طوری می‌سازند که بتوان پس از کوبیدن یک میله، به کمک یک قطعه‌ی واسطه، میله‌ی دوم را به ته آن متصل کرد و کوبیدن را ادامه داد. سپس میله‌ی سوم را به همان روش به ته میله‌ی دوم متصل و این عمل را تکرار می‌کنند. به این ترتیب، با اتصال میله‌های متعدد می‌توان الکترود بلندتری به دست آورد و آن را بدون کج شدن تا عمق‌ بیش‌تری در زمین فرو کرد. منتها این اشکال وجود دارد که همین قطعات واسطه که ساختار آن‌ها شبیه پیچ و مهره است، اغلب تحمل ضربه‌های لازم برای فروکردن میله در زمین‌های بسیار سخت را ندارند و در اثر ضربه ممکن است لق شده و اتصال میان میله‌ها دچار اشکال شود. از این رو الکترود میله‌ای نوع اول بیش‌تر مناسب کوبیدن در خاک‌های نرم یا در زمین‌هایی‌ست که رطوبت در نزدیکی سطح آن قرار دارد. کوبیدن این الکترود در زمین‌های سخت، ‌حتی در همان عمق کم نیز خالی از دردسر نیست.
مهم‌ترین حسن این نوع الکترود، آسانی اجرا و ارزان بودن آن است. زیرا هزینه‌ی حفر چاه و خرید الکترولیت را ندارد و قیمت آن هم ارزان است؛ اما اساساً مقاومت بیش‌تری نسبت به الکترود صفحه‌ای دارد. از همین رو، برای حصول مقاومت کم باید چند عدد از آن‌ها را نصب و به همدیگر متصل کرد، که با توجه به لزوم رعایت فاصله‌ی مجاز میان الکترودها، به زمینی بزرگ نیاز است. بنابراین، به دست آوردن مقاومت کم در یک زمین کوچک به کمک این نوع الکترود، مشکل است. ضمن آن که افزایش بیش از حد تعداد الکترودها می‌تواند هزینه‌ی تهیه‌ی سیم و ترانشه‌کنی مورد نیاز برای ارتباط دادن آن‌ها و نیز هزینه‌ی اتصال سیم‌های ارتباطی به الکترودها را افزایش داده و مزیت اقتصادی استفاده از این نوع الکترود را از بین ببرد.

 اجرای چاه ارت (1)

این میله‌ها در طول‌های از ۱/۵ تا ۳ متر و قطرهای ۱۶، ۱۹ و ۲۵ میلی‌متر ساخته می‌شوند. قطر میله تأثیر چندانی در مقاومت ارت حاصل از آن ندارد و با افزایش قطر، صرفاً استحکام مکانیکی میله افزایش می‌یابد و می‌توان آن را برای زمین‌های سخت‌تر به کار بُرد.
این میله‌ها باید مشخصه‌های زیر را دارا باشند:
۱- ضخامت لایه‌ی گالوانیزه نباید کم‌تر از ۷۰ میکرون باشد. چون ایجاد لایه‌ای با قطر ۷۰ میکرون با روش گالوانیزاسیون سرد (الکترولس) امکان‌پذیر نیست، حتماً باید از روش گالوانیزاسیون گرم استفاده شود.
۲- ضخامت میله‌ی فولادی نباید کم‌تر از ۱۶ میلی‌متر باشد.
۳- سطح مقطع روکش مسی نباید کم‌تر از ۲۰ درصد سطح مقطع مغز فولادی باشد.
۴- حداقل خلوص مس مورد استفاده برابر ۹۹/۹ درصد باشد (مس کاتد).
۵- لایه‌ی مسی باید به روش جوش مولکولی (آب‌کاری الکتریکی) روی بدنه‌ی میله قرار گیرد. در بازار اغلب میله‌های ارزان قیمتی به فروش می‌رسد که با فروکردن یک میله‌ی فولادی درون یک لوله‌ی مسی هم اندازه با آن ساخته شده‌اند. این الکترودها دارای عیوب زیر می‌باشند و به کارگیری آن‌ها توصیه نمی‌شود.
عیب یکم: در اثر وجود فواصل ذره‌بینی میان روکش مسی و مغز فولادی، رطوبت و املاح خاک به این فواصل نفوذ کرده و پیل الکتریکی تشکیل می‌دهند که موجب خوردگی سریع میله می‌گردد.
عیب دوم: به علت یکپارچه نبودن روکش مسی و مغز فولادی آن، در موقع کوبیدن میله ممکن است روکش مسی جدا شده و همراه میله در خاک فرو نرود.
عیب سوم: هنگام ساخت این الکترودها، میله‌ی فولادی تا دمای زیادی داغ می‌شود و این موضوع می‌تواند بر روی خواص متالورژیک میله تأثیر گذاشته و از استحکام آن بکاهد و در نتیجه گاه شاهد کج شدن الکترود در هنگام کوبیدن آن خواهیم بود.
شایان ذکر است که رعایت نشدن نکات فوق موجب پوسیدگی سریع و زودتر از موعد الکترود خواهد شد.

 اجرای چاه ارت (1)

ب) الکترود میله‌ای نوع دوم

نوع دوم الکترود میله‌ای برای نصب در چاه‌های کنده شده با دستگاه حفاری به کار می‌رود. این نوع الکترود را در چاه قرار داده و اطرافش را با الکترولیتی مناسب (مثلاً دوغاب بنتونیت) پُر می‌کنند که در این حالت نیازی به میله‌ای محکم با مشخصات نوع اول نیست و به جای آن می‌توان از سیم یا تسمه‌ی مسی یا گالوانیزه و یا حتی از لوله‌ی گالوانیزه آب نیز استفاده کرد. (استفاده از این نوع الکترود در چاه‌های کنده شده با دست، به علت زیاد بودن عرض چاه و نیاز به مقدار زیاد الکترولیت توصیه نمی‌شود.) مهم‌ترین حُسن این روش آن است که بر خلاف روش نخست می‌توان با عمیق‌تر کردن چاه، ‌الکترود را تا عمق دلخواه در زمین وارد کرد و مقاومت آن هم به دلیل عمق بیش‌تر و استفاده از الکترولیت، کم‌تر از روش نخست می‌باشد. در عوض، هزینه‌های حفر چاه و خرید الکترولیت به سایر هزینه‌ها افزوده می‌شود.
مشخصات مهمی که این الکترودها باید داشته باشند، عبارت‌اند از:
۱- حداقل ضخامت تسمه‌ی مسی ۲ میلی‌متر و حداقل سطح مقطع آن ۵۰ میلی‌متر مربع باشد.
۲- حداقل سطح مقطع سیم مسی چند مفتولی ۳۵ میلی‌متر مربع و حداقل قطر هر مفتول آن ۱/۸ میلی‌متر باشد.
۳- حداقل خلوص مس مورد استفاده برابر ۹۹/۹ درصد باشد. (مس کاتد)
۴- حداقل ضخامت تسمه‌ی فولادی (گالوانیزه) ۳ میلی‌متر و حداقل سطح مقطع آن ۱۰۰ میلی متر مربع باشد.
۵- ضخامت لایه‌ی گالوانیزه نباید کم‌تر از ۷۰ میلی‌متر باشد. استفاده از گالوانیزاسیون گرم برای این نوع الکترود نیز اجباری‌ست.
۶- قطر لوله‌ی گالوانیزه نباید کم‌تر از in1 (یک اینچ) باشد. دوباره تأکید می‌شود که رعایت نشدن نکات فوق، موجب پوسیدگی سریع و زودتر از موعد الکترود خواهد شد.

 اجرای چاه ارت (1)

۲- الکترود صفحه‌ی مسی

این الکترود یک صفحه‌ی مسی مربع شکل است که در موقع نصب، آن را به طور افقی یا عمودی در چاه قرار داده و در میان الکترولیت مناسبی دفن می‌کنند. در بین الکترودهای مختلف، گران‌ترین نوع محسوب می‌شود. زیرا وزن مس مورد نیاز برای ساخت آن بیش از سایر الکترودهاست و همچنین نیاز به حفر چاه و مقدار بیش‌تری الکترولیت دارد. در عوض مقاومت کم‌تری ایجاد می‌کند و از این راه تعداد چاه مورد نیاز برای رسیدن به یک مقاومت معین را کاهش می‌دهد؛ که این خود، موجب صرفه‌جویی در هزینه‌های حفر چاه و تأمین سیم‌های ارتباطی میان چاه‌ها و اتصال آن‌ها به الکترودها و ترانشه‌کنی‌های مورد نیاز می‌شود، از این رو، بسته به مشخصات زمین، در بعضی موارد اقتصادی‌تر از الکترودهای میله‌ای خواهد بود. از سوی دیگر، در زمین‌های کوچک که امکان حفر چاه‌های متعدد وجود ندارد و با توجه به این که مقاومت سامانه‌ی احداث شده نباید از حد معینی بیش‌تر باشد، ممکن است تنها راه احداث سامانه‌ی اتصال زمین، استفاده از این نوع الکترود باشد.
مشخصاتی که لازم است این الکترود داشته باشد، به شرح زیر است:
۱- طول و عرض آن، حداقل cm50×۵۰ باشد. ۲- قطر آن از ۲ میلی‌متر کم‌تر نباشد.
۳- خلوص مس مورد استفاده حداقل برابر ۹۹/۹ درصد باشد. (مس کاتد)
توجه شود که رعایت نشدن نکته‌ی ردیف ۱ موجب افزایش مقاومت چاه شده و بی‌توجهی به ردیف‌های ۲ و ۳ موجب پوسیدگی سریع و زودتر از موعد الکترود خواهد شد. متأسفانه در حال حاضر، صفحات مسی آلیاژی که مناسب استفاده در زیر خاک نمی‌باشند، به طور وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین صفحات فولادی پوشیده شده با مس را فقط به شرطی می‌توان به جای صفحه‌ی مسی به کار بُرد که ضخامت لایه‌ی مس روی آن از حداقل‌های لازم، کم‌تر نباشد.

هادی یا سیم ارت

پس از شرح انواع الکترود، اینک به بیان جزئیات مهم در انتخاب و استفاده از هادی ارت می‌پردازیم. نخست هادی‌های ارت را از نظر محل استفاده به دو دسته تقسیم می‌کنیم.
دسته‌ی اول: هادی‌هایی که در زیر زمین و در تماس با خاک قرار می‌گیرند.
دسته‌ی دوم: هادی‌هایی که روی زمین قرار گرفته و با خاک تماس ندارند.
این طریقه‌ی دسته‌بندی از آن روست که انتخاب جنس هادی ارت و همچنین منظور کردن روکش و عایق برای آن، به محل استفاده بستگی دارد. چون در این نوشته توجه خود را بر آن قسمت از شبکه‌ی ارت که در زیر خاک قرار گرفته، معطوف نموده‌ایم، صرفاً به بررسی مسائل دسته‌ی اول می‌پردازیم: نخست این که هادی ارت در زیر خاک نیاز به روکش نداشته و لخت بودن آن موجب تماس بیش‌تر با خاک و کاهش مقاومت کلی شبکه‌ی ارت می‌شود؛ و دیگر این که در زیر خاک به علت دخالت عوامل خورنده از قبیل رطوبت و املاح خاک، عمر هادی ارت کوتاه شده و زودتر از بین خواهد رفت. مسأله‌ی خوردگی به ویژه در هنگام تشکیل پیل‌های گالوانیک بسیار جدی و خطرناک می‌شود. در این وضعیت، در اندک زمانی هادی ارت نابود خواهد شد. (بررسی دقیق چگونگی تشکیل پیل و عوامل مؤثر در سرعت تخریب‌های ناشی از آن نیاز به مبحثی جداگانه داشته و در این مقاله نمی‌گنجد.)
هادی ارت می‌تواند به صورت سیم یا تسمه بوده و از جنس مس یا فولاد گالوانیزه ساخته شود. مشخصات ذکر شده در ردیف‌های ۱ تا ۵ الکترود میله‌ای نوع دوم در مورد این هادی‌ها نیز صدق می‌کند. بدیهی‌ست هادی و الکترود ارت می‌باید هم جنس باشند تا از تشکیل پیل و گالوانیک و خوردگی‌های ناشی از آن جلوگیری شود. شایان ذکر است که متأسفانه در حال حاضر سیم‌های مس آلیاژی که در اصل برای استفاده در خطوط هوایی برق ساخته شده‌اند، به جای سیم مسی خالص در چاه‌های ارت به کار بُرده می‌شوند که این عمل اشتباه، دوام هادی ارت را تحت تأثیر قرار داده و از عمر آن می‌کاهد.

 اجرای چاه ارت (2)

روش‌های اجرا با انواع الکترودها
پیش از این گفته شد که مقاومت ویژه‌ی خاک‌های اطراف و نزدیک الکترود نقش مهمی در تعیین مقاومت چاه بازی می‌کند از طرف دیگر دیدیم که خاک‌های دستی و نامتراکم می‌تواند موجب افزایش شدید مقاومت چاه شود. پس به این نتیجه می‌رسیم که باید زیر، بالا و دور تا دور الکترود را با ماده‌ای مانند بنتونیت که هر دو خاصیت مقاومت ذاتی کم و فشردگی را داراست، پُر کنیم؛ به نحوی که این ماده تمام فضای موجود میان الکترود با دیواره و کف چاه را پُر کند و در مورد الکترود صفحه‌ای، روی الکترود را نیز بپوشاند. متأسفانه دیده می‌شود که برخی مجریان به این نکات مهم بی‌توجهی نموده و وجود یک لایه‌ی بنتونیت در اطراف الکترود را کافی می‌دانند و پس از آن که این لایه را با روش‌های مختلفی دور الکترود ایجاد نمودند، فاصله‌ی باقی مانده تا دیواره‌ی چاه را با خاک معمولی یا خاک کشاورزی یا از این قبیل، پُر می‌کنند و به این ترتیب با ایجاد یک لایه‌ی واسطه‌ی نه چندان مرغوب بین لایه‌ی بنتونیت و دیواره‌ی چاه بخش قابل توجهی از نتیجه را از دست می‌دهند. شایسته است هنگام اجرای چاه، سطح الکترود ارت را از نظر عاری بودن از آلودگی‌هایی از قبیل لکه‌های رنگ یا چربی و یا لایه‌های اکسیدشده، سولفاته شده و غیره بررسی نماییم. این مواد سطح الکترود را عایق کرده و از تماس مؤثر آن با خاک جلوگیری می‌نمایند و می‌توانند تأثیر نامطلوبی بر میزان مقاومت چاه ارت بگذارند. لازم به ذکر است که به ازای هر لیتر از فضایی که باید پُر شود، به حدود یک کیلوگرم بنتونیت نیازمندیم و مقدار آب لازم نیز تقریباً ۳ لیتر در ازای هر کیلوگرم بنتونیت است.
در این جا به شرح جزئیات اجرای صحیح چاه با استفاده از انواع الکترودها پرداخته می‌شود:

الف) کوبیدن الکترود میله‌ای نوع اول در سطح خاک
معمولاً خاک سطح زمین در فصول گرم سال، خشک و در زمستان یخ زده است. از این رو، تأثیر مثبتی در کاهش مقاومت چاه ندارد. همچنین، به منظور حفظ خود الکترود و نقطه‌ی اتصال سیم به آن باید انتهای میله در عمق مناسبی پایین‌تر از سطح خاک قرار گیرد. بنابراین، پیش از کوبیدن الکترود می‌باید گودالی که عمق آن بستگی به شرایط اقلیمی محل دارد (معمولاً حدود یک متر) ایجاد کرد و سپس الکترود را در کف گودال مزبور کوبید. با این کار، عمق نفوذ الکترود هم بیش‌تر می‌شود. در صورت نیاز، در همین گودال می‌توان چاهک بازرسی را نیز احداث نمود. همچنین، در زمین‌های سخت می‌توان پس از کندن گودال، آن را پُر از آب کرد و روز بعد اقدام به کوبیدن الکترود کرد. این کار موجب نفوذ رطوبت به درون خاک و نرم‌تر شدن آن و در نتیجه کوبیدن راحت‌تر الکترود می‌شود.

 اجرای چاه ارت (2)

ب) کوبیدن الکترود میله‌ای نوع اول در کف چاه 

در این روش، چاهی با عمق مناسب حفر نموده و الکترود را در کف آن می‌کوبیم. به طوری که بخشی از طول الکترود بالاتر از کف چاه بماند. اکنون سیم را با استفاده از جوش کدولد به الکترود متصل نموده و سپس مطابق شکل مقداری آب در چاه ریخته و بنتونیت را به تدریج اضافه می‌کنیم. دانه‌های بنتونیت باید درون آب غرق شوند. ریختن آب و افزودن بنتونیت آن قدر ادامه می‌یابد که الکترود کاملاً با دوغاب بنتونیت پوشیده شود. مابقی چاه با خاک سرندشده پُر می‌شود. در این روش با عمیق‌تر کردن چاه می‌توان الکترود را تا عمق دلخواه در زمین فرو کرد.

ج) اجرای الکترود میله‌ای نوع دوم در چاه 

همان گونه که گفته شد، این نوع الکترود را نمی‌توان کوبید، بلکه آن را در یک چاه کنده شده با دستگاه حفاری قرار می‌دهند و اطراف آن را با الکترولیتی مناسب مانند بنتونیت پُر می‌کنند. این چاه‌ها دارای قطر بسیار کمی مثلاً حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتی‌متر هستند و برای پر کردن آن‌ها باید از بنتونیت ریزدانه استفاده شود. زیرا دانه‌های درشت به ویژه به علت قطر کم چاه، مشکلاتی ایجاد می‌کنند. الکترود را در چاه طوری آویزان می‌کنیم که نوک آن چند سانتی‌متر بالاتر از کف قرار گیرد. اکنون مقداری آب در چاه ریخته و بنتونیت ریزدانه را به تدریج می‌افزاییم. ریختن آب و بنتونیت به طور هم زمان یا به تناوب، آن قدر ادامه می‌یابد تا ارتفاع آن به حد کافی برسد.
در حقیقت باید از کف تا جایی که خاک آن نمناک است و یا بهتر از آن، تا نزدیکی سطح زمین با بنتونیت پُر شود.

 اجرای چاه ارت (2)

در صورتی که بنتونیت موجود، پودری و نرم باشد، نباید آن را روی سطح آب داخل چاه ریخت و لازم است یک بشکه یا سطل مناسب تهیه کرد و آب و پودر موجود را در آن مخلوط نمود تا به صورت دوغابی یکنواخت در آید. سپس الکترود را مانند قبل آویزان نموده و چاه را تا ارتفاع لازم با دوغاب آماده شده پُر می‌کنیم.
توجه شود که مقدار آب موجود در دوغاب باید طوری تنظیم شود که دوغاب ساخته شده به اندازه‌ی کافی نرم و روان باشد و زوایا و گوشه‌های چاه را به خوبی پُر کند؛ ولی شُل بودن زیاده از حدِ آن نیز باعث می‌شود که حجم دوغاب افزایش یابد، و چون رطوبت بیش از حد چنین دوغابی ماندگار نیست، پس از زمانی کوتاه و با از دست رفتن رطوبت اضافه، شاهد کاهش یافتن حجم الکترولیت و در نتیجه ترک خوردن توده‌ی بنتونیت و سرانجام افزایش مقاومت چاه خواهیم بود. این موضوع کلی‌ست و باید در تمامی روش‌های مختلف اجرای چاه ارت مورد توجه قرار گیرد.

د) اجرای الکترود صفحه‌ای به طور عمودی 

برای این کار، نخست ۱۵۰ لیتر آب در کف چاه ریخته و بعد حدود ۵۰ کیلوگرم بنتونیت، به تدریج روی سطح آب می‌ریزیم. این کار طوری انجام می‌گیرد که در پایان، آب تنها و یا بنتونیت خشک و بی آب روی سطح باقی نماند. سپس حدود ۱۰ دقیقه صبر می‌کنیم تا بنتونیت خود را بگیرد. در این فرصت می‌توانیم صفحه‌ی مسی را به سیم ارت متصل کنیم. اکنون صفحه‌ی مسی را به کمک سیم متصل به آن به درون چاه می‌فرستیم تا در وسط چاه به طور عمودی روی لایه‌ی بنتونیت بایستد. مهم است که لایه‌ی بنتونیت در فرصت داده شده آن قدر سفت شده باشد که صفحه‌ی مسی در آن فرو نرود. به هر حال، اگر به علت شُل بودن مخلوط ریخته شده و علی رغم صبر کافی، هنوز هم صفحه در لایه اجرا شده فرو می‌رود، می‌باید مقدار کمی صبر کرد تا بنتونیت خشک جدید با جذب مقداری از رطوبت، سطح کار را سفت کند. پس از قرار گرفتن صفحه، آب و بنتونیت به طور هم‌زمان یا به تناوب درون چاه ریخته می‌شوند، به طوری که دانه‌های بنتونیت درون آب غرق شوند. این کار آن قدر ادامه می‌یابد تا سطح بنتونیت حداقل به ۵ سانتی‌متری بالای صفحه برسد. در این مرحله باید حداقل یک ساعت و بهتر از آن چند ساعت صبر کنیم تا دوغاب بنتونیت کاملاً خود را بگیرد. سپس می‌توانیم بقیه‌ی چاه را با خاک سرندشده و نرم پُر کنیم. مهم است که پیش از آغاز ریختن خاک، سطح لایه‌ی بنتونیت آن قدر سفت شده باشد که خاک ریخته شده از بالای چاه درون بنتونیت فرو نرود. برای این کار توصیه می‌شود پس از آن که آب موجود در چاه کاملاً جذب شد، مقداری بنتونیت خشک در حد یک لایه‌ی نازک (حدود ۲ تا ۳ سانتی‌متر) روی لایه‌ی قبلی بریزیم تا پس از گذشت زمان کافی، سطح کار کاملاً قوام یابد. همچنین توصیه می‌شود همراه خاک پُرکننده، مقداری آب نیز به منظور نشست دادن و متراکم کردن آن اضافه شود.
در صورتی که بنتونیت موجود پودری و نرم باشد، به همان شکلی که قبلاً توضیح داده شد، در بیرون چاه آن را به صورت دوغاب یکنواختی در آورده و تا ارتفاع لازم در چاه می‌ریزیم.
معمولاً برای چاهی به قطر حدود ۸۰ سانتی‌متر و صفحه‌ای به ارتفاع ۵۰ سانتی‌متر، حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ کیلوگرم بنتونیت و ۳ برابر آن آب لازم است.

 اجرای چاه ارت (2)

ه) اجرای الکترود صفحه‌ای به طور افقی

برای این کار، نخست ۴۵۰ لیتر آب در کف چاه ریخته و سپس حدود ۱۵۰ کیلوگرم بنتونیت، به تدریج روی سطح آب می‌ریزیم. این کار طوری انجام می‌گیرد که در پایان، آب تنها و یا بنتونیت خشک و بی آب روی سطح باقی نماند. سعی شود سطح توده‌ی بنتونیت مسطح باشد. در غیر این صورت، باید کسی داخل چاه شده و آن را تسطیح کند. سپس حدود ۱۰ دقیقه صبر می‌کنیم تا بنتونیت خود را بگیرد. در این فرصت می‌توانیم صفحه‌ی مسی را به سیم ارت متصل کنیم. مهم است که لایه‌ی بنتونیت در فرصت داده شده آن قدر سفت شده باشد که صفحه‌ی مسی در آن فرو نرود. اکنون حدود ۱۰ لیتر آب و مقدار کمی بنتونیت (حدود ۲ کیلوگرم) را در ظرفی مخلوط کرده و به صورت دوغابی یکنواخت و روان در می‌آوریم و درون چاه می‌ریزیم و بعد صفحه‌ی مسی را به کمک سیم ارت به درون چاه فرستاده و به طور افقی روی سطح دوغاب بنتونیت می‌نشانیم. ریختن دوغاب شُل و روان به این دلیل است که الکترولیت به طور کامل با تمام سطح زیرین صفحه تماس پیدا کند و فضای خالی باقی نماند. اشکالی ندارد که صفحه در این دوغاب سطحی فرو رود. مجدداً ۴۵۰ لیتر آب درون چاه ریخته و به تدریج حدود ۱۵۰ کیلوگرم بنتونیت اضافه می‌شود (به طور کلی ریختن آب و بنتونیت به طور هم‌زمان، یا به تناوب تفاوت ندارد). در این مرحله می‌باید حداقل یک ساعت و بهتر از آن چند ساعت صبر کنیم تا بنتونیت کاملاً خود را بگیرد. در صورتی که بنتونیت موجود پودری و نرم باشد، به همان شکلی که قبلاً توضیح داده شد، بیرون چاه آن را به صورت دوغابی یکنواخت در آورده و تا ارتفاع لازم در چاه می‌ریزیم.
در پایان کار بقیه‌ی چاه را به همان نحو و با در نظر گرفتن همان ملاحظاتی که در مورد الکترود عمودی توضیح داده شد، پُر می‌کنیم. بنتونیت لازم به قطر چاه بستگی دارد و مانند اجرای صفحه‌ی عمودی برای چاهی به قطر ۸۰ سانتی‌متر و صفحه‌ای به ارتفاع ۵۰ سانتی‌متر، حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ کیلوگرم بنتونیت و ۳ برابر آن آب لازم است.

اتصال هادی به الکترود ارت
محل اتصال سیم یا تسمه به الکترود ارت یکی از آسیب‌پذیرترین قسمت‌های چاه و نخستین قربانی خوردگی است و در عین حال یکی از اجزای مهم چاه ارت است؛ به طوری که بسیاری از چاه‌ها کارآیی خود را فقط به دلیل پوسیده و جدا شدن تدریجی این اتصال از دست داده‌اند.
گرچه با استفاده از الکترولیت‌های ناخورنده مانند بنتونیت، عمر اتصال افزایش می‌یابد، برای تضمین عمر طولانی چاه لازم است این اتصال نیز مورد توجه قرار گیرد. روش‌های به کار رفته برای اجرای آن عبارت‌اند از:
ـ جوش انفجاری
ـ کابلشو
ـ انواع کلمپ Clamp (بست)
عمر اتصالاتی که با کلمپ و یا کابلشو اجرا می‌شوند، نسبتاً کوتاه است. زیرا رطوبت موجود در خاک که دارای املاح زیادی‌ست، به فواصل ذره‌بینی موجود بین الکترود و کلمپ یا کابلشو نفوذ کرده و باعث ایجاد خوردگی و نیز ایجاد ترکیبات عایق در سطح تماس بین الکترود و کلمپ می‌شود. بنابراین، این نوع اتصالات برای استفاده در زیر خاک توصیه نمی‌شود. ولی در صورت استفاده از جوش انفجاری با چنین مشکلی مواجه نخواهیم شد. در این نوع اتصال، طی یک فرآیند خاص ذرات مس در یک قالب مخصوص به صورت مذاب درآمده و بر روی محل تماس قطعات مورد جوش‌کاری ریخته می‌شود. با این کار لایه‌ی سطحی قطعات مذکور ذوب شده و با مس مذاب ریخته شده، توده‌ای یکپارچه را تشکیل می‌دهد.

ویژگی‌های جوش انفجاری یا Cad Weld

جوش انفجاری یا کدولد نوع خاصی از جوش‌کاری‌ست که برای ایجاد اتصال الکتریکی بین چند قطعه‌ی مسی یا بین قطعات مس و یک فلز دیگر مانند فولاد گالوانیزه یا فولاد معمولی طراحی شده و به کار می‌رود.
این نوع جوش‌کاری دارای ویژگی‌های زیر است:
ـ یکپارچه شدن قطعات مورد اتصال (که باعث می‌شود در محل اتصال فاصله‌ای برای نفوذ رطوبت باقی نماند).
ـ ضخامت زیاد جوش.
ـ سطح تماس زیاد.
ـ عدم تغییر قابل توجه بر خواص متالوژیک قطعات مورد اتصال.
ـ سرعت و سهولت در انجام عملیات جوش‌کاری.
ـ بی‌نیازی از برق و ابزارهایی مانند پرس هیدرولیک و دریل.

 اجرای چاه ارت (2)

یکپارچه شدن قطعات مورد اتصال و ضخامت زیاد جوش موجب استحکام مکانیکی قابل توجه، عدم ایجاد مقاومت الکتریکی در محل تماس و نفوذناپذیری نسبت به رطوبت می‌شود که این خود پایداری بلندمدت در مقابل خوردگی را تضمین می‌کند. همچنین، در این جوش به دلیل ایجاد سطح تماس زیاد و کیفیت خوب آن، انتقال مطلوب جریان‌های اتصال کوتاه به آسانی امکان‌پذیر می‌گردد. ضمن این که این جوش اثر منفی قابل توجهی روی خواص متالوژیک قطعات مورد اتصال ندارد. نکته‌ی دیگر این که اجرای ارت اغلب در مراحل ابتدایی احداث ساختمان‌ها یا عرصه‌های صنعتی انجام می‌شود و معمولاً در این مراحل دسترسی به برق مشکل است. بنابراین، از این نظر نیز جوش انفجاری برتری دارد.
به کمک این نوع جوش می‌توان اتصالات متنوعی پدید آورد و قطعات مسی مانند سیم، تسمه، میله و صفحه‌ی مسی را به یکدیگر جوش داد. حتی می‌توان قطعات مس و فولاد ساده یا گالوانیزه را نیز به یکدیگر متصل کرد. برای مثال، برای اجرای هم‌بندی شبکه‌ی آرماتور و سامانه‌ی ارت می‌توان آرماتور را با استفاده از جوش انفجاری به سیم مسی متصل کرد. البته شایان توجه است که انجام هر نوع عملیات بر روی شبکه‌ی آرماتور ساختمان می‌باید با اطلاع و اجازه‌ی مهندسان ناظر و طراح سازه انجام پذیرد.
در مجموع، ویژگی‌های این نوع جوش برای سیستم‌های ارتینگ بسیار عالی‌ست. این روش یکی از بهترین راه‌های اتصال سیم به الکترود ارت است.
اضافه می‌شود که به این نوع جوش نام‌های دیگری از قبیل جوش احتراقی، exothermic و thermit نیز اطلاق می‌شود.

روش اجرای جوش انفجاری

اجرای این جوش بسیار آسان و سریع بوده و نیاز به برق و یا ابزار خاصی ندارد. ابزارهای مورد نیاز فقط شامل یک قالب سبک و کوچک گرافیتی و فندک مناسبی برای روشن کردن فتیله می‌شود.
قالب‌های کدولد دارای شکل‌های مختلف و متنوعی هستند و شکل آن‌ها به نوع قطعاتی که باید جوش‌کاری شوند، بستگی دارد. همچنین مقدار پودر جوش نیز بستگی به نوع اتصال و ابعاد قطعات مورد جوش‌کاری دارد. برای انتخاب شکل قالب و مقدار پودر جوش و اندازه‌ی پولک، باید به کاتالوگ‌های سازندگان مراجعه کرد.

 اجرای چاه ارت (2)

آموختن و کسب مهارت‌های لازم برای اجرای این نوع جوش‌کاری مستلزم قدری تمرین در حضور و تحت نظر فرد خبره، با رعایت نکات ایمنی مربوطه می‌باشد. با این حال، به منظور آشنایی کلی خواننده با روش انجام کار، در این بخش به شرح مختصر مراحل آن می‌پردازیم:
پس از انتخاب قالب و پودر جوش مناسب، قطعات مورد جوش‌کاری را در قالب قرار داده و سپس یک پولک مناسب داخل قالب در ته محفظه‌ی پودر می‌گذاریم. اکنون به اندازه‌ی کافی پودر جوش‌کاری در محفظه ریخته و فتیله را روی پودر قرار می‌دهیم. حال باید فتیله را به کمک فندک روشن کرد. پس از چند لحظه شعله‌ی فتیله به توده‌ی پودر جوش می‌رسد و آن را به طور ناگهانی شعله‌ور می‌کند و عمل جوش‌کاری انجام می‌گیرد.
تصاویر ۱۱ تا ۱۹ یک قالب کدولد آماده‌ی جوش‌کاری و چند اتصال نمونه را نشان می‌دهند.

تفاوت صاعقه گیر و برقگیر

تفاوت صاعقه گیر و برقگیر

th6PKE3HJH

حفاظت کامل یک سازه در برابر صاعقه شامل حفاظت جلد خارجی یا حفاظت اولیه (External Protection) و حفاظت داخلی یا ثانویه (Internal Protection) می شود.

که برای حفاظت اولیه از وسیله ای بنام صاعقه گیر و برای حفاظت ثانویه از برقگیر یا سرج ارستر استفاده میشود. متاسفانه در اصطلاح عام تفاوتی بین این دو وسیله دیده نمیشود و معمولا هرجا اسمی از برقگیر هم آورده میشود میله ای نصب شده روی بام تصور میشود که کاملا غلط است.

محصولات حفاظت در برابر صاعقه:

  • تجهیزات حفاظتی اکتیو ESE- صاعقه گیرهای الکترونیک خازنی (حفاظت اولیه) عکسهای زیر نمونه ای از این نوع صاعقه گیر ها میباشند

 

 

th6UHEX4AP

 

thP9A02LL0

  • تجهیزات حفاظتی پسیو- صاعقه گیرهای ساده فرانکلینی(حفاظت اولیه) عکسهای زیر نمونه هایی از این نوع صاعقه گیر ها میباشند

 

imgundertxt150630045901

multi_fr_rods_ss

 

  • تجهیزات حفاظت ثانویه یا داخلی  یا برقگیر ها (سرج ارسترها) عکسهای زیر نمونه هایی از این نوع برقگیر ها میباشند

 

thT4315K95

 

۲۲۲۲۷۶-SurgeArrester

 

سیستم حفاظت اولیه یا خارجی (اکتیو و پسیو) به منظور حفاظت جلد بیرونی سازه در برابر اصابت مستقیم سازه طراحی و نصب می شود. این سیستم شامل یک سری میله های صاعقه گیر (پسیو یا اکتیو) هادی میانی و سیستم ارت (ترمینال زمین) و کلیه اتصالات مربوط به آن می شود و می بایست توانایی جذب و هدایت جریان های زیاد صاعقه را برای مدت معینی داشته باشند. طبق استانداردهای مختلف، سیستم حفاظت خارجی باید جریان صاعقه را بدون ایجاد نقص و با تحمل نیروهای الکترودینامیکی ناشی از آن به زمین هدایت نماید بطوریکه کمترین میزان جریان به داخل سازه نفوذ نماید.

در زمینه حفاظت خارجی و با توجه به استاندارهای موجود ، استفاده از دو نوع سیستم حفاظتی در مکانهای مختلف رایج است. طبق استاندارد IEC 62305 یک سیستم حفاظتی به سه بخش کلی صاعقه گیر (Air Termination) ، هادی میانی (Down Conductor) و سیستم زمین (Earth Termination) تقسیم می شود. این سه بخش در هر دو نوع سیستم حفاظتی وجود دارد. تنها تفاوت دو نوع حفاظت ، در نوع صاعقه گیر است. در هر دو نوع جریان صاعقه پس از برخورد به صاعقه گیر و جذب ، از طریق هادی میانی به زمین منتقل می شود. به منظور آشنایی بیشتر با حفاطت خارجی به بخش اصول حفاطت در برابر صاعقه مراجعه نمایید.

با توجه به این حقیقت که طبق استاندارد IEC 61643 حتی در یک سازه مجهز به حفاظت خارجی جریان صاعقه می تواند حداکثر تا ۵۰ درصد به داخل سازه نفوذ کند، نصب یک سیستم حفاظت داخلی در مکانهای حساس و پر اهمیت که از تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی استفاده می شود، لازم به نظر می رسد. جریانهای صاعقه می توانند از طریق القاء الکترومغناطیسی، خطوط سرویس سیستم الکتریکی ، خطوط لوله کشی ، کابلهای آنتن ، تلفن و … به داخل سازه نفوذ نمایند. در این سیستم حفاظتی از یک سری ادوات حفاظتی برقگیر (Surge Arrester) جهت جذب و یا انحراف جریانهای صاعقه و اضافه ولتاژ های ناشی از آن به زمین  استفاده می شود.

موارد پراهمیت کاربرد سیستمهای حفاظت در برابر صاعقه:

  • تاسیسات نفتی، پالایشگاه، تلمبه خانه، ایستگاههای تقلیل و افزایش فشار گاز، مخازن نفت و فراورده های نفتی، جایگاه سوخت،

  • سایتها و ساختمانهای مخابراتی، آنتنهای فرستنده و گیرنده تلویزیونی، آنتنهای تلفن همراه، هواشناسی، سایتهای تجهیزات رایانه ای،

  • کلیه اماکن و سایتهای نظامی، انبار مهمات،

  • مراکز تولید و انتقال نیرو، نیروگاهها، پستهای توزیع ،

  • صنایع غذایی، چوب، کاغذ، مواد شیمیایی،

  • مراکز عمومی، بیمارستانها ، مجتمعها و …

 نردبان کابل

    نردبان کابل

thD3ZWA7PW


 

ازنردبان کابل برای عبور تعداد زیادی سیم و کابل ، دریک مسیر مشخص استفاده میگردد . در مسیرهای عمودی  معمولا از  نردبان کابل به جای سینی کابلاستفاده  میگردد  .علت آن نیز ، امکان محکم نمودن راحت تر کابل به بدنه نردبان در مسیرهای عمودی میباشد. شایان ذکر است که در مسیرهای افقی نیز میتوان از نردبان کابل استفاده نمود  

 

 


انواع متعلقات نردبان کابل به شرح ذیل قابل ارائه می باشد
ساپورت نردبان کابل ،رابط نردبان کابل  ، سه راهی نردبان کابل ، چهار راهی نردبان کابل  ، درب نردبان کابل ، زانوی متحرک نردبان کابل داخلی ، تبدیل نردبان کابل چپ ، تبدیل نردبان کابل راست ، تبدیل نردبان کابل ، زانوی دوبل ۴۵ درجه نردبان کابل ، زانوی دوبل ۴۵ درجه نردبان کابل ، زانوی نردبان کابل ، زانویی داخلی ثابت نردبان کابل ، زانوی ثابت خارجی نردبان کابل ، زانوی داخلی متحرک نردبان کابل ، زانوی قابل تنظیم متحرک خارجی نردبان کابل .

 


مشخصات فنی نردبان کابل

نردبان کابل در سایز های متنوعی و با توجه به سفارش مشتری ساخته میشود . به طور کلی عرض آن از ۵۰ میلیمتر تا عرض ۷۰۰ میلیمتر قابل ساخت میباشند . در خصوص لبه ها و یا ارتفاع نیز عموماً نردبان کابل ها از ارتفاع ۴۰ میلیمتر تا ارتفاع ۱۵۰ میلیمتر قابل ساخت میباشند .نردبان ها حداقل با ضخامت ۶/۰ میلیمتر و حداکثر با ضخامت ۴ میلیمتر ارائه می گردند.
پله های موجود در نردبان کابل معمولاً با حفظ فاصله های ۲۵ سانتیمتری نسبت به یکدیگر ساخته میشوند اما امکان دارد به درخواست مشتری این فواصل تغییر نماید . پله ها جدای از ایجاد استحکام بر روی نردبان ، امکان بسته شدن کابل بر روی نردبان را نیز فراهم مینماید.  عموماً کابلها از طریق بست های مخصوص ( بست چنگکی ) به پله ها متصل میگردند. معمولا و به طور استاندارد ، شاخه های نردبان های کابل به صورت ۲ متری ساخته میشوند ، اما در صورتی که مشتری درخواست ساخت این نردبان ها با طول ۳ متر را داشته باشد ، این کار توسط تولید کننده قابل انجام میباشد .

نردبان کابل جدای از شاخه های مستقیم ، دارای انواع و اقسام متعلقات نیز میباشد که به عنوان مثال میتوان به قطعاتی نظیر : زانو ، سه راهی ، چهار راهی ، زانوی عمودی ( بند ) ، اتصالات رابط ، قطعه کاهنده و یا … اشاره نمود.

بعضاً امکان دارد با توجه به محل نصب نردبان های کابل و یا درخواست مشتری ، کلیه قطعات نیازمند رنگ آمیزی باشند که در این صورت میتوان نردبان ها را با پوشش الکترواستاتیک کوره ای رنگ آمیزی نمود .

مراحل تولید نردبان کابل

 برش ورق نردبان کابل

ورق هایی که درتولید نردبان کابل مورد استفاده قرار میگیرند از نوع ورق فولادی سیاه ( بعد از عملیات تولید سینی کابل، گالوانیزه گرم عمقی می گردند) و یا گالوانیزه فابریک (ورق در کارخانه تولید ورق ، گالوانیزه شده است ) می باشد.برش قطعات نردبان کابل با دستگاه برش دارای مدار NC و در طولهای ۲ و ۳ متر انجام میگیرد.

پانچ کردن ورق نردبان کابل

سوراخکاری قسمتهایی از نردبان کابل که جهت اتصال یا بستن کابل سوراخ میگردند، عمدتا توسط دستگاه CNC ودر بعضی واحدهای تولیدی توسط پرش ضربه ای صورت میگیرد.

خمکاری نردبان کابل

خمکاری نردبان کابل با استفاده از دستگاههای دارای مدار NC و در درجات و زوایای مختلف با توجه به ضخامت ورق مورد استفاده ، به صورت چهار خم و یا شش خم انجام میگیرد.

جوشکاری قطعات نردبان کابل

 قطعات نردبان کابل ، درصورت نیاز به جوشکاری به واحد جوش ارسال میگردند و با توجه به نوع و ضخامت ورق مورد استفاده توسط دستگاه جوش CO2 جوشکاری میگردند.

بازرسی  قطعات نردبان کابل

الف) بازرسی اولیه نردبان کابل

ب) بازرسی در حین تولید نردبان کابل

ج) بازرسی نردبان کابل پس از عملیات گالوانیزاسیون (درصورت ارائه محصول گالوانیزه گرم)

د) بازرسی نهایی نردبان کابل

موارد مهم در انتخاب نردبان کابل

کابل های قدرت با جریان بالا در اثر عبور جریان برق ، ایجاد گرما می کنند و باید با هوای محیط در تماس باشند تا انتقال حرارت صورت پذیرد ، لذا توصیه می گردد برای عبور این نوع کابل ها از نردبان کابل استفاده می شود.

نردبان کابل مورد استفاده درکابل کشی سبک، از ورق فلزی کالوانیزه به صخامت ۱ تا ۲ میلی متر و پهنای کناره ۴۰-۵۰ میلی متر برای تحمل پایین تر ساخته می شوند و برای کابل کشی سنگین از ورق گالوانیزه با ضخامت ۲ میلیمتر و پهنای کناره ۱۰۰ میلی متر برای تحمل بار بیشتر استفاده می گردد. نردبان کابل ها معمولا با طول ۲ متریا ۳ متر ساخته می شوند و در واحد های ۴ پله کار گذاشته می شود. به عبارت دیگر فاصله پله ها برابر با ۲۵۰ میلی متر می باشد.

تفاوت کلید mcb و کلید mccb

    تفاوت کلید mcb و کلید mccb

 

 ۱۱۳

 

تفاوت کلیدهای mcb  و mccb  :

کلید اتوماتیک = کلید کامپکت   : MCCB  
کلید مینیاتوری  : MCB

  • سطح تحمل اتصال کوتاه : کلیدها باید بتوانند که در هنگام اتصال کوتاه جریان مدار را سریعا قطع کنند. در هنگام قطع مدار چون جریان بسیار بالا می باشد، در تیغه های کلید آرک زده می شود که اگر نتوانند تیغه ها تحمل کنند ، ذوب خواهند شد . MCBیا کلید مینیاتوری سطح تحمل اتصال کوتاه پایینی دارد (۶-۱۶ کیلو آمپر) اما تحمل اتصال کوتاه MCCB  بسیار بالاترمی باشد.
  • منحنی قطع قابل تنظیم : منجنی قطع درmcb    ثابت است اما منحنی قطع MCCB قابل تنظیم است و می توان آن را تنظیم نمود تا حفاظت با دقت بالاتری حاصل شود.
  • وصل مجدد خودکار: هنگامی که می خواهیم از قسمت فرمان یا جایی دیگر کلید قطع شده را مجددا وصل کنیم، این کار نیاز به موتوری دارد که در کلید نصب میگردد.  در پاره ای از مدلهایMCCB با نصب موتور می توان وصل مجدد مدار با فاصله را داشت اما درکلید MCB  این امکان پذیر نیست.
  • شانت تریپ shunt trip : هنگامی که می خواهیم  کلید بدون اینکه خطایی رخ داده باشد قطع شود، یک کنتاکت کوچک در کنار کلید MCCB قرار می گیرد که با تحریک آن کلید قطع می گردد ولی در کلید MCB چنین قابلیتی وجود ندارد.
  • UV or Under voltage : هنگامی که برق قطع می شود و ما می خواهیم کاید این موضوع را به ما خبر دهد. با قطع ولتاژ سر کلید ، تجهیز به وسیله کنتاکت UV متوجه شده و باز می شود. این توانایی درکلید MCCB هست اما درکلید MCB وجود ندارد.
  • کلیدهای مینیاتوری عمدتا تا سطح ولتاژ ۶۳ ولت و در بالاترین حدتا ۱۲۵ آمپر ساخته می شوند ولی کلیذ MCCB تا جریان ۱۶۰۰ آمپر ساخته می شوند.
  • تعداد دفعات قطع و وصل مجاز در کلیدهای MCCB بیشتر ازکلیدهای MCB است.

کابلهای فشار قوی و فشارضعیف

کابلهای فشار قوی و فشارضعیف

 ۱۱

تکنولوژی کابلها:

 یکی از اصلی ترین وسایل در صنعت برق هدایت این انرژی توسط سیم و کابل هاست .نقش کابل ها بسیار پر اهمیت است که می بایست اصول اولیه در انتخاب و نصب و کاربرد و شرایط  نگهداری از آن را به درستی اجرا نمود تا موجبات خسران در این سیستم نگردد. در این مبحث به کابلهای مورد استفاده در پست های برق فوق توزیع و انتقال می پردازیم . کابلهای بکار رفته در پست‌های فشار قوی از لحاظ کاربرد و سطح ولتاژ به سه دسته کابلهای فشار متوسط ، فشار ضعیف و کابلهای فرمان سیستم های حفاظتی تقسیم‌بندی می‌شوند. در انتخاب کابل ها دانستن خصوصیاتی همچون مواد عایقی ، جنس و تعداد هادیها، سطح مقطع هادیها، جنس غلاف و زره دارای اهمیت می‌باشد . انتخاب صحیح کابل و نصب آن اهمیت دارد . انتخاب بدون رعایت اصول و استاندارد ها باعث تلفات بیش از اندازه در کابل و یا از بین رفتن خود کابل میشود . لذا با شناخت اصول و استانداردهای تعریف شده برای کابل ها سعی می کنیم بهره وری در این سیستم را به بیشینه برسانیم :

کابل‌ در حقیقت نوعی هادی است که دارای پوشش عایقی می‌باشد. ساختمان کابل از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از هادی، عایق، پوسته عایق، پوسته هادی، پوسته فلزی، پرکننده، زره و غلاف که هر یک وظیفه خاصی را بعهده داشته و در مجموع قابلیت هدایت الکتریکی و استقامت الکتریکی، مکانیکی و شیمیایی کابل را برآورده می‌سازند.

در ساختمان کابل‌ها به طور عمده دو دسته مواد هادی و عایق بکار می‌روند. کابلها اغلب از هادیهایی در مرکز، پوشش عایقی، پوسته در اطراف هادی و عایق، زره و غلاف بیرونی جهت حفاظت در برابر اثرات شیمیایی و مکانیکی تشکیل می‌گردند.

شکل زیر برش مقطعی کابل را نشان می‌دهد. پوسته بکار رفته در اطراف هادی برای جلوگیری از تخلیه جزئی بین هادی و عایق بکار می‌رود، به همین دلیل باید اتصالات این پوسته با پوشش عایقی بطور کامل برقرار باشد.

پوسته فلزی کابل شامل سیم‌ها و نوارهایی است که در راستای طول کابل، در اطراف آن، زیر یک غلاف بیرونی پیچیده می‌شوند. این مجموعه مسیری را با امپدانس بسیار پایین برای جریان‌های اتصال کوتاه فراهم می‌آورند.

برای برسی کابلها ابتدای امر باید واژه هایی که توسط آن کابلها را دسته بندی می کنیم را بشناسیم :

–  مغزی: هادیهای قرار گرفته در داخل کابل که وظیفه انتقال توان را بعهده دارند.

–  پوسته: لایه‌ای که وظیفه کنترل میدان الکتریکی را در درون عایق بعهده دارد. همچنین سطح یکنواختی را در مرزهای عایقی ایجاد کرده و به پرکردن فضای خالی در این مرزها کمک می‌کند.

– غلاف: پوشش استوانه‌ای شکل یکپارچه و پیوسته فلزی یا غیرفلزی که معمولاً اکسترودشده می‌باشد.

– غلاف بیرونی: غلاف غیرفلزی که جهت اطمینان از حفاظت کابل در برابر عوامل خارجی، بر روی پوششهای فلزی بکار می‌رود.

– غلاف فلزی: غلافی که معمولاً از جنس سرب، آلیاژ سرب، آلومینیوم و یا آلیاژ آلومینیوم می‌باشد و بصورت صاف یا موجدار بر روی مغزی‌(های) کابل بکار می‌رود تا از لحاظ مکانیکی حفاظت آن را برآورده سازد.

– غلاف جداکننده: غلاف داخلی که بین دو پوشش فلزی غیر هم جنس بکار می‌رود.

– زره: پوششی که از نوار(ها) یا سیمهای فلزی تشکیل شده و عموماً جهت حفاظت کابل در برابر اثرات مکانیکی

خارجی بکار می‌رود.

–  پوسته فلزی (شیلد): لایه فلزی زمین‌ شده‌ای که جهت محدودکردن میدان الکتریکی درون کابل و محافظت از آن در برابر اثرات الکتریکی خارجی بکار می‌رود. غلاف فلزی و زره هم می‌توانند نقش شیلد را بعهده بگیرند.

– پوسته هادی: پوسته‌ای الکتریکی که از مواد فلزی یا غیرفلزی نیمه هادی تشکیل شده و روی مغزی‌های بهم تابیده بکار می‌رود تا با یکنواخت کردن سطح خارجی هادی و میدان روی آن از بروز تخلیه جزئی در فواصل احتمالی بین عایق و هادی جلوگیری کند.

– پوسته عایق: پوسته‌ای الکتریکی که از مواد غیرفلزی یا فلزی نیمه هادی تشکیل شده و عایق را می‌پوشاند. این پوسته با محدود کردن میدان الکتریکی مغزی‌ها از تخلیه جزئی و نشت جریان بین مغزی‌ها و سایر لایه‌های پوشاننده جلوگیری می‌کند.

– پوشش داخلی: پوششی غیرفلزی که مجموعه مغزی‌های (و در صورت وجود پرکننده‌های) یک کابل چند مغزی را در بر گرفته و بر روی پوشش محافظ بکار می‌رود.

– پرکننده: موادی که جهت پرکردن فضای خالی باقیمانده بین مغزی‌های یک هادی چند مغزی بکار می‌رود.

– عایق ترموپلاستیک: عایق ساخته ‌شده از جنس پلاستیک که در محدوده حرارتی مربوط به مشخصه پلاستیک، در اثر گرم شدن شل شده و در اثر سردکردن، مجدداً سخت می‌شود. این نوع عایق در هنگام شل شدن انعطاف‌پذیر بوده و قادر به شکل گرفتن می‌باشد.

– عایق کراس لینک‌شده: عایق ساخته شده از مواد ترموپلاستیک یا کوپلیمر یا ترکیبی بر پایه یکی از این مواد که ساختار مولکولی داخلی آن تحت فعل و انفعالات شیمیایی از قبیل جوش‌دادن و یا پروسه‌های فیزیکی از قبیل تابش، تغییر می‌یابد.

خصوصیات کابلها :

تقسیم‌بندی هادیهای بکاررفته در کابلهای عایقی از دو دیدگاه صورت می‌گیرد، کابلهای با نصب ثابت و کابلهای انعطاف‌پذیر. در نصب ثابت دو نوع هادی وجود دارد. کلاس ۱ تنها برای هادیهای یکپارچه و کلاس ۲ برای هادیهای رشته‌ای. هادیهای بکاررفته در کابلهای انعطاف‌پذیر نیز به دو کلاس ۵ و ۶ تقسیم می‌شوند، که هادی کلاس ۶ انعطاف‌پذیرتر هستند .

هادیهای یکپارچه از مس خالص، مس انیله ‌شده با روکش فلزی، آلومینیوم خالص یا آلیاژ آلومینیوم ساخته می‌شوند. سطح مقطع این هادیها دایره‌ای می‌باشد و مشخصات آنها در جدول زیر ارائه شده است. هادیهای با سطح مقطع ۲۵ میلیمتر مربع و بیشتر تنها جهت کاربردهای خاص می‌باشند. برای این دسته از هادیها در صورتی که کابل چند مغزی باشد، سطح مقطع هادی می‌تواند دایره‌ای یا فرم داده شده باشد.

جدول مشخصات هادیهای یکپارچه (کلاس ۱)

سطح مقطع نامی

mm 2

حداکثر مقاومت هادی در ۲۰ درجه سانتیگراد(W/km )

هادی مسی گرد

هادی آلومینیوم گرد یا فرم‌داده شده، بدون روکش، با پوشش فلزی یا با روکش فلزی

بدون روکش

با پوشش فلزی

۵/۰

۳۶

۷/۳۶

۷۵/۰

۵/۲۴

۸/۲۴

۱

۱/۱۸

۲/۱۸

۵/۱

۱/۱۲

۲/۱۲

۱/۱۸

۵/۲

۴۱/۷

۵۶/۷

۱/۱۲

۴

۶۱/۴

۷/۴

۴۱/۷

۶

۰۸/۳

۱۱/۳

۶۱/۴

۱۰

۸۳/۱

۸۴/۱

۰۸/۳

۱۶

۱۵/۱

۱۶/۱

۹۱/۱

۲۵

۷۲۷/۰

۲۰/۱

۳۵

۵۲۴/۰

۸۶۸/۰

۵۰

۳۸۷/۰

۶۴۱/۰

۷۰

۲۶۸/۰

۴۴۳/۰

۹۵

۱۹۳/۰

۳۲۰/۰

۱۲۰

۱۵۳/۰

۲۵۳/۰

۱۵۰

۱۲۴/۰

۲۰۶/۰

۱۸۵

۱۶۴/۰

۲۴۰

۱۲۵/۰

۳۰۰

۱۰۰/۰

ابعاد هادی‌های کابل فشار متوسط و فشار ضعیف باید به گونه‌ای باشد که ظرفیت مناسب جهت حمل جریان مشخص شده را داشته باشند.

کلیه کابلهای قدرت تک ‌فاز باید یک هادی با ابعاد مناسب جهت حمل جریان و یک هادی اتصال زمین که مقدار ظرفیت جریان نامی آن حداقل ۱۰۰درصد هادی فاز باشد، داشته باشند.در کابلهای قدرت سه فاز باید عمر سرویس‌دهی کابل حداقل برابر با عمر طراحی پست باشد.

کابل باید مشخصه‌های عایق موردنیاز را در محدوده‌های دمایی نامی خود و حداکثر دمای محیط و گرمای ایجاد‌شده توسط خود کابل، در حین سرویس‌دهی را حفظ  کند.

سه هادی با ابعاد مناسب و یک هادی با اتصال زمین با ظرفیت جریان نامی حداقل ۵۸درصد هادی فاز، داشته باشند.

کلیه کابلهای قدرت و کنترل باید از طول یکپارچه بوده و هیچ‌گونه اتصال در آن وجود نداشته باشد. هادیهای متعلق به فیدرهای مختلف و یا دسته سیم‌های مختلف نباید در یک کابل قرار گیرند.

کابل CT و PT باید چهارمغزی باشند به جز کابلهایی که برای سیگنال‌های سنکرونیزاسیون می‌باشند که می‌توانند۲ مغزی داشته باشند.

اگر غلاف و اتصال آن نتواند در برابر حداکثر جریان ۵۰ هرتز تخمین زده شده عبوری از غلاف به مدت ۵/۰ ثانیه در لحظه خطای زمین، پایداری کند، هادیهای زمین موازی باید در طول کابل کشیده شوند . در صورتی که کابل در محل مرطوبی نصب شود، علی‌الخصوص در مواردی که در زمین دفن می‌گردد، و نیز در مواردی که درمحیط‌ های خورنده شیمایی نصب می‌گردد باید مشخصه‌های عایق خود را حفظ کند.

برای انتخاب کابلهای قدرت، پارامترهای زیر باید در نظر گرفته شود:

– ظرفیت عبور پیوسته جریان

– ظرفیت اتصال کوتاه

– افت ولتاژ

برای انتخاب کابلهای کنترل پارامترهای زیر باید در نظر گرفته شود:

– افت ولتاژ مجاز

– ضرایب بار و اضافه جریان ترانسفورماتورهای اندازه‌گیری

– بزرگترین جریان بار

– کابل قدرت فشار متوسط ، فشار ضعیف و کابلهای کنترل و حفاظت باید دارای لایه‌های زیر باشند:

– پوسته‌ هادی (تنها برای کابلهای فشار متوسط):پوسته هادی باید از ترکیبات نیمه هادی اکسترودشده باشد.

– عایق‌بندی : کلیه کابلهای فشار ضعیف و کنترل و حفاظت باید عایق PVC مقاوم در برابر آتش داشته باشند. کابلهای فشار متوسط باید دارای عایق XLPE (پلی‌اتیلن کرانس لینک شده)، مناسب برای کلاس مربوطه باشند.

– پوشش عایق: پوشش PVC باید بر روی عایق هادیهای کابلهای فشار ضعیف و حفاظت و کنترل بکار رود این پوشش باید بدون هیچ مشکلی جدا شود. بعنوان مثال هنگامی که کابل در حال نصب می‌باشد، عایق هادیها نباید صدمه ببیند.

– غلاف ( تنها برای کابلهای فشار متوسط و کنترل و حفاظت) : کلیه کابلهای مدارهای CT و PT ، مدارهای کنترل و کابلهای فشار متوسط باید دارای غلاف سربی باشند، ضخامت غلاف سربی باید به گونه‌ای باشد که در برابر حداکثر جریان خطای زمین به مدت ۵/۰ ثانیه پایداری نماید.

– پوشش PVC (تنها برای کابلهای فشار متوسط، کنترل و حفاظت): پوشش PVC باید بر روی غلاف بکار رود تا غلاف و زره را از لحاظ الکتریکی از هم جدا کند.

– زره :کلیه کابلهای چندمغزی باید دارای زرهی از نوارهای فولاد گالوانیزه باشند. نوارهای بکاررفته در زره کلید کابلهای تک مغزی باید از جنس مواد غیرمغناطیسی (آلومینیوم) باشند همچنین زره باید در برابر حداکثر جریان خطای زمین به مدت ۵/۰ ثانیه پایداری کند.

– غلاف کلی : کلید کابلها باید بوسیله غلافی از جنس PVC پوشانده شوند. این غلاف باید ضداشتعال بوده و از مواد ضدآب تهیه شود.

– قرقره کابل : کلیه کابل‌ها باید بر روی قرقره‌ای پیچیده شوند که قطر آن به اندازه کافی بزرگ باشد تا از تغییر مشخصه‌های فیزیکی هادی جلوگیری بعمل آید. طراحی، ساختار و استحکام قرقره‌ها باید به گونه‌ای باشد که امکان حمل مطلوب هادی به مقصد موردنظر بدون هیچ‌گونه جابجایی، ساییدگی و یا سایر آسیب‌های ناشی از حمل و نقل، مسیر باشد. قرقره‌ها باید قادر به پایداری در برابر کلیه تنش‌های ناشی از عملیات نصب باشند. هر انتهای هادی باید به طرز ایمن و مناسبی آب‌بندی و به قرقره بسته شود. علاوه بر علامتهای موردنیاز جهت حمل و نقل، هر قرقره باید دارای صفحه نشانه‌ای باشد که شماره سریال، ابعاد و تعداد هادیها، طول هادی، فلش مشخص‌کننده انتهای کابل، وزن کل و وزن خالص بر روی آن درج شود. علامتهای مربوط به اندازه‌گیری باید به فاصله هر ۱ متر بر روی کابل فراهم گردد.

– طول کابل : کابل‌ها باید در حداکثر طول ممکن جهت حمل و نقل، تهیه گردند. استوانه‌ای که کابل بر روی آن پیچیده می‌شود باید بیش از یک تکه از کابل را شامل گردد.

– مشخصه‌های مغزی : کابل‌ها باید بصورت زیر براساس رنگ‌ کدگذاری شوند.

– رنگهای قرمز، زرد و سبز جهت هادیهای فاز

– سیاه برای نوترال و سایر اتصالات

– زرد / سبز برای اتصالات زمین (تنها مورد کابل‌های فشار ضعیف)

– خاکستری برای مدار DC

هادیهای کابل‌های کنترل باید دارای نشانه‌گذاری عددی باشند. این نشانه‌گذاری باید از بهترین کیفیت پوده و نباید بر اثر تماس در حین حمل و نقل پاک شود. همچنین شماره‌ها باید قابل تشخیص باشند.

 

کابل های فشار قوی با عایق (XLPE )

تجدید نظر در بازار ذخیره الکتریکی و رشد گسترده آگاهی، ایجاد بازار جدید جالب برای راه حل‌های مقدماتی انتقال قدرت در تکنولوژی کابل‌ها قالب‌ریزی شده‌است. در همین اثناء پیشرفت در همه زمینه‌ها، توسعه استفاده از ( XLPE ) (رد شدن از پلی اتیلن وصل شده)، سیستم‌هیا عایقی کابل‌ها را تا مرز ۵۰۰ kv را فراهم کرده است. کاربرد سیستم کابل‌های امروزی اغلب نسبت به خطوط هوایی مناسب‌تر است. در حالی‌که روش‌های صنعتی جدید قادر هستند کابل‌های زیردریایی ها را با فیبر‌های نوری هماهنگ کرده و مفصل انعطاف‌پذیری با طول‌های بیشتر از قبل ارائه بدهند.پیشرفت بیشتر سیستم های عایقی فشار قوی موقعیت خلاقانه ABB را در مورد ولتاژهای بالای DC ارائه می‌دهد.

سیستم کابل‌های با ولتاژ ۲۲۰ kv   و بالاتر قسمتی ازتوان بالای زیر بنای ترانسفورماتورهای قدرت مدرن روز هستند. این همه حاوی این است،‌ اگر چه یک وظیفه مهم تأمین کننده این است، به سیستم های نمایشی با قابلیت اطمینان بالا به خاطر فشارهای الکتریکی بالا در چنین سطح ولتاژی که کابل و لوازم جانبی کلاً هماهنگ شده‌اند، اطمینان کامل را بدهد.

رفع محدودیت – تغییر قانون‌ها

سیستم کابل‌های فشار قوی یک قسمت اساسی دارد که در محیطی مناسب، جدید، ویژه قرار می‌گیرد؛ هنگامیکه می‌آید و جایگزین خطوط هوایی می‌شود؛ با کابل‌های زیر زمینی. هزینه سیستم کابل‌های فشار قوی در طول دهه اخیر کاهش یافته و احتمالاً بیشتر هم پایین می‌آید. در همین زمان عملکرد کابل XLPE شدیداً افزایش پیدا کرده است. پیام جدید وجود دارد که سیستم کابل‌های XLPE قادر است با خطوط هوایی، به طور تکنیکی، محیطی و به صورت اقتصادی رقابت کند. این یک اصل ویژه است در رنج ولتاژ ۱۲ الی ۱۷۰ کیلو ولت.

این ویژگی کابل‌های XLPE را از طرح انتقال خطوط هوایی در یک منظر جدید متمایز کرده‌است. در جاهایی که پاسخ کابل‌ها اغلب چایگزین گیرایی داشته باشد.

 عایق فشار قوی – عملکرد و پیشرفت

روند برقرار شده خوب به سمت یک عایق ضخیم کوچکتر ادامه خواهد داشت نتایج یک کابل باریک‌تر با امتیازات بیشتر، طول خطی طولانی‌تر در اطراف آن، نصب راحت‌تر، مفصل کوچکتر، انقباض و انبساط حرارتی، کاهش مواد عایقی به کاررفته. تجارب اموخته شده در طو ل توسعه کابل‌EHV_XLPE (extra high voltage XLPE )، توسعه یافتن مواد و فرایندها و خدمات فوق‌العادهXLPE ، توانسته است ضخامت این کابل‌ها را تا ۱۲-۱۵ میلیمتر برای خطوط ۱۳۲ kv کاهش دهد.

مقایسه کابل‌هی هوایی و کابل‌های XLPE زیر زمینی از نظر نرخ هزینه بین سال‌های۱۹۸۶ تا ۲۰۰۰

کابل‌های زیرزمینی با خطوط هوایی متمایزند

البته، امنیت، زیست محیطی، قابلیت اطمینان وپارامترهای اقتصادی عملیاتی سیستم‌کابل‌های XLPE را از خطوط هوایی متمایز می‌سازد. برای سیستم کابل XLPE مدرن، نسبت هزینه کاهش یافته و فواید زیست‌محیطی و قابلیت اطمینان اغلب از مسایل روشن و مهم هستند. به خاطر گذشتن بزرگشان  از مناطق تکه‌تکه، کابل‌ها معمولاً کمتر نشان داده می‌شوند. در مقایسه با خطوط هوایی MVA تلفات را از دست می‌دهند. چکیده‌ای از فواید سیستم کابل XLPE در جدول زیر داده شده است.

میزان خطوط هوایی بعضی اوقات محدو می‌شود به وسیله زمستانی بالا که شامل تعدادی زیادی وسایل گرمایی الکتریکی است. ددر طول روزهای گرم تابستان خطوط هوایی ۵۰% الکتریسیته کمتری نسبت به زمستان حمل می‌کنند. این گیرایی کمتر مجبور است در آینده حل شود. در مناطقی که محدودیت‌های هوایی وجود داردبرای مثال فواید کابل‌XLPE زیر زمینی آن‌ها را یک جذب کننده خالص می‌سازد.خطوط زیرزمینی انتقال تقریباً ظرفیت بالا وبهتری برای دوره‌های زمانی کوتاه‌تر از ۹۰دقیقه را  به خاطر مقدار زیاد حرارت بالای اطراف خاک دارد.

قابلیت سیستم کابل ۴۰۰-۵۰۰ kv

IEC تاکید می‌کند که قابلیت اطمینان و هماهنگی مهم کابل‌ها و لوازم جانبی با توصیف عملکرد کلی سیستم، مقاومت کابل، اتصالات و ترمینال‌ها ثابت شده است. برنامه آزمون فراگیری شامل یک جفت آزمون صلاحیت در جزئیات IEC 62067 توضیح داده شده است.

ABB به عنوان تأمین کننده سیستم کابل‌های ۴۰۰ kv    در سال ۱۹۹۵ واجد شرایط شده است.

کیفیت مواد و تولید

تنها تأمین کننده‌های تأئید شده رسانیدن(تحویل داده) مواد لازم را بنا نهاده‌اند. همه تولیدات ABB برای کابل‌های فشارقوی و لوازم جانبی توسط ISO 9001 و ISO 14001 تأئید شده است.

هسته کابل‌های XLPE از یک مواد صنعتی خشک تولید شده‌است. سیستم عایقی کابل شامل لایه هدایت کننده در یک پروسه فشرده شده‌است. و برای عایق‌ها و مواد هدایت‌کننده در یک محل تمیز در  سه مرحله فشرده شده‌است.

طراحی کابل

کابل مسی هدایت کننده که یک منطقه ۲۵۰۰میلی‌متر مربع دارد که به پنج جزء برای کاهش اثر پوستی تقسیم بندی شده‌است. ABB از هادی‌های برش زده استفاده می‌کند. که ساخته‌ شده‌اند از عایق‌های مفتولی برای عبور با هم از۱۰۰۰میلیمتر مربع پوشش براق متشکل از سیم‌های مسی درون یک بستر کاغذی کشی برای کاهش تأثیر مکانیکی و حرارتی انتقال داده شده عایق. تعداد سیم‌ها و مجموع عبوری به نایز مداری شبکه بستگی دارد. سفتی در طول سیم با هوای میانی درون پوسته سیم با پوردهای فشرده به پایان می رسد.

محافظ خارجی در مقابل تأثیر مکانیکی و پوسیدگی بوسیله یک پوشش محکم، فشرده و محدود ساخته شده است از HDPE(پلی اتیلن با دانسیته بالا). یک رشته فلزی درون قسمت داخلی غلاف به صورت افشان درون کابل نگه داشته‌شده‌است.

نتایج وزن پایین و لاغر کابل چندین استفاده دارد: طول بزرگتری از کابل می‌تواند روی قرقره‌ها پیچیده شود، از جریان‌های گردابی بالا که درون غلاف کابل افت می‌کنند جلوگیری می‌شودو همچنین ظرفیت جریان عبوری بهینه سازی می‌شود.

امکان قدرت هوایی

–         یک لایه هدایت کننده فشرده برای اندازه‌گیری غلاف خارجی

–         یک لایه عقبی سرخ رنگ فشرده برای سلامتی فوق‌العاده در اتفاقات محیطی

امکان دیگر کابل‌های طراحی شده پیشنهاد دارد که حل کند درجه حرارت کنترل شده را با کابل‌های نوری. فیبرها محصور هستند درون یک تیوپ استیلف تقریباً با همان سایز به عنوان سیم پوششی که منسجم شده درون پوشش کابل. درجه حرارت کنترل شده در این روش امکان بهینه سازی بارها را فراهم می‌سازد.

قسمت سیستم کابل‌های ۲۲۰-۵۰۰ kv

 

در کابل‌های ولتاژ متوسط معمول است که در مورد دور یقطعات فکر کنیم. حتی اگر این تأمین کننده‌های متفاوت بیایند، آن‌ها می‌توانند به یکدیگر ملحق شوند. و به عنوان یک سیستم کامل کار خواهند کرد. و این علت محدودیت دادن برای خیابان‌های الکتریکی در ساختمان تجهیزات در       IEC 60502  است.

کابل‌های HV و همچنین EHV و لوازم فرعی به عنوان سیستم طراحی می‌شوند. نه وجود ساختمان تجهیزات کابل‌ها و نه سطح ولتاژ ، فقط تست تجهیزات در IEC 60840 وIEC 62067 .

طراحی کابل ۴۰۰ kv XLPE

در سال ۱۹۹۶ ،ABB یک سفارش از خدمات عمومی برای تامین و نصب یک سیستم کابلXLPE 400 کیلو ولتی رد یک تونل زیرزمینی طولانی به طول ۶/۳ کیلومتر در مرکز برلین دریافت کرد.

تونل مطرح شده در ۲۵ تا ۳۵ متری زمین واقع شده‌است و یک قطر سه متری دارد.

سیستم کابل با هادی‌های مسی قطعه‌قطعه شده ۱۶۰۰ میلیمتر مربعی و یک خازن انتقالی ۱۱۰۰MVA دارد؛ و بخشی از یک خط انتقال ضربدری میان شبکه فشارقوی شرق و غرب شکل گرفته است. کابل به صورت سه فاز منسجم به صورت قائم نصب شده است. یکی بالای دیگری با طراحی خاص . ۷/۲ متر دور از هم و با یک مدار کوچک در وسط هر فاصله مسیر کابل تقسیم شده به ۹ قسمت که تقریباً ۷۳۰ متر طولانی‌تر است. انتهای GIS روی دو پست فرعی و اتصال ABB جدید نصب شده و برای اتصال کابل‌های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است. کابل نصب شده تشکیل شده از سه قطعه اصلی با سه قطعه کوچکتر میان هر قطعه اصلی. مدار کابل در دساکبر سال ۱۹۹۸ به درون خدمات عمومی رفت.

پروژه‌های کابل‌های زیر آبی جدید

در سال ۱۹۹۸ پروژه کانال جزایر الکترونیکی را تحویل داد که توان تولید از فرانسه به جرسی را تقویت می‌کند که برای اولین بار جرسی را به شبکه میانی اروپا متصل کرد. بخش زیردریایی این پروژه در ژول ۲۰۰۰ تکمیل شد.

اجزاء اصللی تحویل داده شده برای این پروژه عبارتند از:

–         کابل‌های زیردریایی میان فرانسه و جرسی و میان جرسی و گیونرسی(تقریباً به طول ۷۰ کیلومتر)

–         پست‌های فرعی GIS

–         ترانسفورماتورهای جدید و راکتورها

دوتا از کابل‌های زیر آبی از همان شیوه طراحی شده‌اند. به عبارت دیگر سه هسته جدا شده از پوشش با عایق XLPEمی‌باشد ک ههر کدام یک فیبر نوری با ۲۴ فیبر مجتمع در آن برای ارتباط سیستم و قطع داخلی را شامل می‌شود. کالب‌ها سیم‌های لاکی دوبل دارند.( به عبارت دیگر یک لایه داخلی از لاک کش نشان و یک لایه خارجی که لاک سنگی نامیده می‌شود)برای حفاظت آزاد از آسیب‌هایی که می‌تواند سبب جریان جزر و مدی شود.

کابل یک قطر تقریباً ۲۵۰ میلیمتری و وزنی در حدود ۵۸ کیلوگرم بر متر را در هوا دارد. همچنین هر دو کابل‌ها بوسیله کارخانه در طول کاملشان تحویل داده می‌شوند.

سیستم‌های کنترلی جدا از هم در عملیات کامپیوتری اتصال کابل‌ها نصب شده‌اند. که در سال ۲۰۰۳ کامل شده‌است.

برق فشار قوی DC  (HVDC )

برق DC فشار قوی که از سال ۱۹۹۷ به جریان انداخته شد. نوآوری دیگر ABB در زیر زمین است. که تکنولوژی کابل‌های فشار قوی پیشرفته را متحد کرد. کابل‌ها جریان مستقیم فشار قوی را برای انتقال قدرت حجیم د رفواصل طولانی و عنمدتاً زیر آب بکار برده می‌شوند.

تکنولوژی کابل‌های قدیمی بر پایه سیستم عایقی کاغذ آغشته به روغن چسپنده سبک بنا نهاده شده است. چرا که این کابل‌ها فواید تکنیکی زیادی دارند. ساخت پروسه آهسته و تولید آخر از نظر مکانیکی حساس است.  صنعت نیز زمان زیادی خود به دنبال یک کابل HVDC فشاری از نوع مورد استفاده در سیستم AC می‌باشد.

با برق HVDC شرکت ABB سیستم کابل فشار قوی همراه با ترانزیستورهای جدید، مبدل‌ها را وارد بازار می‌کند، که با ساخت کابلHVDC میزان انتقال قدرت راحتتر می‌شود.

*کاربردهای برق  HVDC

–         تغذیه کننده‌های ایزوله شده

–         شبکه‌های اتصال AC

–         انتقال قدرت از واحد ژنراتور کوچک

–         ایجاد شبکه DC با اتصال نقطه ضربدری

–         قابلیت اطمینان شبکه توسط ولتاژ پایدار و شروع‌های سیاه

تأسیسات زیربنایی الکتریکی آینده

سیستم کابل‌های فشار قوی به عنوان پاسخ کلی از گهواره تا گور با تحویل تهیه کننده در دسترس هستند. چنین سیستم‌هایی یک هدیه قدیمی به خوبی یک حس تکنیکی در تجارت هستند. آن‌ها ممکن است با در‌خواست نامه شروع شوند با از میان برداشتن خطوط اضافه بار ادامه پیدا کنند. و تأمین و نصب کابل‌های سیستم و در آخر کنترل دوستانه محیطی با تجهیزات قدیمی را داشته باشند.

تمام درخواست‌های کابل تقریباض می‌تواند به عنوان ترکیب هوشمند وسایل مانیتوری، مبدل وسایل اشتراک بار، خدمات و یا حتی کنار گذاری وسایل نیز باشد.

نهنگ‌های اقیانوس اطلس نیز می‌توانند آرایش ببینند. و در اینجا نوع جدیدی از ضمانت‌نامه‌های در دسترس می‌تواند چندین تردید تجاری را رفع کند.

 

کاربرد هادیهای آلومینیومی روکشدار در خطوط هوایی فشار متوسط :

 امروزه اهمیت صنعت برق به عنوان یک صنعت مادر و نقش حیاتی آن در راه اندازی و بهره‌برداری از صنایع دیگر بر کسی پوشیده نیست و درصد قابل توجهی از منابع اولیه انرژی (انرژیهای فسیلی، هسته‌ای، آب، باد، نور خورشید و …) صرف تولید انرژی الکتریکی شده و برق تولید شده با صرف هزینه‌های گزاف و از طریق خطوط انتقال و توزیع هوایی و زمینی تحویل مشترکین میگردد. با توجه به تعدد شرکتهای تولید، انتقال و توزیع نیروی برق در جهان و وجود بازارهای رقابتی، کاهش هزینه تمام شده و عرضه انرژی الکتریکی با قابلیت اطمینان بیشتر از اهداف شرکتها می‌باشد. در ایران نیز علیرغم پرداخت یارانه به سوخت مصرفی نیروگاهها و برق مصرفی مشترکین ، با توجه شتاب روند صنعتی شدن کشور و گسترش کاربرد تجهیزات حساس به کیفیت تغذیه، اهمیت تأمین برق ارزان، بدون وقفه و با کیفیت، بیش از پیش خود نمایی می‌کند. زمینه‌های دستیابی به اهداف مذکور با ایجاد بازار برق فراهم گردیده است. دستیابی به اهداف یاد شده مستلزم توسعه منطقی و استفاده بهینه از ظرفیتهای موجود در کلیه بخشها می‌باشد. در عمل، سرمایهگذاری لازم برای احداث خطوط انتقال و توزیع نیروی برق، تنها به خرید تجهیزات خلاصه نمیشود، بلکه علاوه بر مسایل فنی، مسایل جنبی نظیر مسایل زیست محیطی و هزینه‌های آن (پرداخت هزینههای سنگین تملک زمینهای مسیر عبور خطوط بویژه زمینهای گرانقیمت مناطق شهری، اراضی حاصلخیز کشاورزی، باغات و خسارات وارده به محیط زیست) گاهی به چندین برابر قیمت تجهیزات نیز میرسد. از جمله مسایل زیست محیطی توسعه خطوط انتقال و توزیع نیروی برق، حریم خطوط تأمین برق می‌باشد که علاوه بر تخریب منابع طبیعی، مقاومتهای مردمی را در پی داشته و سبب محدود شدن گسترش خطوط انتقال و توزیع نیروی برق میشود، لذا در کنار اقدامات لازم به منظور کاهش پهنای باند عبور خطوط (کمپکت سازی خطوط)، استفاده بهینه از ظرفیت خطوط موجود نیز دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد.

       انرژی الکتریکی تولید شده در نیروگاهها، عمدتاَ بصورت جریان متناوب (با فرکانس ۵۰ و ۶۰ هرتز) و از طریق خطوط انتقال و توزیع هوایی و زمینی به مشترکین تحویل میشود. هریک از شبکههای هوایی و زمینی، مزایا و معایبی را دارا میباشند و انتخاب نوع شبکه، بستگی به شرایطی از قبیل سطح ولتاژ، طول مسیر، شرایط اقلیمی، ارزش اراضی، تراکم جمعیت و مسایل فنی و اقتصادی دارد.

       از مزایای خطوط هوایی ، سهولت اجرا، قابل مشاهده بودن تمامی شبکه و در نتیجه تسریع در انشعابگیری، تعمیر و عیبیابی شبکه و هزینه اولیه کمتر در مقایسه با شبکه زمینی بویژه در سطوح ولتاژ بالاتر میباشد (قیمت پایین‌تر هادیها در مقایسه با کابل، عدم نیاز به کانال کشی و مجوزهای حفاری مربوطه، عدم نیاز به اتصالات و غلافهای آببندی گرانقیمت جهت ضد آب کردن تجهیزات زیر زمینی). از معایب شبکههای هوایی میتوان به دسترسی آسان به شبکه و افزایش خطر برقگرفتگی مشترکین و عوامل بهرهبردار، افزایش احتمال سرقت انرژی (بویژه در شبکه فشار ضعیف)، خطر برخورد صاعقه، اشجار، اجسام خارجی و پرندگان، مسائل مربوط به حریم خطوط و جلوه نازیبای شهرها اشاره نمود.

       از مزایای شبکههای زمینی، کاهش میزان دسترسی به شبکه و در نتیجه کاهش خطر برقگرفتگی مشترکین و پرسنل بهرهبردار، کاهش سرقت انرژی، حذف خطرات محیطی از قبیل خطر برخورد صاعقه، برخورد درختان، اجسام خارجی، برخورد پرنده، رفع مسایل مربوط به حریم خطوط، عدم نیاز به قطع اشجار و برهم نزدن جلوه شهرها میباشد. از معایب شبکههای زمینی، میتوان به هزینه‌های اولیه بالاتر، مشکل بودن و کندی انشعابگیری، تعمیر و عیبیابی شبکه و نیاز به تجهیزات و تخصصهای خاص در این زمینه اشار نمود.

       با توجه به مزایا و معایب شبکههای زمینی و هوایی کلاسیک (با هادیهای لخت) که به اختصار بیان گردید و بهمنظور استفاده از سیستمی که تا حد امکان مزایای هر دو نوع شبکه فوقالذکر را دارا بوده و فاقد معایب آنها باشد، هادیهای روکشدار به عنوان نسل جدید خطوط هوایی فشار متوسط معرفی می‌گردد که مزایای شبکه هوایی کلاسیک مانند سهولت اجرا، ارزانی، تسریع در انشعابگیری، تعمیر و عیبیابی شبکه را دارا بوده و معایب عمده آن مخصوصاً سرقت انرژی، خطرات

 محیطی از قبیل خطر برخورد صاعقه، برخورد اشجار و اجسام خارجی، برخورد پرنده و … را تا حد امکان کاهش می‌دهد.

      مهمترین دلیل استفاده از هادیهای روکشدار هوایی، کاهش قطعیهای کوتاه مدت و بلند مدت خطوط توزیع نیروی برق (افزایش قابلیت اطمینان شبکه) و در نتیجه کاهش انرژی توزیع نشده می‌باشد، هر چند استفاده از هادیهای روکشدار، نتایج جنبی دیگری به شرح ذیل دارد که حائز اهمیت فراوان میباشد:

۱-  کاهش ابعاد کراس آرمها و در نتیجه کاهش گشتاور نیروی وارده

۲-  امکان کاهش پهنای باند عبور خطوط (بدلیل کاهش ابعاد کراس آرم)

۳- امکان کاهش مساحت زمینهای اشغالی و کاهش حقوق ارتفاقی پرداختی جهت تملک باند عبور

۴- ارتقاء سطح ایمنی تجهیزات، عوامل بهرهبردار و مشترکین

۵- کاهش برخی مسایل زیست محیطی با کاهش شاخهزنی و درختزنی (افزایش دوره زمانی شاخه زنی و درختزنی) همچنین جلوگیری از برخورد مستقیم پرندگان به خطوط برقدار و مرگ و میر ناشی از این مورد

۶- صرفهجویی در هزینههای مربوط به شاخهزنی، درختزنی و هزینههای مستقیم و غیر مستقیم (توقف تولید کارخانجات، آسیب به مواد و محصولات در دست تولید، نارضایتی مشترکین و…) مربوط به قطعیهای با برنامه جهت شاخهزنی و درختزنی

۷- کاهش تلفات بدلیل کاهش امپدانس خطوط (در اثر نزدیک شدن فازها به یکدیگر، اندوکتانس خط کاهش یافته و کاپاسیتانس افزایش مییابد و کاهش جریانهای نشتی ، افت ولتاژ و تلفات را به دنبال دارد)

۸- افزایش قدرت طبیعی (SIL ) خطوط

۹- افزایش قابلیت جریان‌دهی خطوط

۱۰- بهبود کیفیت توان تحویلی به مشترکین

۱۱- کاهش تعداد انشعابات غیر مجاز (بطور عمده در بخش فشار ضعیف، با توجه به گستردگی شبکه و تعداد زیاد مشترکین)

۱۲- امکان افزایش دورههای زمانی تعمیرات خطوط و کاهش هزینههای مربوط به تعمیرات (بدلیل اینکه هادیها و سایر قسمتهای برقدار شبکه بطور مستقیم در معرض هوای آزاد و خطرات محیطی نبوده و در نتیجه امکان افزایش دورههای تعمیرات و صرفهجویی در هزینه‌ها وجود دارد).

       هادیهای روکشدار در کنار مزایای ذکر شده دارای معایبی نیز میباشند:

۱- سرمایهگذاری اولیه بالاتر در مقایسه با خطوط هوایی کلاسیک، بدلیل استفاده از هادیهای روکشدار (بدون احتساب کاهش حقوق ارتفاقی)

۲- کاهش طول اسپن، افزایش تعداد پایهها و فونداسیونها در فواصل یکسان و در نتیجه افزایش هزینههای اولیه

۳- افزایش وزن واحد طول و سطح بادخور هادی و در نتیجه افزایش نیروهای افقی و عمودی و نیاز به تمهیداتی جهت مقابله با تأثیر عوامل فوقالذکر (افزایش ارتفاع پایهها یا افزایش قدرت پایهها یا کاهش فواصل بین پایهها و …) که منجر به افزایش هزینههای اولیه احداث خطوط میگردد.

۴- افزایش سطح اتصال کوتاه

۵- نیاز به تجهیزات خاص جهت حفاظت هادیها در مقابل اضافه ولتاژها

۶- خطر برقگرفتگی در مواردیکه سیم پاره شده اما بدلیل وجود روکش، سر هادی از محل پارگی به زمین اتصال پیدا نکند. (در این شرایط ، رلهها اتصالکوتاه را تشخیص نداده و بدلیل عدم قطع توسط کلید، خطر برقگرفتگی، رهگذران را تهدید مینماید.

تذکر مهم: تاکنون نتیجه مطالعاتی مبنی بر حذف یا کاهش حریم خطوط با استفاده از  هادیهای روکشدار در ایران صورت نگرفته و در حال حاضر ‌نباید از هادیهای روکشدار جهت کاهش حریم استفاده نمود، اما بدلیل امکان کاهش طول کراس آرم (یک سوم طول کراس آرمهای موجود )، امکان کاهش کریدور آزاد (پهنای باند عبور) خطوط فراهم شده و علاوه بر تسریع در اجرای پروژهها، میزان حقوق ارتفاقی پرداختی جهت تملک کریدور خطوط کاهش مییابد.

انواع هادیهای روکشدار:

جنس هادیهای مورد استفاده، همانند هادیهای متداول در خطوط هوایی، بسته به شرایط،آْلومینیوم آلیاژی یا آلومینیوم تقویت شده با فولاد (ACSR ) می‌باشد. با توجه به نصب هادیها بصورت هوایی و در نتیجه قرار گرفتن در معرض نور خورشید و تغییرات جوی، روکش هادیها علاوه بر سبکی باید در برابر اشعه ماوراء بنفش (UV ) نیز مقاوم باشد. با توجه به موارد یاد شده، هادیهای موصوف به دو صورت روکش شده و در دسترس می‌باشند :

۱- نوع CC – در این نوع هادی، رشتههای هادی بوسیله روکشی از جنس پلی اتیلن کراسلینک(XLPE )، (عایق مربوط به کابلهای خشک مورد استفاده در شبکههای فشار متوسط ، فوق توزیع و فشار قوی)پوشیده شده است، این نوع هادی قابلیت تحمل تماسهای موقت و زود گذر دو فاز به هم یا فاز به زمین را دارا میباشد.

۲- نوع CCT – در این نوع هادی، رشتههای هادی بوسیله روکشی از جنس پلی اتیلن کراسلینک(XLPE )، (عایق مربوط به کابلهای خشک مورد استفاده در شبکههای فشار متوسط ، فوق توزیع و فشار قوی) اما با ضخامتی بیشتر که بسته به مقطع هادی متغیر میباشد، پوشیده شده و علاوه بر آن دارای یک روکش خارجی از جنس پلی اتیلن سنگین (پوشش خشک، سخت و با قدرت نفوذ پذیری کم)  میباشد که با هدف حفاظت عایق داخلی در برابر ضربات مکانیکی و برخورد اجسام خارجی و اشیاء برنده بکار میرود. این نوع هادی با توجه به ضخامت عایق و روکش خارجی، قابلیت تحمل تماسهای دو فاز به هم یا فاز به زمین را برای مدتهای طولانی دارا میباشد و طی این مدت طولانی، گروههای عملیاتی به مناطق مورد نظر مراجعه کرده و اقدام به رفع عیب خواهند نمود. مشخصات هادی روکشدار نوع CCT به مشخصات عایقی کابل نزدیکتر است.

   تفاوت هادیهای روکشدار نوع CCT و CC   با کابل خودنگهدار:

       تفاوت هادیهای روکشدار نوع CCT و CC   با کابل خودنگهدار این است که کابل خودنگهدار از بههم تابیده شدن سه رشته کابل مجزا و یک رشته سیم با مقاومت مکانیکی بالا به عنوان مهار (جهت اتصال مجموعه کابل به یراقآلات و تحمل وزن مجموعه) تشکیل شده است و هر رشته کابل شامل هادی آلومینیومی با مقطع استاندارد، لایه نیمه‌هادی داخلی بصورت نواری، اکسترود شده (تزریقی) یا هر دو (جهت یکنواخت نمودن میدان الکتریکی حول هادی و جلوگیری از تخلیه الکتریکی در فواصل احتمالی موجود بین عایق و هادی)، عایق XLPE با ضخامت استاندارد mm 5/5 ، لایه نیمه‌هادی خارجی بصورت نواری، اکسترود شده یا هر دو بعلاوه شیلد الکترو استاتیک ‌هادی (جهت یکنواخت نمودن میدان الکتریکی حول رشته‌های کابل) و غلاف (روکش) از جنس PVC میباشد در حالیکه هادی روکشدار نوع CC فقط شامل هادی، لایه نیمه‌هادی داخلی (در برخی موارد)، عایق XLPE با ضخامت کمتر (mm 5/3-3) بوده و هادی روکشدار نوع CCT شامل هادی، لایه نیمه‌هادی داخلی (در برخی موارد)، عایق XLPE با ضخامتی کمتر از ضخامت عایق کابل و روکش خارجی از جنس پلی اتیلن سنگین می‌باشد.

 طراحی اینورتور برق خورشیدی

    طراحی اینورتور برق خورشیدی

Cotek-SK1000-solar-inverter (1)

اینورتر وظیفه تبدیل برق DC به AC و بلعکس را انجام می دهد. در یک سیستم خورشیدی اینورتر ها مانند قلب سیستم عمل می کنند و برق DC تولید شده را به AC تبدیل می کنند.

بررسی اینورتر ها از نظر شکل موج تولیدی

  • اینورتر موج مربعی (square wave inverters)

این اینورتر ارزان ترین و در عین حال بدترین نوع اینورترها می باشد. موج مربعی یک موج نامناسب و نامطبوع برای بیشتر وسایل الکتریکی است. این اینورترها معمولاً ارزان، توان هایی کمتر از ۵۰۰ وات و بیشتر برای جا فندکی ماشین استفاده می شوند. پس این اینورترها برای مصارف خانگی و صنعتی اصلاً کارایی ندارد.

 

  • اینورتر سینوسی اصلاح شده (modified sine wave inverters)

شاید بتوان گفت که اقتصادی ترین و معمول ترین اینورتر همین نوع می باشد. این نوع اینورتر یک موج متناوب تولید می کنند که شکل این موج مابین شکل موج مربعی و شکل موج سینوسی کامل قرار می گیرد. در بسیاری موارد به این نوع اینورترها، اینورتر شبه سینوسی (Quasi-Sine Wave inverters) نیز گفته می شود. مزیت این نوع اینورتر ها قیمت پایین آنهاست و در کل کارایی خوبی دارند و بیشتر وسایل برقی مانند لوازم روشنایی، رادیو، بسیاری از تلویزیون ها و کامپیوترها و … را می توان با این اینورترها راه اندازی کرد ولی بعضی از وسایل الکتریکی مانند بیشتر موتورها توانایی کار با این اینورترها را ندارند. پس نتیجه می گیریم که این اینورتر برای مصارف کوچک کاربرد دارد.

  • اینورتر سینوسی خالص (pure sine wave inverter)

همانطور که از اسم این اینورتر مشخص است یک موج سینوسی کامل یا خالص تولید می کند تا حدی که در بعضی از اینورترها حتی یک موج سینوسی بهتر از برق شهر تولید می کند. این اینورتر قادر به راه اندازی تمامی وسایل الکتریکی در حد توان خود می باشد ولی قیمت این اینورتر گران است. پس می توان گفت بهترین نوع اینورتر این مدل است و می توان از این اینورتر برای تمامی مصارف استفاده کرد.

همان طور که بیان شد بهترین نوع اینورتر، نوع سینوسی خالص آن است ولی چون گران قیمت است نمی توان از آن در بسیاری از مصارف کوچک استفاده کرد. اما از میان دو اینورتر دیگر نوع شبه سینوسی بهتر از مربعی است. چون با اینورتر شبه سینوسی می توان وسایل الکتریکی موتور دار مانند یخچال را راه اندازی کرد فقط تلفات توان این وسایل بالاتر می رود و عمر آنها کمی کاهش پیدا می کند. اما اینورتر موج مربعی را اصلاً نباید برای وسایل موتوری استفاده کرد زیرا این نوع اینورتر در یک لحضه از مقدار مثبت به مقدار منفی می رود و این تغییر علامت ناگهانی خیلی برای وسایل موتوری خطرناک است. پس در کل تا می شود باید از اینورتر سینوسی خالص و شبه سینوسی استفاده کرد.

در زیر شکل موج تولیدی هر سه اینورتر رسم شده است.

انواع اینورتر خورشیدی و مشخصات فنی آن

اینورتر متصل به شبکه (grid tie inverter)

اگر شما به شبکه برق متصل هستید و انرژی خورشیدی را برای کاهش دادن میزان هزینه برق مصرفی از شبکه نصب می کنید و یا اگر به هر دلیلی نمی توانید ارتباط خود را با شبکه برق قطع کنید این اینورترها راه حل خوبی برای شماست. با استفاده از این اینورترها هر چقدر که سیستم خورشیدی شما برق تولید کند به همان میزان برق مصرفی از شبکه کم می شود در واقع هزینه های شما کم می شود. و اگر سیستم شما بیش از نیاز برق تولید کرد می توان ان را به شبکه فروخت. در این نوع سیستم ها اگر شما نیاز به برق پشتیبان نداشته باشید در نتیجه نیاز به باطری ندارید و هزینه نصب سیستم خورشیدی شما هم کاهش پیدا می کند. یا اگر نیاز به برق پشتیبان برای زمان کمی دارید مثلاً یک ساعت می توان ظرفیت باطری ها را خیلی کم انتخاب کرد.

در نوع متصل به شبکه، برق تولیدی از پنل خورشیدی به طور مستقیم به اینورتر وارد می‌شود. بنابراین این اینورتر با اینورترهای معمولی متفاوت است. زیرا برق تولید شده از پنل به دلیل تاثیرات شرایط محیطی مانند تغییرات تابش نور خورشید همیشه در حال تغییر است. پس اینورتر با یک توان ورودی یکنواخت روبرو نیست و در نتیجه باید الگوی خاصی برای تبدیل برق مستقیم به برق متناوب داشته باشد. در نتیجه قیمت اینورتر خورشیدی نسبت به اینورتر معمولی بالاتر است.

اینورترهای جدا از شبکه (off grid inverte)

این نوع اینورترها همان گونه که از نامشان مشخص است قابلیت اتصال به شبکه برق را ندارند و نمی توان آنها را به شبکه متصل کرد. تقریباً تمام اینورترهایی که در خودرو و برای سیستم های کوچک استفاده می شود از این نوع اینورتر هستند.

در نوع منفصل از شبکه، اینورتر برق ذخیره شده در باتری را از ۱۲ ولت مستقیم به ۲۲۰ ولت متناوب تبدیل می‌کند تا مناسب برای استفاده در وسایل برقی خانه شود. اینورترها هرچه قدر شکل تبدیلشان سینوسی تر باشد، بهتر خواهند بود. این اینورترها مانند اینورتر متصل از شبکه نیستند زیرا برق یکنواخت باتری را تبدیل خواهند کرد.

برای انتخاب اینورتر دو پارامتر بسیار مهم را باید در نظر گرفت:

  • ولتاژ ورودی به اینورتر

  •  توان خروجی از اینورتر

ولتاژ ورودی به اینورتر منفصل از شبکه مربوط به ولتاژ باتری و در نوع متصل به شبکه مربوط به ولتاژ پنل است. توان خروجی از اینورتر هم مربوط است به حداکثر توانی که سیستم برای آن طراحی شده است. این توان برای سیستم‌های منفصل معمولا در اینورترها از ۲۰۰ وات تا ۳۰۰۰ وات می‌باشد.

چه ولتاژی (۱۲ ، ۲۴ ، ۴۸ ولت) برای ورودی اینورتر انتخاب کنم ؟

ولتاژ ورودی اینورتر باید همیشه با ولتاژ سیستم که همان ولتاژ باتری ها و پنل هاست برابر باشد. تاثیر گذارترین عامل در انتخاب ولتاژ سیستم فاصله بین باتری ها و پنل هاست. زیرا در ولتاژ بالاتر میزان جریان کم تر است و در نتیجه قطر کابل که نسبتاً گران قیمت است کم می شود.

آیا می توان از هر اینورتری در سیستم های خورشیدی استفاده کرد؟

با توجه به اینکه اینورتر برق DC را به AC تبدیل می کند، بله می توان هر اینورتری را برای سیستم های خورشیدی استفاده کرد ولی باید این را مد نظر داشت که چون این اینورتر باید دائم در حال کار باشد باید از اینورتری که کیفیت و بازده خوبی دارد استفاده شود. پس توصیه نمی شود از اینورتر های ارزان قیمت داخل بازار که عمدتاً برای مسافرت ها و کمپ ها استفاده می شود و از اجناس نامرغوب با بازده پایین ساخته می شوند استفاده کنید.

پارامترهای مشخصه اینورتر در جدول زیر ارائه شده است.

انواع اینورتر خورشیدی و مشخصات فنی آن

در جدول زیر مشخصات فنی یک مبدل ۲۵۰ کیلوواتی ارائه شده است.

انواع اینورتر خورشیدی و مشخصات فنی آن
منبع:برق نیوز